بلیط هواپیما

اگر گوشی برای شنیدن بود...

فریبا خانی نویسنده و روزنامه‌نگار  
 
تا انگشتانم را روی صفحه کلید فشار می‌دهم برای نوشتن این سطور این خبر را می‌خوانم: «احتمالاً به دلیل مسائل امنیتی محدودیت‌هایی در اینترنت اعمال می‌شود.» نقل قول عیسی زارع‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات است؛ یکهو استرس می‌گیرم.  اگر بخواهم مقاله‌ای را جست‌وجو کنم دنبال آماری باشم چگونه بدون اینترنت کار کنم؟ هر چند وقت یکبار یک خبر مثل موج ما را می‌برد. و ما از زندگی طبیعی دور می‌شویم.  و حسی عمیق به ما القا می‌کند که زندگی آنقدر‌ها هم خوب نیست. و اینکه چرا زنده‌ایم هم مساله می‌شود.  این روزها مثل یک آدم خارج از جامعه به جامعه نگاه می‌کنم. با بهت شاید.  احساس می‌کنم مثل راوی داستانم. گاهی مقاله می‌خوانم چند روز پیش در تجارت فردا خوانده بودم که جهان درگیر طغیان است. در مقاله آمده بود که گزارش‌های رسمی از تشدید بحران‌های مالی، افزایش تورم، تعمیق فقر، تخریب محیط‌زیست و بحران گرسنگی در جهان حکایت دارد. دست کم 100 کشور در معرض طغیان اجتماعی‌ قرار دارند و شواهد حاکی از آن است که نارضایتی و شورش‌ خیلی از کشورها را تهدید می‌کند. خب یعنی جهان با سازو کار فعلی و شرایط زیست محیطی و گرسنگی و التهاب دست و پنجه نرم می‌کند. التهاب یک امر جهانی است.  اما این روزها هم ما در کشور به‌خاطر شرایط پیش آمده در التهابیم.  قبل از اتفاقات اخیر و مرگ مهسا امینی، خبرهای زورگیری و قتل و خودکشی تلنگری بود که  خشونت در کشور در حال افزایش است... محمدباقر تاج‌الدین جامعه‌شناس در باره خشونت‌ها مقاله‌ای نوشت و توضیح داده بود: «خشونت اجتماعی در جامعۀ فعلی ایران را می‌توان به مثابه نوعی شورش انسان‌ها علیه خود و دیگران نیز تلقی نمود به گونه‌ای که حسرت‌ها، حقارت‌ها، عدم دسترسی‌ها و عدم برخورداری‌های خود را با رفتارهای خشونت آمیز علیه دیگران و حتی خودشان جبران می‌کنند. خشونت اجتماعی به این معنا نوعی جبران کنندگی منفی نیز محسوب می‌شود به این دلیل که وجود فقر و محرومیت‌ها، نابرابری‌های اجتماعی ،  شکاف طبقاتی روزافزون مسیرهای برون رفت از چنین وضع ناگوار و بُغرنجی را تقریباً مسدود کرده و تو گویی که راهی نمانده بجز روی آوردن به خشونت...» ببینید هنوز به ماجراهای اخیر نرسیده‌ایم. کارشناسان اجتماعی جامعه را ملتهب می‌دیدند. و تحلیل‌های این التهابات اجتماعی را می‌دادند کافی است مقاله‌های آن‌ها را بخوانیم. پس این جامعه ملتهب که تحت تاثیر اتفاقات جهانی و زیست محیطی، و خشونت و خبرهای مختلف قتل و خودکشی و تجاوز شده بود وارد فاز جدید التهاب شد.  ماجرای مهسا امینی پیش آمد. مدت‌هاست که مردم به رفتار گشت ارشاد معترض بودند و در فضای مجازی مدام این نارضایتی بود آن‌ها فکر می‌کردند که به جای حل مشکلات اقتصادی و برخورد با مفسدان آن، بی‌آبی و خشک شدن دریاچه ارومیه و دیگر دریاچه‌ها و مشکلات دیگر چرا دولت به این موضوع می‌پردازد و چرا درکی از موقعیت اقتصادی و شرایط سخت مردم ندارد.   ببخشید یک دقیقه بروم ببینم اینترنت دارم یا نه؟ خبرها را یکبار دیگر نگاه می‌کنم. وقایع را رصد می‌کنم. مثل من راوی قصه‌ها به این سطور باز می‌گردم.  دوباره به صفحه‌کلید پناه می‌آورم. نه اینترنت هنوز وصل است البته از اینترنت ایرانسل نمی‌توانم چیزی دانلود کنم. انگار اینترنت تلفن همراه اول نفسی می‌کشد.  داشتم می‌گفتم جامعه در فازهای مختلف التهابی دست و پا می‌زد. که مرگ مهسا امینی رخ‌داد. مثل ماجراهای گذشته و الگوی تکرار شونده مسئولان مدیریت بحران را به نهایت اعلا بد اجرا کردند. چیزی که مردم را در وقایع اخیر عصبانی کرد. اظهار نظرهای برخی مسئولان بود.  این اظهار نظرها از خون رقیق مهسا، تا تومور مغزی و اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده است... درون ون گشت ارشاد،  مهسا شوخی هم می‌کرده است... یا ایشان دارو مصرف می‌کرده و یا این اظهار نظرها که این واقعه دروغ مجازی است و....  انجمن جامعه شناسی ایران بیانیه‌ای داد که در بخشی از آن آمده بود: « مسئولان بیشتر از آنکه به افکار عمومی توضیحات قانع‌کننده بدهند و یا سعی کنند با بازماندگان قربانی همدلی کنند، واکنش‌هایی را ابراز می‌دارند که به افزایش خشم منجر می‌شود. امیدواریم دستور مقامات مبنی بر پیگیری موضوع و ارائه گزارش، ابعاد مختلف این اتفاق و نحوه روی دادن آن را روشن کند و پاسخی شفاف و قانع‌کننده به افکار عمومی ارائه شود. این نکته را نباید از نظر دور داشت که رویه‌های معمول در زمان خریدن و به فراموشی سپردن ماجرا موثر نیست، چنان که امروز هم مشاهده می‌کنیم اتفاقات گذشته از حافظه جمعی پاک نشده است و در هر فرصتی بازتولید می‌شود و پاسخ امروز مسئولان را با آن محک می‌زنند. تعویق موضوعات و بی‌اعتنایی به ارائه پاسخ‌های شایسته، مشکلی را حل نمی‌کند.»بروم ببینم این محدودیت اینترنت چقدر است؟ ادامه بدهم به کند و کاو یا راه دیگر در پیش گیرم.