هنوز بارقه امید سوسو می‌زند

یوسف مولایی استاد دانشگاه  
 
 
 


فرانسه، آلمان و بريتانيا روز شنبه اعلام کردند در خصوص تعهد تهران براي دستيابي به نتيجه مثبت در مذاکرات احياي توافق هسته‌اي 2015 موسوم به برجام ترديد جدي دارند و تهران در واکنش به بيانيه برجامي تروئيکاي اروپايي بايد مسئوليت نتايج را نيز بپذيرد. واقعيت اين است که با هر روز که زمان مي‌گذرد، مذاکرات احياي برجام سخت‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود ولي هنوز به معني خاتمه روند مذاکره نيست بلکه دارد وارد يک مرحله پيچيده‌تري مي‌شود که احتمالا روش و قاعده بازي بايد تغيير بکند. به نظر مي‌رسد ايران و آمريکا محاسباتشان در مورد يکديگر خيلي درست نبوده و شايد ايران حساب مي‌کرد چنانچه آمريکا به انتخابات ميان دوره‌اي نزديک شود به موفقيت در مذاکره نياز دارد بنابراين اگر به آمريکا فشار بياورد آنها کوتاه مي‌آيند و قبل از انتخابات شايد نتيجه بهتري حاصل شود. متقابلا آمريکايي‌ها فکر مي‌کردند ايران تحت فشار اقتصادي است و اگر بر خواسته‌هاي خود سختگيري و پافشاري کنند، نهايتا انعطاف نشان خواهد داد اما هيچکدام از اين دو درست از آب درنيامد و چون محاسبات اشتباه از آب درآمد، خروجي اين شد که فعلا مذاکرات نتيجه بخش نباشد. ولي هنوز نمي‌توان گفت که مذاکرات قطعا شکست خورده و ديگر صورت نخواهد گرفت. براي اينکه گزينه بعدي يا پلان B دو طرف بسيار پرهزينه است و نهايتا آمريکا و ايران نمي‌خواهند روابط و مسائل مربوط به پرونده هسته‌اي وارد آن مرحله شود. اگر مرحله احياي برجام صورت نگيرد، بلافاصله آمريکا با کمک اروپايي‌ها که با اين بيانيه نشان دادند آمادگي زيادي دارند وارد يک اجماع جهاني مي‌شوند که فعاليت هسته‌اي ايران را از نظر صلح‌آميز بودن کلا زير سوال ببرند و به عنوان يک موضوع تهديد صلح و امنيت بين‌المللي مطرح کنند و در صورتي که در شوراي امنيت موفق نشوند اقدامي انجام دهند قطعا مکانيسم ماشه را فعال خواهند کرد. ضمن اينکه مرتبا به ايران تکرار خواهند کرد که تمام گزينه‌ها از جمله گزينه نظامي روي ميز است. در اين صورت يا آمريکا و متحدانش بايد تسليم ايران شوند که امر بعيدي است و اگر تسليم نشوند، بايد واکنش شديدي که بازدارندگي قطعي داشته باشد از آنچه آنها ادعا مي‌کنند - يعني از دستيابي ايران به سلاح هسته اي- انجام دهند. بنابراين آن مرحله بسيار پيچيده و پرهزينه و تبعاتش غيرقابل پيش بيني است. از اين رو به نظر مي‌رسد طرفين ترجيح مي‌دهند فعلا وارد آن مرحله نشوند از اين جهت شکست و پايان مذاکرات را اعلام نمي‌کنند. فشارهاي ديپلماتيک و روحي و رواني به همديگر وارد مي‌کنند ولي هنوز شکست را قطعا اعلام نخواهند کرد و مسيرهايي براي ادامه مذاکرات باز خواهند کرد. محاسبه اشتباه ديگري که از سوي ايران انجام شد اين بود که گمان مي‌کرد اروپايي‌ها با نزديک شدن به فصل سرما به نفت ايران نياز دارند درحالي که اولا، نفت ايران بلافاصله به آن صورت قدرت افزايش ندارد و به هيچ وجه هم امکان جايگزيني به جاي روسيه را ندارد چون روسيه در روز حداقل شش تا هفت ميليون بشکه توليد مي‌کند و ظرفيت بالاتري هم دارد. ايران درصورتي که خيلي تلاش کند در کوتاه مدت بتواند يک ميليون بيشتر از توليد فعلي به بازار وارد کند و معلوم نيست چقدر از اين ميزان به اروپايي‌ها برسد. بنابراين اروپايي‌ها از اين جهت خيلي آنگونه تحت فشار نيستند يا حداقل روي ايران اين حساب را باز نمي‌کنند که بتواند مشکل‌شان را حل کند و به دنبال جايگزين‌هاي ديگري هستند و احتمالا هم مطالعاتي کرده‌اند که از کجا بخشي از انرژي مورد نياز خود را تامين کنند. در اين صورت ايران نمي‌تواند از اين اهرم استفاده خيلي زيادي ببرد هرچند که به ايجاد آرامش در بازار کمک مي‌کرد ولي نمي‌تواند جايگزين شود و مشکلات را حل کند. بنابراين در محاسبات بايد ميزان اهميت جايگزيني نفت ايران يا ورود نفت ايران به بازار بين‌المللي درست محاسبه مي‌شد. کارشناسان ايران که مورد مشورت تيم مذاکره کننده هستند در انجام مذاکرات دقت خوبي به کار نبردند و شايد يکسري دلايلي باشد که باعث شد مذاکرات تا اينجا به نتيجه نرسد.