برنامه آمریکا برای کودتای نرم در پاکستان
عبدالمحمد طاهری
رایزن پیشین ایران در افغانستان
در مورد احتمال وقوع «کودتای نرم» در پاکستان از سوی برخی مقامات نظامی این کشور سه دیدگاه اصلی وجود دارد. نخستین دیدگاه به ۵۵ سال گذشته پاکستان اشاره دارد؛ دورهای که در آن، هرگاه ارتش قدرت را در دست داشته، عملاً هیچ نیروی مدنی نتوانسته آن را ساقط کند، مگر در شرایطی که اتهامات بسیار سنگین وجود داشته و قدرتهای پشتپرده نیز از سقوط آن حمایت کرده باشند. در غیر اینصورت، ارتش همواره تعیینکننده اصلی بوده و هیچ قدرتی را بیرون از حوزه نفوذ خود برنمیتابد. در واقع، چه آی.اس.آی و چه ارتش پاکستان، هر دو خواهان اقتدار نظامیان بر دولت بودهاند و این الگو سالهاست تکرار میشود. دیدگاه دوم بر شباهت قابلتوجه میان تحولات پاکستان و مصر تأکید دارد. نمونه تاریخی آن زمانی است که برای نخستین بار، جریان اخوانالمسلمین در مصر تلاش کردند به قدرت برسند و وقایع بعدی نشان داد که این روند به ثبات نینجامید. نهایتاً نیز در یک کودتای آشکار اما نرم، رئیسجمهور فعلی مصر (عبدالفتاح السیسی) لباس نظامی را کنار گذاشت و با کتوشلوار به ریاستجمهوری رسید. اکنون نیز در پاکستان نشانههایی مشابه دیده میشود، یعنی یا اسلامگرایان سلفی در قدرت بودهاند یا نظامیان و جامعه مدنی تنها با شیب بسیار ملایم و به شکلی محدود امکان ظهور پیدا کرده است. حتی در مواردی که چهرههای مدنی به قدرت رسیدند (مانند خانواده بینظیر بوتو) عمر سیاسی آنها بسیار کوتاه بود و تقریباً همه اعضای شاخص این خانواده ترور یا حذف شدند و تنها خواهر بینظیر بوتو باقی مانده که او نیز دیگر در آستانه سالخوردگی است. اما دیدگاه سوم، که اکنون به نظر میرسد از دو نظریه دیگر قدرتمندتر باشد، بر نقش ایالات متحده تأکید دارد. از منظر این تحلیل، واشنگتن در شرایط کنونی ترجیح میدهد نظامیان در پاکستان به قدرت برسند؛ زیرا تعامل و کنترل فضای پیرامونی ایران و نیز مدیریت پرونده افغانستان با حضور نظامیان برای آمریکا آسانتر است. این تحلیل بر چند واقعیت متکی است و باید دانست که پاکستان جمعیت قابلتوجه، ارتشی قدرتمند و جایگاه ژئوپلیتیکی داشته که برای واشنگتن اهمیت راهبردی دارد. بنابراین اگر خبرهای اخیر درباره «کودتای نرم» صحت داشته باشد، بعید است آمریکا در آن بیتأثیر باشد؛ زیرا در تاریخ پاکستان کمتر تحول مهمی رخ داده که بدون نفوذ آمریکا باشد. دولت فعلی آمریکا و شخص دونالد ترامپ، بر اساس این نگاه، به طور ویژه تمایل دارند با نیروهای نظامی اسلامآباد همکاری کنند؛ همانگونه که پس از سالها فاصله، روابط واشنگتن و قاهره بار دیگر نزدیک شده است. به همین دلیل، بازگشت نظامیان به قدرت در پاکستان به هیچوجه دور از انتظار نیست. اگر دیدگاه سوم را بپذیریم، آمریکا برای پیشبرد سیاستهای منطقهای خود در افغانستان، ایران و غرب آسیا ترجیح میدهد با نظامیان پاکستان کار کند؛ زیرا این همکاری برای رسیدن به اهداف واشنگتن در مسائلی همچون پایگاه بگرام و حضور اطلاعاتی در افغانستان کارآمدتر است. از سوی دیگر، تنشهای داخلی در پاکستان (از جمله بحرانهای مرزی با هند، تقابل با طالبان پاکستان و سایر گروههای معارض) همواره زمینهای فراهم کرده که نظامیان نقش پررنگتری ایفا کنند. حتی در سفر نواز شریف به آمریکا نیز برخی مسائل پشت درهای بسته مطرح شد که احتمالاً به همین محور مرتبط بوده است.


