خواسته‌های ایران و آمریکا فاصله زیادی دارد

آرمان ملی- علیرضا پورحسین: نماینده ایران در سازمان ملل پس از برگزاری مذاکرات در دوحه عنوان کرده است که تیم ما آماده تعامل سازنده برای دستیابی به یک توافق است. چنانچه آمریکا واقع‌بینانه عمل کند و عزم جدی برای اجرای تعهدات خود داشته باشد، توافق دور از دسترس نیست. سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل، در شورای امنیت اظهار کرده است که ما پیام‌‌های قوی در تجدید حمایت از احیا و اجرای کامل برجام دریافت کردیم. بدیهی است که دلایل اصلی وضعیت کنونی، خروج غیرقانونی آمریکا از برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها و همچنین عدم اراده سیاسی سه کشور اروپایی برای انجام تعهداتشان است. روانچی تاکید کرد که ایران به دیپلماسی چندجانبه متعهد است که نتیجه آن، باید تضمین لغو موثر و قابل راستی ‌آزمایی همه تحریم‌‌های غیرقانونی باشد. مشخصا ایران به عنوان یکی از اعضای مسئول معاهده منع اشاعه به اصل همکاری با آژانس متعهد است و تمامی تعهدات خود را بر اساس معاهده مذکور و موافقتنامه جامع پادمان انجام داده است. نماینده ایران همچنین تصریح کرد که در جریان مذاکرات حسن نیت خود را برای دستیابی به توافقی قابل قبول نشان دادیم. همان‌طور که همیشه تاکید کرده‌ایم برجام باید به‌طور کامل، مؤثر و به گونه‌ای اجرا شود که بتوان آن را راستی آزمایی کرد. زمان آن فرا رسیده است که آمریکا تصمیم سیاسی برای کنار گذاشتن سیاست شکست خورده فشار حداکثری بگیرد. طی رایزنی‌های فشرده‌ ایران با هماهنگ‌ کننده اتحادیه اروپا، آقای جوزف بورل، در هفته گذشته در تهران، ایران یک بار دیگر بر تمایل خود به ارائه راه حل‌های ابتکاری در مورد موضوعات باقی‌مانده و با امید به شکستن بن‌بست تاکید کرد. ما توافق کردیم که از طریق اتحادیه اروپا مذاکرات غیرمستقیم را با آمریکا داشته باشیم تا بر آخرین موانع در مذاکرات غلبه کنیم. ما در مذاکرات دوحه که جدی و مثبت بود با جدیت عمل کردیم. در راستای بررسی این آخرین وضعیت مذاکرات «آرمان‌ملی» گفت‌وگویی با محسن جلیلوند، استاد روابط بین‌الملل داشته است که در ادامه می‌خوانید: چه تحولاتي سبب شد تا مذاکرات در دوحه نيز نتايج مطلوبي نداشته باشد؟
روند ديپلماتيک در ماه‌هاي اخير به گونه‌اي پيش رفته است که گويا قرار نيست توافقي شکل گيرد و هر مرتبه يک مورد مطرح مي‌شود و هيچ يک از طرفين در خصوص آن موضوع از مواضع خود کوتاه نمي‌آيند و به اين ترتيب بار ديگر اعلام مي‌شود که بن‌بست در مذاکرات شکل گرفته است. در دوحه نيز باز هم به نظر مي‌رسد مسائل جديد مطرح شده و همين امر سبب شده تا موفقيت در مذاکرات حاصل نشود. گويا آمريکا اراده‌اي براي توافق ندارد و همين امر مسير مذاکرات را دشوار کرده است و اروپا نيز هر چه تلاش مي‌کند تا نظرات را به يکديگر نزديک کند اما نتيجه حاصل نمي‌شود. بايد توجه داشت که خواسته‌ها در دوحه بسيار فاصله داشته است و همين امر سبب شده تا توافق دور از دسترس تصور شود. به قدري امروز فاصله‌ها زياد شده که به نظر مي‌رسد اروپا نيز در عرصه ميانجي‌گري نااميد شده است. امروز تقريبا ديگر بر سر مسائل هسته‌اي در دوحه بحث نمي‌شود و مسائل ديگري مطرح شده و بر سر همين مسائل نيز توافق شکل نگرفته است. پرداختن به مسائلي فارغ از مساله هسته‌اي اين شائبه را ايجاد کرده است که به اين زودي‌ها توافق حاصل نمي‌شود. مشخصا با اين روش توافق دور از دسترس است و بايد به شکل ديگري عمل کرد.
ممکن است در آينده تنش‌هايي ميان طرف‌هاي برجام ايجاد شود؟
در حال حاضر جامعه جهاني موضوعاتي براي توافق دارد و در مسائلي توافق وجود ندارد يکي از مسائلي که مي‌توان بر آن توافق کرد همين موضوع هسته‌اي ايران است. مي‌توان در اين خصوص به توافق رسيد ولي هزينه‌اي که کشور‌هاي غربي حاضر به پرداخت آن باشند بحثي ديگر است. اگر بخواهندبه توافقي دست پيدا کنند که نه سيخ بسوزد و نه کباب بايد هزينه آن را بدهند ولي آمريکا به دلايل مختلفي حاضر به پذيرش هزينه‌هاي اين توافق نيست. آمريکا عقيده دارد تنها موضوع هسته‌اي ايران مطرح نيست و مسائل ديگري وجود دارد. سر جمع تعارض منافع پيش آمده است چون ايران هم مسائل خود را دارد. بنابراين با گذشت زمان مشکلات ما افزون‌تر مي‌شود. امروز در مقايسه با سال گذشته که مذاکرات رو به آغاز بود وضعيت سخت شده است. دلار حدودا 10 هزار تومان گران‌تر شده است و به دنبال آن مشکلاتي ديگر ايجاد شده است و اين اختلاف مشخصا کم نيست. به همين علت در هر دو طرف، آن‌ها و ما بايد تصميم سخت بگيريم. تصميم سخت ما اين است که سياست داخلي و خارجي خود را سامان دهيم. تحريم بر اقتصاد ايران فشار آورده است و اين حرف گزارشگر سازمان ملل به عنوان شخصيتي بي‌طرف است و حرف من نيست. در 10 سال گذشته رشد ناخالص ايران روي کاغذ صفر بود اگر فردا تحريم‌هاي ايران تماما برداشته شود 8 سال طول مي‌کشد که به سال 92 برگرديم. از طرفي وقتي آمريکا مذاکرات با ايران را شروع کرد ايران تعدادي سانتريفيوژ عقب مانده داشت اما امروز سانتريفيوژهاي ايران به نزديک چند هزار رسيده است و ‌آي‌آر 8 است و اورانيوم 60 درصد غني مي‌کند اين هم مساله آمريکاست و طرفين در وضعيتي قرار گرفته‌اند که بايد توازن ايجاد کنند و اينکه تا چه حد موفق باشند بحث ديگري است. هيچ چيزي اجتناب پذير نيست. تنش حاصل محاسبه نيست حاصل سوء محاسبه است. بنابراين اينکه کدام يک از طرفين محاسبه کند مهم است، سوء محاسبه يعني شما از حوزه عقلانيت خارج مي‌شويد.


تقابل ايران و طرف‌هاي غربي برجام در روزهاي آتي به چه شکل خواهد بود؟
به اين زودي پرونده ايران به شوراي امنيت نمي‌رود و يک روند سختگيرانه سياسي در پيش گرفته خواهد شد. فعلا بيانيه‌ها، فشارهاي سياسي و تشديد تحريم شرکت‌ها در دستور کار قرار مي‌گيرد تا شايد با فشار سياسي و اقتصادي ايران را به پاي ميز مذاکره بکشانند. بايد توجه داشت که بزودي بايدن به خاورميانه سفر مي‌کند و در اين سفر بسياري از مسائل مشخص مي‌شود. پيش بيني مي‌شود که در سفر بايدن به خاورميانه، برنامه و ساختار خاورميانه تا 10 سال آينده مشخص مي‌شود و در چنين شرايطي ايران نيز بايد حداکثر استفاده را بکند. مشخصا بايدن به خاورميانه مي‌آيد تا شکلي جديد به منطقه دهد و تا 10 سال آينده مشخص کند که معادلات خاورميانه به چه شکل خواهد بود. برنامه‌ها براي خاورميانه مشخص شده است و در گروه هفت نيز در اين خصوص صحبت‌هاي جدي شده است و با سفر بايدن به منطقه، برنامه براي منطقه عملياتي و اجرايي مي‌شود. مذاکرات ايران تابعي از تصميمات گرفته شده در گروه 7 است. مذاکرات با ايران نيز شايد در اين حوزه تعريف شده باشد و به همين علت مذاکرات در دوحه شروع شد. برجام تابعي از همين متغيرها خواهد بود. ايران به اين علت تمايل براي مذاکره نشان داده است که مي‌داند در آينده چه اتفاقي رخ مي‌دهد. ايران آگاه است و به همين علت روشي معقولانه را در پيش گرفته است اما بايد اين روش نيز به نتيجه برسد و وقت از دست نرود.
مذاکرات منطقه‌اي نيز در راستاي همين برنامه ده ساله بايدن و آمريکا براي خاورميانه است؟
بايد توجه داشت که مذاکره با کشورهاي عربي يک مساله فرعي است. چالش ما با دنياي غرب و متحدينش در خصوص مسائل نظامي و هسته‌اي است و اگر اين دو موضوع حل و فصل شود قطعا ساير مسائل نيز حل مي‌شود. اگر تنش‌ها با غرب کاهش پيدا کند، قطعا در منطقه نيز تنش‌ها کاهش پيدا مي‌کند. مذاکره با اردن، مصر و عربستان به علت اينکه فاصله نظرات ميان طرفين زياد است و پيشنهادهاي مطرح شده با يکديگر متضاد است، نتيجه‌اي حاصل نمي‌شود تا مشکل اصلي حل و فصل شود. با چند مذاکره منطقه‌اي چنين مشکلاتي حل نمي‌شوند. امروز غرب در قبال برنامه هسته‌اي و نظامي ايران کوتاه نمي‌آيد. امروز يکي از پرونده‌هاي مهم خاورميانه، نزاع يمن است که فعلا در حالت فريز باقي مانده است تا ساير مشکلات اصلي تکليفش مشخص شود. به همين علت گفته مي‌شود که کشورهاي حاضر در منطقه زماني با ايران مي‌توانند رابطه خوبي داشته باشند که آمريکا با ايران به سمت کاهش تنش گام بردارند.
ساير برنامه‌هاي منطقه‌اي ايران در خصوص همسايگان شمالي مي‌تواند در اين ميان نتايج مثبت داشته باشد؟
در اجلاسيه خزر نيز شاهد بوديم که بين اعضا اتحادي منسجم وجود نداشت و از سوي ديگر نيز شاهد هستيم که ايران هنوز رژيم حقوقي درياي خزر را به تصويب نرسانده است و به همين علت نمي‌توان به همسايگان شمالي دل خوش کرد زيرا آن‌ها نيز به دنبال منافع خود هستند. در همين زمينه روسيه نيز در حال فشار وارد کردن بر ترکمنستان است تا گاز خود را به اروپا صادر نکند. تفاهم‌هاي انجام شده در حوزه خزر نيز محکم نيست. به همين علت ايران بايد به فکر حل مساله اصلي خود در عرصه سياست خارجي باشد. اينکه گفته مي‌شود براي مثال انريکه مورا در دوحه از خواسته‌هاي آمريکا عصباني شده است بيشتر جنبه تبليغاتي دارد و امروز بايد به سمتي رفت تا مساله اصلي حل شود. بايد توجه داشت که چون جمهوري‌خواهان کنگره که تمام قد و متحد ضدبرجام شده‌اند، اينجا تغيير نگاه دموکرات‌ها هم بسيار مهم است. وقتي علاوه بر سناتور چاک شومر، رهبر اکثريت دموکرات مجلس سنا شاهد رأي مثبت سناتور منندز، رئيس کميته روابط خارجي سنا به اين طرح و انتقاد از عملکرد دولت بايدن در قبال مذاکرات وين هستيم يقينا اختلاف نظر داخلي در آمريکا بين دولت و کنگره پارامتر مهمي در عدم احياي برجام خواهد بود. چرا که اين نکات نشان مي‌دهد هر دو حزب در کنگره به اجماع جدي روي مقابله با برجام رسيده‌اند. در چنين شرايطي قطعا سياست خارجي دولت بايدن هم تحت ‌الشعاع قرار خواهد گرفت. پارامتر اصلي تعيين خطوط قرمز سياست خارجي آمريکا در دست سنا قرار دارد. درست است که رئيس سنا همان معاون اول رئيس‌جمهور يعني خانم کاملا هريس است و وي براي تعيين طرح‌هايي که آراي مساوي دارد با رأي خود مي‌تواند تکليف آن طرح را به سمت دموکرات‌ها روشن کند، اما فضاي کنوني در سناي آمريکا ديگر از دست دموکرات‌ها خارج شده است. چون طبق قانون رهبر اکثريت سنا يعني سناتور چاک شومر روساي کميته‌هاي سنا را تعيين مي‌کند. اين تحولات داخلي آمريکا نيز مشخصا تاثيرگذار است تا آمريکا از خواسته‌هاي خود در دوحه عقب ننشيند. آنچه در دوحه رخ داد به اين علت بود که هنوز مساله حل و فصل نشده است. آمريکا به انريکه مورا گفته بود که چه مواردي را مطرح مي‌کند و ايران نيز اين مساله را مطرح کرده است که چه خواسته‌هايي دارد و اروپا تصور مي‌کرد که مي‌تواند اين خواسته‌ها را در دوحه نزديک کند اما محقق نشد.