سید علیرضا کریمی = سردبیر

1-روز دوشنبه رسما دو روزنامه دیگر هم تعطیل شدند.حقیقت آن است که آمار دقیق ندارم فی المثل طی ده سال گذشته چند نشریه به دلیل مشکلات اقتصادی درب خود را تخته کرده اند و عطای کار مطبوعاتی را به لقایش بخشیدند.اما کم نیستند.ضمن آنکه به جز آن دوتا که تعطیل شدند احتمالا دو روزنامه دیگر هم تا پایان سال اعلام ورشکستگی می‌نمایند.از همین حالا به تحریریه و کارمندان خود گفته اند دنبال کار باشید. به همین سادگی و به همین تلخی!
2-روزگاری درد اصلی مطبوعاتی ها فضای بسته و طاقت اندک مسئولان نسبت به نقد بود اما اکنون درد دیگری هم اضافه شده است؛درد قهر مردم با روزنامه و عدم مطالعه. البته این درد محصول همان درد قبلی است.به نوعی عفونت زخمی چرکین است که قبلا ایجاد شده و حالا سرباز کرده و عوارض آن در حال ستاندن جان نشریه هاست .باری؛تن نحیف مطبوعات
بر روی تختی خوابیده و گویی نفس های آخر را می کشد.نه تنها به حال این بیمار رو به موت رسیدگی نمی شود بلکه بعضا لگدی هم حواله او می کنند.برخی از این لگد ها اقتضای دنیای مدرن است.بهرحال شبکه های اجتماعی و
پیام رسان های موبایلی واقعییت امروز هستند و

رقیبی قدر برای روزنامه ها تلقی می شوند.این دو چشم دیدن یکدیگر را ندارند اما می توانند مکمل هم باشند.در واقع در نهایت اگر همه چیز سرجای خودش باشد و نگاهی منطقی به رسانه ها
حاکم باشد روزنامه و تلگرام می توانند
در عین رقابت از آنجا که کارکردی جدا دارند با هم روزگار سپری کنند.فلذا درد اصلی
جای دیگری است.
3- درد اصلی کجاست؟درد اصلی همان درد قدیمی است.آنجا که مطبوعات را با دست و پای بسته رهسپار رینگ بوکس می کنند تا در میان انواع رسانه های مجازی برای بقا مبارزه کنند.طبعا نمی شود.وقتی روزنامه نگار حق ندارد قلم اش
از مرزی باریک جا به جا شود و همواره
باید روی همان مرز حرکت کند مشخص است که عقب می ماند.این درد کهنه که بارها در مورد آن گفته و نوشته شده آنقدر علاج نشده که خود به صد درد سخت تبدیل شده است.سوگمندانه باید گفت هر چه می گذرد آن مرز باریکتر و سوژه های قابل بررسی اندک و اندک تر
می شود.این درحالیست که رقبای مطبوعات با دستی باز به هرآنچه تمایل دارند و مناسب است رجوع می کنند و به آن می پردازند.
4-«ما» دچار مرگ تدریجی شده ایم.هیچ بعید نیست مرضی که 4 روزنامه مورد اشاره دچار آن شدند چند روز دیگر دامن خود ما را بگیرد.گویی دست هایی پشت پرده هستند تا همین چند روزنامه باقی مانده که در برابر تحدید ها پوست کلفتی داشتند را این بار با حربه های اقتصادی زمین گیر و نابود کنند.اگر در این نکته تردید دارید کافیست به شرایط روزنامه های «از ما بهتران » و روزنامه هایی مثل آفتاب یزد نگاه کنید.نگاه نابرابر و تبعیض آمیز و مدل های مختلف از رانت باعث شده برخی روزنامه ها بدون توجه به محتوا و کیوسک، با قدرت به کار خود ادامه دهند و روزنامه های واقعی و مستقل یک به یک بمیرند.بالاخره همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید.حال مطبوعات هم بهتر از حال باقی نیست.به نوعی حال همه خراب است.