ایران و آوردگاه جام جهانی

جهان امروز جهان درهم تنیدگی ملت‌ها با نمادهای زندگی جدید مدنی است. یکی از نمادهای اساسی سبک جدید زندگی در حوزه حیات سیاسی و اجتماعی بشر امروز گستره ورزش به ویژه ورزش بسیار قدیمی و گروهی فوتبال است که اکنون نه تنها به مثابه یک ورزش بلکه تجارتی بزرگ و میتینگ بزرگ سیاسی است که در عرصه بین‌المللی به نمایش گذاشته می‌شود. اساسا امروزه فوتبال فقط به عنوان ورزش مورد توجه نیست بلکه به عنوان باند پر پهنایی از ویژگی‌های اقتصادی و سیاسی خود را به نمایش می‌گذارد و ما شاهد فضایی معنادار در بهره‌برداری از آن در حوزه‌های گوناگون سیاسی هستیم. اینکه بازی‌های جام جهانی اکنون تا چه اندازه می‌تواند برای ایران و فوتبال در جام جهانی برای آینده سیاسی ایران ارمغان مشخصی داشته باشد و جز پاسخگویی به غرور ملی و نیاز به ایجاد معنایی در خور و شایسته بتواند پیامدهای دیگری به همراه داشته باشد جای پرسش و گفت‌وگوست. به هر تقدیر این که تیم ملی ایران می‌تواند به جام جهانی راه پیدا کند و به عنوان تیم برتر آسیا از سوی ملت ایران در آوردگاه بزرگ جهانی به کسب تجربه بپردازد و در همان حال کوشش به‌عمل آورد تا با وجود تمام کاستی‌ها، تنگناها و محدودیت‌هایی که برای ملت ایران و در عین حال برای ورزشکاران ایرانی به دلایل متفاوتی چون تحریم‌های بین‌المللی وجود داشته است قدرت و توان خود را در حد شایستگی‌های یک تمدن هزاره‌ای به نمایش بگذارد خود دارای پیامد مثبتی محسوب می‌شود. البته اینکه بخواهیم توقعات فزاینده‌ای از این معنا داشته باشیم و حضور تیم ملی ایران در جام جهانی را در مسیر بهره‌برداری‌های بسیار تاثیرگذار در حوزه سیاست در گستره منطقه‌ای و بین‌المللی بدانیم و حتی پیروزی ایران و ورود به دوره‌های متفاوتی چون یک هشتم نهایی یا بالاتر از آن را در کارنامه ایران شاهد باشیم و به این بیندیشیم که با ورود ایران به این اریکه رقابت و پیروزی‌های احتمالی می‌توان دستاوردهای سیاسی معنادار و تعریف شده‌ای را در چنته داشت تا حدود زیادی دور از انتظار به نظر می‌رسد. غیر از آنکه ملت ایران که با تمام توان به تیم ملی خود در آوردگاه جهانی می‌نگرد و دست به دعا و سر به آسمان گرفته تا پیروزی‌های درخشان و خوشحالی فرزندان دلیر خود را در عرصه‌های گوناگون ورزشی به ویژه در این آوردگاه جهانی شاهد باشد، باید گفت که پس از بازگشت آنها به ایران در عرصه سیاست تنها این شادمانی، خوشحالی و مقتضیات ناشی از این شادمانی است که تا حدود زیادی به جامعه ملی باز خواهد گشت و باید در عین حال توقعات فزاینده را در این زمینه تا حدودی مورد مدیریت و کنترل قرار داد و در عین حال این فرصت را برای شاد بودن و بهره‌برداری ملت ایران از این آوردگاه مثبت در فضای ورزشی مورد عنایت جدی قرار داد. از سوی دیگر زمانی که از دیپلماسی ورزشی سخن می‌گوییم به هر تقدیر از بهره‌برداری از ورزش برای توسعه روابط سیاسی سخن می‌گوییم. از این جهت به نظر می‌رسد که با توجه به وضعیت ایران در نظام بین‌الملل چنین مقوله‌ای تا حدودی دور از انتظار باشد. چرا که حضور ایران در جام جهانی بیش از آنکه جنبه سیاسی به خود بگیرد از وجه ورزشی آن تاثیر پذیرفته و فضای ناشی از وضعیت برجام برحوزه استفاده از ورزش در گستره سیاسی سایه افکنده است. بنابر این باید اذعان داشت بیش از این که فوتبال و حضور ایران در این عرصه بر سیاست تاثیر گذارد، اتمسفر سیاسی ناشی از چالش جدی در برابر برجام است که بر حضور ورزشکاران ایران در آوردگاه روسیه تاثیر گذاشته است. از این جهت این سایه سنگین سیاست است که ورزش کشور را در محاق محدودیت‌های خاص قرارداده تا آنجا که سرمربی تیم ملی ایران برای بازی‌های تدارکاتی با تیم‌های جهان در ارتباط با محدودیت‌های ناشی از محیط سیاسی حاکم بر ایران با چالش‌های جدی رو‌به‌رو بود و گزاره‌های معناداری از سوی او در این زمینه مطرح شد.
* آینده‌پژوه سیاسی و اجتماعی