چرا نتانیاهو ساکت است؟

مهران کرمی روزنامه‌نگار براي کساني که روند اخبار را پيگيري مي‌کنند، سکوت اين روزهاي بنيامين نتانياهو که از هر بهانه‌اي براي ايران‌هراسي بهره‌ مي‌گرفت و دوباره در انتخابات اخير اسرائيل مامور تشکيل کابينه شده‌است کمي عجيب به نظر مي‌رسد. به ويژه که بيشتر کشورهاي غربي در دو ماهه اخير نسبت به تحولات و ناآرامي‌هاي کشور موضع گرفته و مذاکرات احياي برجام به محاق رفته‌است و قاعدتا بايد نتانياهو بيش از هر کسي از آن استقبال مي‌کرد.
از زمان تاسيس اسرائيل يهودياني از سراسر جهان گرد آمدند تا بي‌آن‌که قرابت فکري، ديني و سابقه زيست جمعي با هم داشته‌باشند، يک ملت تشکيل دهند. دولتمردان اسرائيلي از همان زمان وجود تهديدي موجوديتي و به اصطلاح دشمن خارجي را به عنوان مهم‌ترين منبع حفظ خود در نظر گرفتند. اين تهديد موجوديتي عمدتا بر دو پايه داخلي و خارجي استوار بوده. يکي مردم فلسطين که سرزمينشان به اشغال درآمده و آواره ديگر کشورها شدند يا در سرزمين‌هاي اشغالي به عنوان شهروندان درجه دوم باقي ماندند و ديگري کشورهاي عربي که در دو جنگ با اسرائيل شرکت کردند. در راس کشورهاي عربي مصر بود که با پيمان کمپ ديويد در سال 1980 به اين دشمني پايان داد. برخي ديگر کشورها همچون عراق، سوريه و ليبي نيز در مقاطعي کوشيدند جاي دشمن خارجي را براي رژيم يهودي بگيرند اما تنها پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران بود که دشمن خارجي براي اسرائيلي‌ها مصداق پيدا کرد. زيرا بنيانگذار جمهوري اسلامي از آرمان محو اسرائيل از صفحه روزگار سخن گفت و اين سخن، شعار رسمي دولت برآمده از انقلاب شد.
با اين حال دشمني اسرائيل و ايران در دهه اول پس از انقلاب چندان جدي گرفته نمي‌شد و حتي بمباران رآکتور هسته‌اي اوسيراک عراق توسط اسرائيل در گرماگرم جنگ ايران و عراق و ماجراي ايران- کنترا(فروش سلاح آمريکايي از انبارهاي اسرائيل و انتقال پول آن به شورشيان نيکاراگوئه) ادعايي از همسويي دو قدرت غير عربي عليه جهان عرب به شمار مي‌رفت. رفته رفته در سه دهه گذشته ايران به عنوان مهم‌ترين حامي گروه‌هاي اسلامگراي ضداسرائيلي که گروه‌هاي مقاومت ناميده‌مي‌شوند تبديل شد و اسرائيل عملا و رسما ايران را در جايگاه دشمن شماره يک يهوديان نشاند که در مقاطعي نيز برخي سخنان همچون انکار هولوکاست توسط محمود احمدي‌نژاد، اين ادعا را تقويت و جهانيان را متقاعد کرد که خاورميانه عربي عرصه رويارويي و زورآزمايي تمام عيار اين دو قدرت غير عرب است. اسرائيل از هيچ اقدامي براي ضربه زدن به برنامه هسته‌اي ايران فروگذار نکرد و ايران هم به تجهيز حزب‌ا... لبنان و حماس و جهاد اسلامي به موشک ادامه مي‌داد تا اين رويارويي به ميدان جنگ داخلي سوريه کشيده‌شد. جايي که حماس هم خود را کنار کشيد و کشورهاي عربي به رهبري عربستان سعودي نيز ميان اين دو، همکاري با اسرائيل را انتخاب کردند.
برکشيدن ايران تا حد دشمن موجوديتي اسرائيل نتيجه دکترين سياسي بنيامين نتانياهو بود که با اين اقدام هم اولويت را از راه‌حل دو کشوري اسرائيلي فلسطيني به دشمن خارجي فرافکند و هم راه پيوند سياسي و امنيتي با کشورهاي عربي حاشيه خليج‌فارس را پيش گرفت و توانست عنوان طولاني‌ترين دوران نخست‌وزيري اسرائيل را کسب کند. نتانياهو به غربي‌ها مي‌گفت اسرائيل تنها کشور دموکراتيک در شوره‌زار ديکتاتوري و بنيادگرايي و تروريسم در خاورميانه ‌است و به عرب‌ها هم هشدار مي‌داد ايران در پي احياي امپراتوري باستاني و نابودي کشورهاي عربي است او با جعل تاريخ موفق شد همسويي اين دو جبهه را به دست آورد. سه ضلعي نتانياهو، بن سلمان و ترامپ اوج اين پيوند بود که در قالب پيمان ابراهيم به برقراري رابطه سياسي ميان برخي کشورهاي عربي و اسرائيل انجاميد تا مساله فلسطين از اولويت اعراب خارج شود و تهديد اسرائيل با تهديد ادعايي ايران جايگزين شود.


اينک بار ديگر نتانياهو به قدرت برگشته و ستاره بخت بايدن نيز در انتخابات اخير کنگره به افول گراييده تا زمزمه شکل‌گيري اين مثلث بار ديگر بر زبان‌ها افتد. اما در اين شرايط، جامعه ايران دستخوش التهاباتي است که از سويي نشان از پويايي اجتماعي و حرکت رو به آينده مردم ايران دارد و از سوي ديگر مواجهه با اين موضوع که به خشونت بي‌سابقه‌اي در خيابان‌ها و شهرها انجاميده‌، اين سوال را پيش مي‌کشد که چرا نتانياهو تا کنون درباره حوادث جاري در ايران موضعي نگرفته ‌است. نتانياهو بيش از هر کسي مي‌داند که برکشيده‌شدنش در جامعه اسرائيل و متحدان غربي اسرائيل و همپيمانان جديدش در ميان اعراب به‌خاطر بزرگ‌نمايي خطر ايران است اما او اين را نيز مي‌داند که يک ايران دموکراتيک با جامعه بالنده و باز خطر بزرگ‌تري براي اسرائيل است. زيرا ديگر نمي‌تواند براي مردمي که به‌خاطر وجود دشمن خارجي متحد شده‌اند از خطر يک دشمن خارجي سخن بگويد. روزي که شرايط داخلي ايران به سمت ايجاد يک جامعه دموکراتيک و بالنده برود آغاز يک پايان براي نتانياهو است و او اين را خوب مي‌داند که نمي‌تواند با يک ايران قدرتمند رودررو شود.