آیا جنگ آب، اجتناب ناپذیر است؟ نقش عجیب صهیونیست ها در بحران آب آینده خاورمیانه

سمیه مقدم ـ جنگ آینده، جنگ آب است. این بحران همان‌قدر که می‌تواند ابزار‌های نظامی را فراخواند، ‌می‌تواند زمینه ساز مذاکرات صلح هم باشد، همان اندازه که ‌می‌تواند به مقاصد سلطه جویانه منتج شود ‌می‌تواند همکاری منطقه ای باشد. اما چه عاملی موجب ایجاد این بحران شده است؛ مردم یا دولت‌ها؟
ما در منطقه ای از جهان زندگی ‌می‌کنیم که بیش از سایر نقاط جهان با بحران و امنیت آب دست به گریبان‌ است؛ مرگ انسان‌ها آن هم از فقدان آب ضایعه ای بس دردناک است. ضایعه‌ای که ‌می‌تواند علاوه بر جنگ‌های منطقه به جنگ‌های داخلی کشور‌ها منتج شود از این رو بحران آب کاملا جدی است و ‌نمی‌توان بر سو مدیریت‌ها سرپوش گذارد. حال زمان اندیشه است این که اگر بحران آب جدی گرفته نشود باید پای میز مذاکره کشوری رفت که دشمنی دیرینه با ما دارد؛ باید در نظر داشت که امروز رژیم صهیونیستی گرچه خود با بحران آب دست‌و پنجه نرم ‌می‌کند اما پیشرفته ترین تکنولوژی جهان را در اختیار دارد و به جایی رسیده که می تواند بین 90 تا 98 درصد آب بازیافتی قابل شرب تولید کند.
کارشناسان پیشتر نیز پیش بینی کرده بودند که جنگ آینده جهان با توجه به کمبود‌های موجود جنگ آب باشد. در این بین مک دونالد و کی‌ پیش‌بینی کردند کـه‌ بـحران‌ انرژی دهه 1970 جای خود را به بحران آب در دهه‌های 1980 و 1990 خواهد داد.در همین رابطه،بیس واس2‌؛ ادعا کرد که تا پایان ایـن دهـه(1990)آب مساله مهمی در سطح‌ جهان‌ خواهد بود،که گاهی اوقات به بحران انرژی دهـه 1970 مـشابهت خواهد داشت. همچنین‌ از‌ دید‌ محققانی همچون تامپسون کـه تـحلیل‌گری نظامی است به دلیل مـحدود بـودن آب‌های شـیرین دنـیا،این مـنابع کانونی برای تنش‌های آینده خواهند بـود.( و‌ شـواهد‌ فراوانی‌ مبنی بر پیدایش چنین وضعیتی در شرایط فعلی‌ مشاهده‌ می‌شود.در این رابـطه گـفته می‌شود در 50 سال اخیر 1831 مورد مناقشه بـر سر آب در جهان رخ داد‌ که‌ 37‌ مـورد آن مـوجب بروز جنگ و یا انفجار سـد شـده‌ است.
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، با استمرار روند کنونی، دو سوم مردم جهان تا سال 2025 برای تامین آب مشکل خواهند داشت. بر اساس گزارش بانک جهانی، کاهش سالیانه منابع آبی ایران 3.6 برابر بیشتر از متوسط جهانی است. تا سال 2020، بیش از 90 درصد از 130 میلیارد متر مکعب منابع آبی کاسته خواهد شد و مصرف سرانه آب هر ایرانی به 1300 متر مکعب در سال خواهد رسید. بر اساس این گزارش ایران رتبه 62 را از نظر منابع آبی در بین 192 کشور جهان در اختیار دارد اما با توجه به جمعیت زیاد کشور، سرانه مدیریت منابع آب در رتبه 123 قرار دارد. کشور ایران با بارشی معادل یک سوم متوسط بارش دنیا و یک دوم متوسط بارش آسیا در یک منطقه خشک و کم آب قرار دارد. با توجه به افزایش جمعیت، میزان نیاز آبی در بخشهای آشامیدنی، بهداشت، صنعت و کشاورزی و محیط زیست میزان نیاز آبی در سال 1400 برابر 122 میلیارد متر مکعب خواهد بود.
امنیت آب در اسرائیل
سرزمین‌های اشغالی آب و هوای خـشک و بـیابانی دارد و فقط شمال آن دارای آب و هوای‌ مناسب است.در‌ مجموع به ندرت هوای آن ابری و بارانی می‌شود. 80% مـنابع آب آنجا از منطقه شمال آن تامین می‌شود در حالی‌ که‌ 65% اراضی کشاورزی و بزرگ‌ترین شهرهای آن در جنوب قرار دارند.
کل منابع طبیعی داخلی تجدید پذیر آنها به طور سالانه از آب شیرین 75/0 میلیارد متر مکعب است . این یعنی تقریباً 265 متر مکعب برای هر فرد در سال . این رقم به وضوح زیر تعریف فقر آبی از سوی U.N است که کمتر از 1000 متر مکعب به ازای هر نفر در سال است.
درسرزمین های اشغالی هیچ رود دائم وجود ندارد و تنها رود اردن آن هم بعد از جنگ 1967 در مرزمشترک سوریه،اردن‌ و اسرائیل وجود دارد.به این جهت این کشور یـکی از مـناطق خشک و کم‌آب منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود (به نقل از معموری،1390).رودخانه بـانیاس (sainab) ،از دیـگر‌ مـنابع‌ اصلی تامین آب اسرائیل‌ است‌ کـه از خـاک سوریه سـرچشمه می‌گیرد و دیگر رودخانه،حاصبانی است که از لبنان سرازیر می‌شود.سومی رودخانه دان است که آب هرسه رود به دریاچه کینرت که مهمترین منبع آب شرب اسرائیل است سرازیر می‌شود.بدین ترتیب حیات اسرائیل به منابع آبی مـناطق مـرزی از جـمله دریاچه طبریه،رود اردن،یرموک وبانیاس و مناطق اشغالی کرانه باختری و جنوب لبنان وابسته است و اسرائیل درحـال حاضر بدون تسلط‌ براین‌ آب‌ها به ادامه حیات خود قادر نیست. (بسکرتر،19-26)
مرزی بودن تمامی منابع آبی رژیم صهیونیستی زمانی بیشتر واجد اهمیت ‌می‌شود که بدانیم طول مرزهاى اسراییل(خشکى و آبى)1290‌ کیلومتر‌ است که از این مقدار،1017‌ کیلومتر‌ مـرزهاى‌ خـشکى‌ بوده وتنها 273‌ کیلومـتر مرزهاى آبى‌ در‌ کنار دریاى مدیترانه را داراست.با مقایسه طول مرزهاىرژیم صهیونیستی و جمهورى اسلامى ایران،مـشخص مـى‌‌شود‌ بـا‌ وجود‌ آنکه وسعت ایران 80 برابر اسراییل است‌،اما‌ طول‌ مرزهاى‌ ایران‌ تنها‌
7 برابر آن مى‌باشد(8550 کیلومـتر). این وضعیت به لحاظ امنیتى، اسراییل را در برابر همسایه‌هاى آن بسیار آسیب‌پذیر مـى‌کند؛زیرا در پهـن‌ترین بخش تنها 118 کیلومتر پهنا دارد و در‌ بسیارى‌ از نواحى پهناى آن به زحمت از 60 کیلومتر فراتر مى‌رود.از سـوى دیگـر،کشـیدگى نوار غزه در امتداد دریاى مدیترانه به درون اسراییل و موقعیت جغرافیایى سرزمین کرانه غربى‌ رود‌ اردن در مرکز سرزمین‌هاى اشغالى این آسـیب‌پذیرى را تـشدید مى‌کند.
در رقابت‌ کشورهای حوزه دریـای مدیترانه، پرورش مرکبات در اسرائیل رو به کاهش رفته است.(معموری،130،1390)بزرگ‌ترین دریاچه که‌ آب‌انبار‌ مرکزی مـحسوب مـی‌گردد و بـه‌ دست‌ اسرائیل است،کینرت‌ یا‌ طبریه‌ نام دارد که در دامنه بلندی‌های‌ جولان‌ قرار گرفته و 21 کیلومتر طول و8 کیلومتر عرض دارد و سایت گردشگری و تاریخی اسرائیل اطراف آن قرار دارد.
دومـین حوزه ژئوپلیتیکى مورد اختلاف در خـصوص مـنابع آب بـه چگونگى بهره‌بردارى از منبع آب‌هاى زیرزمینى‌ در‌ کرانه‌ غربى و جلگه ساحلى مربوط مى‌گردد. رژیم صهیونیستی منابع‌ آب‌ کرانه‌ غربى‌ را‌ هم‌ مورد بهره‌بردارى قرار داده و مـى‌دهد.تـا پیش از 1967،اسـراییل 450 میلیون متر مکعب از سفره‌هاى آب زیرزمینى واقع در جلگه سـاحلى را که بـه منابع آب‌ کرانه غربى پیوند داشتند،مورد بهره‌بردارى قرار مى‌داد.این مقدار آب یک سوم آب مورد نیاز اسراییل بود.با اشغال کرانـه غـربى در سـال 1967،تمامى منابع آب این ناحیه‌ تحت‌ کنترل اسراییل درآمد.از آن پس تبعیض آشکارى مـیان ساکنین عرب بومى و یهودیان در استفاده از منابع آب برقرار گردید.
اسرائیل از زمان تاسیس خود در‌ سال‌ 1948‌ به‌ گسترش‌ تمامی منابع آب‌ مـوجود‌ قابل بازیابی اقدام کرده است.بهره‌برداری مداوم و بیش ازاندازه،اسرائیل را با کمبود آب،افزایش ذخایر آب از طریق‌ منابع‌ حاشیه‌ای،بازیابی‌ آب مصرف شده،شیرین کردن آب و واردات‌ آن‌ وادارکرده‌ است.
اکنون اسراییل در شرایطى است که اکثر منابع موجود آبـ‌ را‌ بـه مـصرف مى‌رساند.اختلاف‌ با‌ سوریه بر سر بلندى‌هاى جولان و منابع آب همچنان ادامه دارد و این دو به واسطه اصـرار اسـراییل بـر تداوم تسلط بر سرچشمه‌هاى رود اردن و دریاچه طبریه(جلیله)نتوانسته‌اند به توافقى جامع‌ دست‌ یابند.از سـوى دیگـر،اسراییل با تشکیلات خودگردان فلسطین بر سر چگونگى بهره‌بردارى از سفره‌هاى آب زیرزمینى در کرانه غـربى که بـه سـرعت رو به اتمام است،اختلاف دارند.
این شرایط سبب شده است تا عده ای بر این باور باشند که حتی اگر زمـانی اسرائیل طـی رونـد صلح خاورمیانه،به عقب‌نشینی از مناطق اشغالی مجبور شود،به تسلط خویش برمنابع آبی این مناطق ادامه خـواهد داد؛مـگر زمانی که به‌ منابع‌ آبی مطمئن‌تر وارزان‌تر خارج از محدوده اسرائیل دست یابد، همواره منابع آبی‌ و زمین برای اسرائیل به منزله ابزاری استراتژیک بوده و ادامـه حـیات آن در گرو به دست آوردن آب و زمین بیشتر است.از طرفی این کشور،از منابع آبی مناطق اشـغال شـده بـه‌ سرعت‌ استفاده‌ می‌کند و به هیچ وجه‌ حاضرنیست‌ منابع‌ آبی مناطق اشغالی را از دست دهد.
دیوید بن گوریون،نخست‌وزیر پیشین رژیم‌ صهیونیستی در سال 1955 میلادی،درمورد اهمیت منابع آب گفته است:
"امروز اسرائیل برسر منابع آبی با اعراب می‌جنگد و نتایج ایـن جـنگ،با سرنوشت اسرائیل رابطه مستقیم دارد.اگر در این نبرد موفق نشویم،دیگر جایی‌ در‌ سرزمین فلسطین نخواهیم داشت."
آرتور وبن (nebeW) یکی از نظریه‌پردازان معروف صهیونیست نیز تاکید کرد که صلح از دیدگاه صهیونیسم در منطقه،تنها زمانی تحقق خواهد یافت که بـا تـصرف و تسلط مـنابع آبی‌ اعراب‌ توام باشد. بنابراین آب عامل اساسی برای امنیت و بقای اسرائیل است .
می‌توان نتیجه گرفت آب، هدف استراتژیک دولت اسرائیل است و مساله آب برای این رژیم، فراتر از یک موضوع مربوط به توسعه، بلکه مساله‌ای مرتبط با موجودیت این کشور است و از عوامل بنیادی ادامه طرح صهیونیسم در منطقه ‌می‌باشد.
روش‌های مدیریت آب در اسرائیل
حال باید دید اسرائیل چه شیوه هها، رویکردها، راهکار و سیاست گذاری را برای مهار این معضل امنیتی به کار بسته است و خواهد بست. اقدامات دولت اسرائیل در این زمینه را به سه دسته کلی ‌می‌توان تقسیم کرد:
1-زور:اقدام نظامی،تهدید، تطمیع 2- پیشرفت تکنولوژی 3 – واردات آب
حقوق آب و پارامترهای توزیع آب در پیمان صلح 1994 بین اسرائیل واردن گنجانده شدند . موافقنامه اسلو در سال 1995 بین اسرائیل و حکومت ملی فلسطین نیز پارامترهایی برای همکاری آب در کرانه غربی مشخص کرد.
اما در عمل , مدیریت مشترک آب اغلب شکست خورده و مردم فلسطین به شدت وابسته به اسرائیل برای دسترسی به آب باقی مانده اند .
پیشرفت تکنولوژی
این کشور همزمان با استفاده از گزینه نظامی شاید بیش از هر کشور دیگری بر روی تکنولوژی‌های آبی و طرح‌های آبی کلان و پر هزینه چه در زمینه کشاورزی و صنعت و چه در زمینه آب آشامیدنی و مصارف خانگی تمرکز کرده است.این امر به خصوص پس از جنگ 67 که دیگر توسعه فیزیکی مرزها برای اسرائیل به آسانی گذشته نبود آغاز شد. به عنوان یک دستاورد در چند سال اخیراسرائیل منایع آب داخلی خود را بدون توسعه مرزهای فیزیکی توسعه داده است که این امر به کاهش خطر درگیری بین المللی بر سر آب کمک ‌می‌کند . به همین ترتیب , اسرائیل به توسعه یک سیستم مدیریت آب بسیار سازمان یافته یک به پروژه حامل آب ملی معروف شده است پرداخته. این پروژه شامل یک سری از کانال‌ها , خطوط لوله و ایستگاه‌های پمپاژ است که آب را از دریای جلیله در قسمت‌های شمالی نسبتاً پر آب به مناطق پر تقاضا و محتاج تر در مناطق مرکزی و جنوبی منتقل ‌می‌کند .
اسرائیل برای حفظ ذخایر آبی زیرزمینی خود،برنامه‌های جامعی تهیه‌ کرده‌ وهم‌چنین حفر‌ چاه‌ها و استخراج آب‌های زیـرزمینی و چـشمه‌ها بـه شدت کنترل می‌شود. هم‌چنین برای صرفه‌جویی در مصرف آب،شیوه‌ آبیاری قـطره‌ای را در کشاورزیبسیار رواج داده است.استفاده از فاضلاب تطهیر‌ شده،تصفیه‌ آب‌ شور و نمک‌زدایی ازبرخی آب‌های زیرزمینی و هم‌چنین بارور ساختن ابرها،از دیگر شیوه‌ها بـه شـمار مـی‌رود.
اسرائیل برای توسعه راه حل‌های تکنولوژیک برای بهتر کردن امنیت آب انگیزه قوی ای داشته است. منابع افزوده ( شده ) آب داخلی – شامل افزایش ظرفیت آب شیرین کن و تلاش مداوم برای بازیافت آب – به اسرائیل اجازه می‌دهد تا یکی از محدودیت‌های جغرافیایی ذاتی بر سر راه خود را تخفیف دهد برای همین ظرفیت نمک زدائی آب خود را در دهه گذشته افزایش چشمگیری داده است.
واردات:
سیاست خارجی اسرائیل در قبال ترکیه نیز، به میزان زیادی در راستای رسیدن به منافع آبی است. اسرائیل به خاطر جایگاه ویژه ترکیه و جلوگیری از لطمه خوردن منافع آبی خود، بسیار مایل است تا بیش از پیش به ترکیه
نزدیک شود. از این رو، در این راستا، اقدام به عقد قراردادهایی با آن کشور کرده است(به علت منابع آبی وافر و سرچشمه دجله و فرات).
چشم انداز
بدون شک تغییرات آب و هوایی در سالیان آینده موجب افزایش دما در اسرائیل و سرزمین‌های اشغالی می-شود و این امر موجب کم آب شدن رودهای فصلی منتهی به مدیترانه بر اثر بارش باران کمتر خواهد شد.(دوچ،33،2012) خشکسالی‌های متعدد در طول دوره 15 سال گذشته موجب آسیب پذیری منابع آب اسرائیل شده است . در همین حال استفاده بیش از حد از منابع آب زیرزمینی بویژه از آبخوان‌های ساحلی , کیفیت آب را تخریب کرده است. از سوی دیگر افزایش روزافزون جمعیت میزان مصرف آب را هر روز بیش از پیش می‌سازد.
در مقابل این وضعیت تحلیلگران آینده و عملکرد متفاوتی را برای دولت اسرائیل دربرابر بحران آبی متصور شده‌اند که میتوان آن‌ها را ذیل سه سناریو جای داد:
سناریوی اول،خودکفایی: طرفداران این سناریو معتقدند راه حل‌های فعال این کشور برای تامین امنیت آب توسعه منابع داخلی بیشتر خواهد بود . اگر چه این موضوع به واردات بیشتر انرژی خصوصا گاز مایع در کوتاه مدت احتیاج دارد, ادامه توسعه منابع انرژی داخلی و بهره گیری از میدان‌های ‌می‌تواند در طولانی مدت این امر را جبران کند , حتی اگر منابع آب بسیار انرژی بر باشد. انتظار ‌می‌رود که مجموع ظرفیت آب شیرین کن سطح دریا تا سال 2015به 600میلیون متر مکعب در هر سال برسد و در سال 2020 بتواند به 750 میلیون متر مکعب در هر سال یعنی میزان مصرف فعلی آب شیرین اسرائیل برسد. بهره وری از تکنولوژی کمک کرده اند که هزینه‌ها نسبت به تکنولوژی آب شیرین کن‌های قبلی پایین بیاید . اما آب شیرین کن همچنین بسیار انرژی برتر از منابع آب طبیعی است, و این امر تقاضا رابرای استفاده از نیروی برق ملی و از ژنراتورهای گاز طبیعی مستقل افزایش ‌می‌دهد.
سناریوی دوم،جستجوی منابع جدید: دیدگاه دیگر معتقد است در کنار پیشرفت‌های تکنولوژیکی ، اسرائیل سعی خواهد کرد به منابع آبی جدیدی دست یابد حال یا این تلاش ی صلح جویانه و با تاکید بر همکاری‌های اقتصادی و بده بستان‌های سیاسی انجام ‌می‌گیرد که نمونه آن سعی بر دستیابی به منابع آبی مطمئن تر و ارزان تر خارج از محدوده اسرائیل است مانند واردات آب از ترکیه و مصر با احداث شبکه لوله‌های پیشرفته انتقال آب به منظور دستیابی به آب رود فرات و نیل و یا در ادامه شیوه رئالیستی و توسعه طلبانه فعلی از طریق استفاده از برتری نظامی و اقتصادی خود در منطقه به منابع بیشتری از منابع آبی مشترک با همسایگان خود دست اندازی خواهد نمود و برای تحقق رویای اسرائیل بزرگ، از نیل تا فرات در عوض شیوه‌های همکاری جویانه اقتصادی به توسعه طلبی نظامی دست خواهد زد. البته با توجه به رژیم آبی رود اردن و ظرفیت محدود آن باید دید دست اندازی بیش از این به منابع آبی این منطقه در نهایت می‌تواند نتیجه مثبتی برای اسرائیل داشته باشد و یا اینکه خواه نا خواه تبعات استفاده بی رویه و .... از آبهای محدود این رود که باید نیازهای آبی چند کشور را مرتفع کند(لبنان،سوریه،اردن،فلسطین) دامان اسرائیل را خواهد گرفت.
سناریوی سوم،همکاری: از دید طرفداران این دیدگاه اولا پیشرفت‌های تکنولوژیک بسیار گران است و راهکار قطعی برای حل مساله کمبود آب محسوب نمیشود و ثانیا برخلاف عقیده گروه قبلی اسرائیل را نمی-توان یک جزیره منفک و مستقل از مناطق اطرافش محسوب کرد و تصور نمود اگر اسرائیل به همه منابع آب و سفره‌های زیرزمینی منطقه مسلط شود و در داخل هم با استفاده از تکنولوژی‌های آبی به استقلال برسد به معنی آن است که امنیت آب خود را تامین کرده است زیرا منابع طبیعی در یک منطقه واجد سیستم یکپارچه و به هم پیوسته است که در صورت تحلیل رفتن و ناکارآمدی بر کل سیستم و محیط طبیعی تاثیر ‌می‌گذارد.
امنیت آب در خاورمیانه
برخی از کارشناسان معتقدند؛ بیش از هزار و ۶٠٠ دریاچه بین المللی در منطقه وجود دارد که از پنج حوضه پرتنش بین سرچشمه ‌می‌گیرند: حوضه اردن مشترک بین فلسطین اشغالی و اردن؛ حوضه نیل که بین ١١کشور، از جمله مصر، اتیوپی و سودان، مشترک است؛ حوضه دجله و فرات مشترک بین ترکیه، سوریه، عراق و ایران؛ حوضه آمودریا مشترک بین افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان و ایران که گفته ‌می‌شود یکی از پرتنش ترین نقاط دنیا بر سر آب این حوضه است و طبق برخی مطالعات، هیچ حوضه ای در دنیا به اندازه آمودریا پتانسیل جنگ بر سر آب را ندارد. به گفته کارشناسان استقلال و توسعه افغانستان و سهم خواهی این کشور از منابع آب آمودریا بر پیچیدگی‌های این مسئله افزوده است.
در حال حاضر با وجود گرو‌های تروریستی بیشتر ‌می‌توان به جدی بودن بحران آب در منطقه رسید؛ داعش از آب به عنوان ابزار سیاسی استفاده ‌می‌کند و اولین جایی که در هر شهر اشغال ‌می‌کند سد است. آب را روی کشاورزان پایین دست ‌می‌بندد تا بدین وسیله آنها را وادار کند به داعش بپیوندند. در این بین زمانی که نیروهای مردمی و ارتش برای بازپس گیری شهر اولین کارشان این است که دورتادور سد را بمب گذاری و تهدید به انفجار سد کنند.
اکنون وضعیت ارتباط داعش و بحران آب بحثی واقعاً جدی است. علاوه براین، ترکیه پروژه ای به نام «گپ» یا «آناتولی» در دست اجرا و تکمیل دارد که احداث ٢٢سد، ١٩ نیروگاه آبی و ١٣پروژه آبیاری (١,٧ میلیون هکتار) بخشی از طرح جامع آن است. ظرفیت سدهایی که ترکیه روی فرات ساخته ١.۵ تا دوبرابر ظرفیت کل این رودخانه است. همگان اذعان دارند که یک هدف اصلی ترکیه از این پروژه و سازه‌های آبی بهره گیری سیاسی و فشار به کشورهای پایین دست سوریه و عراق است. ادعاهای زیادی وجود دارد که یکی از عوامل کاتالیزور مهم شورش‌های سوریه خشکسالی بوده است. درواقع خشکسالی مداوم منجر به شورش‌های حمص شد. در حال حاضر وضعیت ما در بحث داعش، آب و امنیت ملی واقعاً مهم است.
تنش بین اسد و اردوغان در واقع بحث دیگری جز آب نیست. زمانی که ترکیه شروع به ساخت سد کرد، سوریه اعلام کرد سهم آبی خود را ‌می‌خواهد. در این بین ترکیه سهم آبی سوریه نداد، سوریه ،فعالیت «پ ک ک» در سوریه را آزاد کرد. این موضوع موجب شد دو کشور پای میز مذاکره بروند که نتیجه این قرارداد به تحویل آب در مرز سوریه، ۵٠٠ مترمکعب در ثانیه منتج شد و با این توافق، فعالیت «پ ک ک» در این کشور غیرقانونی اعلام شد.
امنیت آب در ایران
بر اساس پژوهش دو پژوهشگر آلمانی که مقاله ای را تحت عنوان بحران اب در ایران در یورنا.... به رشته تحریر در آورده اند؛ اعلام کرده اند که ایران در تاریخ مدرن خود اکنون با بحران بسیار جدی مواجه است. دریاچه‌ها و رودخانه‌ها در حال خشک شدن هستند؛ فرکانس خشکسالی در حال افزایش است و حتی به‌طور جدی در ایران ذخایر آب‌های زیرزمینی نیز تحلیل رفته است.
این اتفاق به خاطر توسعه جمعیت رو به رشد ایران و کاربرد کنترل نشده آب در بخش کشاورزی است. دولت ایران برای حل بحران آب در حال پر کردن منابع آبی خود است. اما کارشناسان در این زمینه اختلاف نظر دارند. برخی از کارشناسان به‌طور بلندپروازانه‌ای طرفدار پروژه‌های مهندسی در مقیاس بزرگ برای انتقال آب شیرین به خلیج فارس و دریای خزر دل بسته‌اند. اما برخی دیگر از نگاه انسان‌شناسانه به حل بحران ریشه‌دار و تنظیم مصرف انسانی آب هستند.
فلات ایران یک منطقه خشک و نیمه خشک است با متوسط میزان بارش سالانه 250 میلی‌متر (از 50 تا 500 میلی‌متر در برخی مناطق). مجموعه بارش سالیانه 417 میلیارد متر مکعب است.
خشکسالی‌های مکرر موجب آسیب جدی به جنگل‌ها، کشاورزی، منابع آب و مجموعه‌ای از بخش‌های اقتصادی می‌زند. در حالیکه رشد سریع جمعیت، تغییر آب و هوا، شیوه‌های زراعی کشاورزی و استفاده بیش از حد و سوء مدیریت منابع آب به این بحران دامن زده است. کمبودی که حتی امنیت آب و غذا در آینده ایران را تهدید می‌کند.
تاثیر بحران آب در ایران بر کشاورزی چشمگیر است. تا جائیکه در دسترس بودن منابع آب در حال کاهش است و ایران به شدت در این زمینه آسیب‌پذیر است.
در گزارش دفتر هماهنگی سازمان ملل متحد در سال 2007 برآورد شده است که خشکسالی شدید در آن سال باعث تلف شدن 75 میلیون گاو و موجب کاهش 35-75% در تولید گندم و جو گردیده است.
در مقاله‌ای که حبیب الله اسلامی و همکارانش منتشر کردند پیشنهاد شده است که همان خشکسالی ایران کاهش 4/4% تولید ناخالص داخلی را به همراه کاهش قابل ملاحظه در بخش‌های کشت، تولید و خدمات به بار آورده است.
اکنون در سراسر کشور به‌طور فزاینده‌ای کمبود آب و کشاورزی در حال بحران است و تاثیر خشکسالی‌های آینده حتی احتمالاً شدیدتر نیز خواهد بود.
بحران آب در ایران نه تنها یک خشکسالی طولانیست، بلکه خشکسالی‌هایی نیز در کوتاه مدت به خاطر بارش‌های کم حادث می‌شود. این بحران حتی به‌طور وسیع‌تری می‌تواند به تخریب کل اکوسیستم و مناطق ساکن آن آسیب برساند. یکی از واضح‌ترین نشانه‌های مقیاس بحران آب در ایران که آشکار است از دست دادن قابل توجه ذخایر آب زیرزمینی کشور است. در بسیاری از مناطق ایران آب صرفاً وابسته به منابع آب‌های زیرزمینی است. در استان فارس بیش از 70% از آب استفاده از آبخوانهای زیرزمینی گرفته می‌شود و هیچ سیاست پایداری در این زمینه وجود ندارد.
باید گفت که از هم اکنون این تنش‌ها در روابط داخلی ایران آغاز شده است یعنی برای انتقال آب سرشاخه‌های کارون به اصفهان و یزدمشکلات بسیاری وجود دارد و انتقال آب از چهارمحال وبختیاری و از کردستان به جاهای دیگر نیز با مشکلات جدی روبروست. بر این اساس باید فکری کرد؛ چرا که شاید بتوان از تنش‌های خارجی در امان ماند اما تنش‌های داخلی صدمات جبران ناپذیری را متوجه کشور خواهد کرد.حال باید دید که در این فضای پرتنش مسئولین برای جلوگیری از این بحران چه راهکار هایی را پیشنهاد خواهند کرد و آیا راهکار‌های ارائه شده خواهد توانست ایران را از رخداد جنگ اب مصون دارد یا خیر.