بلیط هواپیما

«احزاب» گمشده اعتراضات؛ نیاز انتخابات

آرمان امروز: کشور در سه ماه اخير تنش ها و اعتراضات کم سابقه اي را تجربه کرده است که به شکلي کنشگري دستگاه هاي مختلف و مردم را به شکل هاي مختلف به همراه داشته است. در اين ميان بزرگ ترين غايب بي شک احزاب هستند که در هيچ کجاي اين اتفاقات سه ماه اخير حضور نداشته و مشخصا خلا احزاب سبب شد تا تنش ها پهنه بيشتري داشته باشد و هيچ راه حلي براي پايان ناآرامي ها وجود نداشته باشد. بي شک خلا همين احزاب است که سبب شده تا برخي سودجويان، اعتراضات به حق مردم را به سمت و سويي خاص کشانده و منجر شوند تا مردم به خواسته هاي خود نرسد. در صورتي که مشخصا احزاب مي توانستند صداي مردم را به شکل بهتري به نظام سياسي رسانده و سهم بيشتري از مطالبات مردم را تحقق بخشد. مشخصا عدم فعال بودن احزاب به شکل حرفه اي نيز در ماه هاي آينده مي تواند براي کشور تبعات سنگيني داشته باشد و انتخابات سال آينده مجلس را با اما و اگر همراه کند. در راستاي بررسي اين موضوع «آرمان امروز» گفت و گويي اختصاصي با امير دبيري مهر، پژوهشگر و تحليلگر مسائل سياسي داشته است که در ادامه مي خوانيد.
*حزب در سياست به چه ساختاري اطلاق مي شود و چه ويژگي هايي بايد داشته باشد؟
جهت کنشگري و ايفاي نقش سازنده در عرصه سياست به مجموعه اي از نهادها نظير دولت، مجلس، دادگستري، سازمان ها مردم نهاد و احزاب نياز است. بر همين اساس احزاب سياسي شامل ساختارها و نهادهاي مفيد و مناسب براي رقابت سياسي به منظور کسب آراي مردم و رسيدن به قدرت و پس از آن کنشکري در عرصه حکمراني است.
تا به امروز هيچ نهاد و ساختاري مفيدتر از احزاب براي رقابت سياسي شناسايي نشده است تا از اين طريق بتوان حکمراني کرد. احزاب سياسي همواره قانونمند و برآمده از گرايش ها و تفاوت هاي درون هر جامعه اي مي توانند باشند تا حقوق هر بخش از جامعه احقاق شود. احزاب وابسته به افراد نيستند و عملکردي کاملا شفاف و حرفه اي دارند به اين شکل که بر اساس استفاده از دانش و تجربيات گذشته گام هاي بعدي خود را بر مي دارند و از اين طريق است که وارد پارلمان و دولت براي تصميم گيري مي شوند و به شکلي به صورت اصولي گام هاي پيشرفت در عرصه سياست را برمي دارند.

*طبق تعريف ارائه شده آيا حزب کارآمد و حرفه اي امروزه در کشور وجود دارد؟
عليرغم اين که حزب در ايران تاريخچه طولاني مدتي دارد اما امروز هيچ حزب حرفه اي و کارآمدي در ايران وجود ندارد. پس از نقلاب مشروطه احزاب به شکل جدي در ايران آغاز به کار کردند که اين احزاب غالبا به سه دسته تقسيم مي شدند. دسته اول احزاب دولتي و حکومتي بودند که براي تظاهر به تحزب ساخته شده بودند و بدون اين که پايگاه اجتماعي داشته باشند و منافع گروه هاي اجتماعي را تعقيب کنند، صرفا فعاليتي سياسي داشتند. اوج اين شکل از تحزب در دوره پهلوي دوم ديده مي شود جايي که احزاب بيشتر جنبه حکومتي داشتند. دسته ديگري از احزاب که در ايران شکل مي گيرند بيشتر نماينده کشوري ديگر در ايران هستند و به عامل خارجي وابسته هستند که مهم ترين نمونه آن حزب توده است. حزب توده عملا سياست هاي شوروي را دنبال مي کرد هرچند قوي و منسج بود و در داخل سازماندهي مي شد. حزب توده اثرات بسيار بدي در کشور به جا گذاشت و به همين علت نتوانست پايدار باشد. دسته سوم احزاب نيز احزاب خلق الساعه هستند که در زمان هاي نزديک به انتخابات فعال مي شوند و شکل مي گيرند تا سهم بيشتري از انتخابات پارلماني و رياست جمهوري داشته باشند. در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين احزاب بيشتر ديده شدند که اين احزاب نيز فاقد ويژگي هاي اصلي يک حزب حرفه اي هستند. با نگاهي به اين سه دسته از احزاب شاهد هستيم که عملا در سال هاي اخير حزب به معناي واقعي کلمه در ايران وجود نداشته است تا بتواند بر عرصه سياسي کشور اثرگذاري مفيد داشته باشد.
*نبود حزب به معناي واقعي کلمه چه لطمه اي به جامعه وارد کرده است؟
ناکارآمدي دولت ها و پارلمان ها زماني در کشور به حداقل مي رسد که احزاب به صورت اصولي و حرفه اي در کشور فعاليت داشته باشند. احزاب نماينده مطالبات، آرا و خواسته هاي گروه ها و اصناف مختلف در درون جامعه هستند که در چهارچوب شفاف و قانونمند، منافع گروه ها و طبقات اجتماعي را در سياست پيگيري مي کنند و تحت نظارت جامعه و مردم و طرفداران خود هستند. مشخصا اين چنين ساختاري، آزموده ترين شيوه دموکراسي و مردم سالاري در جهان است و معطوف به انتخابات و زمان آن نيست. بلکه احزاب عملکرد سياسي را به صورت مستمر بررسي مي کنند و مطالبات را مطرح مي کنند. به صورت طبيعي زماني که احزاب حرفه اي در کشور وجود نداشته باشند، مردم سالاري تبديل به شبه مردم سالاري مي شود و ما صرفا يک شور انتخاباتي در چند روز خاص از انتخابات خواهيم داشت و فرداي انتخابات همه چيز فراموش مي شود و مردم بار ديگر نقشي در احزاب نخواهند داشت. اين چنين عملکردي سبب مي شود تا هيچ مکانيزمي براي پيگيري مطالبات مردم وجود نداشته باشد. همين امر سبب مي شود تا مطالبات انباشته شده و اين انباشت مطالبات است که خيابان ها را به خشونت کشيده و مطالبات مردم را بي نتيجه مي گذارد. تمامي اين آفت ها مشخصا ريشه در نبود حزب واقعي در ايران دارد.
*آيا مي توان با ميدان دادن به احزاب در کشور وضعيت را به سمتي آرام شدن سوق داد و آيا اساسا احزاب در 15 ماه مانده به انتخابات مجلس بايد چه اقداماتي انجام دهند؟
مساله اساسي در اين مقطع زماني اين است که در کشور حزب به معناي واقعي کلمه وجود ندارد که بخواهد کاري انجام دهد. طبق آمار بالغ بر 200 تشکل و حزب در کشور به ثبت رسيده است اما اين احزاب هيچ کدام ويژگي هاي يک حزب که در علم سياست تعريف شده است را ندارند و يا دست کم مي توان آن ها را احزاب نوپا دانست. امروز نه احزاب در داخل کشور حرفه اي هستند و نه نظام سياسي روي خوشي به تحزب نشان داده که اين يک واقعيت است. بنابراين هر آن چه مدنظر است مي تواند براي آينده به عنوان الگو قرار گيرد. اتفاقات اخير اگر براي نظام سياسي الهام بخش باشد بايد فصل جديدي از تحزب در ايران شکل گيرد. به اين معنا که يک بازنگري شود تا اساسا حضور در انتخابات و فرآيند کسب قدرت در ايران منوط به عضويت در احزاب شود و به اين احزاب اجازه داده شود تا آزادي عمل در واقع داشته باشند. احزاب بايد هويت مستقل و متکي به مردم داشته باشند تا سرنوشت احزاب وابسته و دولت ساخته در انتظار آن ها نباشد. اتفاقات اخير کشور مي تواند مقدمه تصويب قوانين و سياست هايي شود که نظام سياسي در ايران، نظامي حزبي شود. اگر چنين فضايي ايجاد شود تا احزاب به صورت حرفه اي عمل کنند به شکلي که نظر مردم از قلب پايتخت تا دورافتاده ترين شهرها در مرزها در قالب حزب متجلي شود، آن گاه مي توان اميدوار بود که در سال هاي آينده، ثبات سياسي در کشور محقق شود. مردم سالاري و جمهوريت نظام را مشخصا احزاب مي توانند تضمين کنند. در اين خصوص نمي توان شتاب کرد زيرا کار حزبي امر زمان بر، دقيق و نيازمند برنامه ريزي است. اگر عزم و اراده تحزب در کشور يک روز زودتر شکل گيرد، ما زودتر به پيشرفت و توسعه در عرصه هاي مختلف خواهيم رسيد.
بلیط هواپیما