مرگ روزنامه نگاری مستقل

مسعود سلیمی- چند روز پیش، انقلاب سوسیالیستی روسیه به رهبری لنین، صد‌ساله شد؛ انقلابی که اندکی پس از 70 سال، حاصل عملی آن در قاب «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» به عنوان کعبه آمال چپ‌های جهان و پدرخوانده کشورهای اقماری ‌که بخش عمده‌ای از آن به عنوان غنیمت جنگ جهانی دوم محسوب می‌شدند، آنچنان فروریخت که امروز اگر قرار باشد از انقلاب 1917 سخن گفته شود به‌طور قطع باید عبرت‌آموز باشد.
یکی از مشخصه‌های حکومت ایدئولوژیکی شوروی سابق، این بود که به همه چیز از بالا نگاه می‌کرد و در تمام وجوه کشورداری به انحصار دولت- در واقع حزب کمونیست- و ارتش اعتقاد داشت. به طور مثال در شوروی سابق و کشورهای اروپای شرقی، ورزش- به‌طور خاص فوتبال- در اختیار و در قاب حزب- ارتش خلاصه می‌شد و بقیه به‌عنوان جوری جنس انجام وظیفه می‌کردند، یا در مورد رسانه‌ها، در شوروی دو روزنامه «پراودا» «و ایزوستیا»، بلندگو و سخنگوی حزب و ارتش بودند. در چنین شرایطی، اگر قرار بود اصلاحی، تحولی صورت گیرد، بزرگان قوم می‌نشستند و از بالا به پایین دست به تغییر می‌زدند و به طور طبیعی مشخص بود و مشخص شد که حاصل کار، به هیچ عنوان بر‌اساس نظرات روزآمد و بر پایه خواست عامه جامعه، جلو نمی‌رفت.
پس از فروپاشی کمونیسم در کمتر از 30 سالی که می‌گذرد، هرگاه سخن از اصلاحات پیش می‌آید، هرگاه حرف از آزادی عمل و گذاشتن اختیار به جای جبر می‌شود به عنوان عبرت‌آموزی، شوروی سابق را مثال می‌زنند که چه خوب است در کشور ما هم مورد توجه قرار گیرد، حالا چرا سخن از این مقوله به میان آمد، چند وقتی است که پیش‌نویس «لایحه سازمان نظام رسانه‌ای» با کلی ماده و تبصره و شرط و شروط بیرون آمده که قرار است مجلس نسبت به اجرای آن تصمیم بگیرد.
با نگاهی گذرا به سر‌فصل‌های این لایحه به بسیاری نکات بدیهی برخوردیم؛ حمایت از آزادی بیان و چرخش آزاد اطلاعات، از حرفه‌ای شدن، تشکل صنفی، حقوق، استقلال، امنیت و منزلت روزنامه‌نگاری، رفع مشکلات به ویژه رفاهی و مالی روزنامه‌نگاران.
با توجه به چنین امور بدیهی در واقع به نظر می‌رسد تاکنون، چنین مواردی در حرفه‌ای به نام روزنامه‌نگاری رعایت نمی‌شده است.
در این میان اما بحث «ارتقای سطح سواد و مهارت» روزنامه‌نگاران هم در لایحه به میان آمده است، چقدر عالی، چراکه نه‌تنها در روزنامه‌نگاری که در هر حرفه‌ای «ارتقای سواد و مهارت» همواره باید جاری و ساری باشد اما اینکه یکی از شروط پیوستن به «سازمان نظام رسانه‌ای» به عنوان داوطلب شغل روزنامه‌نگاری چه تازه‌کار باشی و چه عمری با «غم نان و بیم جان» روزگار گذرانده باشی فرقی ندارد. باید بروی یک پرسشنامه طولانی با انواع سوال‌های شخصی و... را پر کنی و بعد امتحان بدهی تا مشخص شود که می‌توانی روزنامه‌نگار شوی!
جالب است که در این لایحه مشخص نیست تهیه‌کنندگان و امتحان‌کنندگان چه کسانی هستند، اصلا از ایل و تبار روزنامه‌نگاری هستند یا اینکه مشخصه‌هایی غیر‌روزنامه‌نگاری دارند. جالب‌تر اینکه در این لایحه شرط کرده‌اند طرف باید «مدرک معتبر کارشناسی و بالاتر در رشته‌های علوم ارتباطات» داشته باشد.
واقعا جالب است، مثلا استاد محمد بلوری که عمرش زیاد‌تر باد برای اثبات روزنامه‌نگار بودنش باید چه کند؟ مدرک تحصیلی نشان بدهد؟ امتحان پس بدهد؟
و باز هم جالب است که بدانیم در غیر این صورت، یعنی در صورت نداشتن مدرک معتبر در رشته‌های علوم ارتباطات، مثلا کسی که 50 سال است با «غم نان و بیم جان» دمخور و سر‌در‌گریبان است و یک گونی هم انواع مدارک تحصیلی داخلی و خارجی دارد باید برود کارآموزی، آن هم به مدت یک سال- حالا زیر دست کدام کارشناس ورزیده خدا می‌داند- که اگر قبول شد، برگردد سر کارش!
با توجه به اجباری بودن تخصص در علوم ارتباطات برای روزنامه‌نگار شدن، چه‌بسا از فردا در انواع و اقسام دانشگاه‌های کشور این رشته مثل قارچ سر درآورد و مثل خیلی از مدارک، وارد بازار سیاه شود!
به هرحال حرف و بحث در زمینه «لایحه سازمان نظام رسانه‌ای» زیاد است، یعنی هر جایش را بگیری، جای دیگرش لنگ می‌زند. آدم می‌ترسد، پس از پر کردن پرسشنامه، عده‌ای راه بیفتند در کوی و برزن و از بقال و همسایه و زباله‌جمع‌کن‌های شریف در مورد اهلیت و صلاحیت، روزنامه‌نگار آینده پرس‌و‌جو کنند.و آخر اینکه هیچ اصلاحات از بالا به پایینی جواب نمی‌دهد که بماند، آنچه را هم که ناقص است از میان برمی‌دارد.روزنامه‌نگاری با ضرب و زور پیشرفت نمی‌کند، روزنامه‌نگاری با عشق و علاقه و با فکر و گوش و چشم و زبان باز و هوشیار و صدالبته با علم و دانش روز به جلو می‌رود و می‌تواند در خدمت مردم باشد.وزارت ارشاد یا هر جایی که مسوول این طرح و اجرای آن است، چه بهتر که چند نفری از واضعان و استادان مورد مشورت خود را اعلام کنند تا بدانیم زیر سایه چه کسانی می‌توان روزنامه‌نگار شد.ضمن اینکه همه این نگرانی‌ها باعث نمی‌شود روزنامه‌نگاری در ایران هم صاحب جا و مکان و صنف و واجد پیشرفت و ارتقای سواد و منزلت در یک کلام از شرایط مطلوب حرفه‌ای جهان برخوردار شود اما با این طرح، روزنامه‌نگاری در ایران، دولتی‌تر از امروز می‌شود و در این میان روزنامه‌های خصوصی، بیش از پیش در خطر نابودی قرار خواهند گرفت. در واقع انگار که روزنامه‌نگاری را در قیف توری‌دار بریزیم تا آنچه دل‌مان می‌خواهد از آن بیرون بیاید.
massoudmehr@yahoo.fr