فوتبال و همبستگی اجتماعی

محمود شهابی
دانشیار جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی

درباره تأثیر پیروزی فوتبال در ایجاد همبستگی و نشاط اجتماعی باید توجه داشت که نسبت به چهار سال گذشته مسائل جدی در جامعه شکل گرفته که اهمیت شادی‌های جمعی را مضاعف می‌کند. نخست آنکه در حال حاضر ما تحت تحریم‌ها قرار داریم و آینده کسب و کار و فضای اقتصادی و اجتماعی چندان قابل پیش‌بینی نیست به همین دلیل فضای اجتماعی شرایط متفاوتی دارد بنابراین طبیعی است با توجه به انواع مسائل و مشکلات در دو سال اخیر هر آنچه که بتواند غرور ملی را احیا کند و افراد را متقاعد کند که همچنان به ایرانی بودن خود افتخار کنند، غنیمت است. فراموش نکنیم به‌طور کلی در هر ورزشی که ایران حرفی برای گفتن دارد و دستاوردی که در جام جهانی فوتبال کسب می‌کند در حد «یوفوریا» یا سرخوشی لحظه‌ای و زودگذر است در این حد شاید بتوان به پیروزی فوتبال به‌عنوان مسکن نگاه کرد اما باید گفت فوتبال همچون آبی است که شعله ناامیدی را در جامعه خاموش می‌کند. با این حال نباید فراموش کنیم که باید نشاط اجتماعی را به‌صورت زیر ساختی و پایدار در کشور ایجاد کنیم و به پیروزی های ورزشی زیاد دل نبندیم چرا که این شادی‌ها کوتاه مدتند و زود هم فراموش می‌شوند لذا معتقدم به تعبیر «امیل دورکیم» همبستگی مکانیکی برای یکی دو هفته به‌خاطر فوتبال احیا می‌شود، تمامی تفاوت‌ها و نابرابری‌ها و گسست‌ها به‌طور موقت فراموش خواهد شد و همه دور محور ایرانی بودن جمع می‌شوند، لذت می‌برند، پایکوبی می‌کنند و جشن می‌گیرند ولی ما همچنان با مسائل ناامید‌کننده اقتصادی سر و کار داریم و صرفاً حال مردم به این راحتی و با یک یا چند پیروزی خوب نمی‌شود. این نوع شادی‌های موقت به تعبیری مردم را از زیربار انواع استرس‌ها خلاص می‌کند و مثل مسکن، کوتاه مدت عمل می‌کند؛ البته ابعاد مثبت پیروزی در فوتبال بارز است با وجود این نمی‌توانم عنوان این شادی را نشاط اجتماعی بگذارم بلکه این اتفاق یک نوع سرخوشی است چرا که نشاط باید پایدار باشد و با شاخص اجتماعی، رفاهی و اقتصادی توأم باشد. وقتی از نشاط اجتماعی در کشورهای اسکاندیناوی حرف می‌زنیم در این کشورها دولت به نحوی کار می‌کند که شاخص‌های اجتماعی، رفاهی و اقتصادی موجب رضایت شهروندان می‌شود. البته در جوامعی مانند برزیل هر چند که این شاخص‌ها پررنگ و چندان رضایت‌بخش نیستند اما چون برزیل مهد فوتبال دنیا است مردم سعی می‌کنند به واسطه فوتبال و برگزاری کارناوال‌های شادی نشاط جامعه را حفظ کنند. این در حالی است که در کشور ما در هر دو بعد شاخص رفاهی و اتکا به فرهنگ عامه پسند فوتبال نقاط ضعف داریم. به این معنا که واقعاً تا چه اندازه توانسته‌ایم با تکیه به فرهنگ عامه پسند که یکی از آنها هم فوتبال است مردم را شاد نگه داریم؟ شاید بتوان گفت که فوتبال یکی از ابعاد فرهنگ عامه پسند است که هیچ هزینه‌ای ندارد یعنی مثل برگزاری کنسرت موسیقی نه حاشیه‌ای دارد و نه جنجالی به پا می‌شود. از سوی دیگر رنکینگ و جایگاه ایران در فوتبال بین‌المللی منبع لذت دیگری برای شهروندان ایرانی در کشورهای خارجی است در واقع جایگاه بین المللی فوتبال ایران در نزد افکار عمومی هم مؤثر است یعنی ایرانی‌ها بویژه ایرانی‌های خارج از کشور بواسطه پیروزی فوتبال تیم ملی‌شان سرشان را در مجامع مختلف بین‌المللی بلند می‌کنند و به ایرانی بودن‌شان افتخار می‌کنند. آنچه برنامه ریزان و سیاست‌گذاران باید توجه داشته باشند نباید تنها به پیروزی‌های ورزشی دل ببندند بلکه پیروزی‌های دیگری را باید در صحنه‌های دیگر جست‌و‌جو کنند. البته معتقدم حتماً باید در ورزش و فوتبال سرمایه گذاری شود چرا که فوتبال می‌تواند بخشی از اقتدار ملی را تأمین کرده و بخش زیادی از تخریب سیمای ایرانی را ترمیم کند.


نکته دیگر اینکه جامعه ما نشان داده واقع بین است؛ مردم فوتبال دوست و فوتبال آشنای ایران می‌دانند تا چه اندازه از تیم ملی‌شان انتظار داشته باشند. مطمئن باشید حتی اگر تیم ملی فوتبال دو بازی آخر را آبرومندانه ببازد بازهم مثل بازی ایران و آرژانتین که یک بر هیچ به آرژانتین باختیم مردم پایکوبی خواهند کرد. این ناکامی فوتبالی به هیچ وجه اثر مخربی روی مردم نخواهد داشت آنچه ممکن است روح و روان ما ایرانی‌ها را به هم بریزد اتفاقاتی است که در صحنه‌های دیگر می‌افتد که نمی‌خواهم وارد جزئیاتش شوم. حتی اگر هر دو بازی بعدی را با باخت در عرصه جام جهانی به پایان برسانیم نگران نیستم که دچار افسردگی ملی شویم ضمن اینکه ممکن است ما به دور دوم هم راه پیدا کنیم اینها همه خوب است ولی تا یک مدتی موجب ایجاد شادی‌های لحظه‌ای می‌شوند ولی ما باید برای بهبود زخم‌های جامعه کاری کنیم و از پیروزی در فوتبال نمی‌توان برای همه زخم‌ها استفاده کرد.
مسأله دیگر که لازم است به آن اشاره شود پخش شادی‌های خیابانی مردم از طریق صدا و سیما بود. این برای نخستین بار بود که تلویزیون بعد از پایان بازی ایران و مراکش نشان داد مردم به خیابان‌ها آمدند. این نوعی به رسمیت شناختن این جشن‌ها و پایکوبی‌هاست. پیش از این خبرهای جشن و شادی مردم در خیابان از سوی سایت‌ها منتشر می‌شد اما این بار از تلویزیون پخش شد که نشان می‌دهد مدیران فرهنگی دریافته اند اینگونه بازتاب‌ها را باید نشان دهند.
یکی از مشکلات جامعه ما بر سر اینکه چه چیز جدی یا شوخی و فرعی یا اصلی است دچار سوء تفاهم و مشکل می‌شویم و همین در سیاست‌گذاری‌ها کار دست‌مان می‌دهد.بنابراین پخش شادی مردم در خیابان پس از پیروزی فوتبال ایران مقابل مراکش گام خوبی است چرا که مدیران رسانه و امور فرهنگی جشن‌ها را به رسمیت می‌شناسند. بویژه آنکه ما در جهان تحت فشار دشمنان هستیم و به وحدت و شادی حتی لحظه‌ای و موقت نیاز داریم. البته باید فکری بر این نوع شادی‌ها کرد باید دید چه کسی از چه چیزی به‌عنوان منبع شادی و نشاط استفاده می‌کند و ببینیم این نوع شادی‌ها تا چه اندازه این قابلیت را دارند که بتوانند به رسمیت شناخته شوند و البته دولت‌ها نیز تا چه اندازه می‌توانند در سطح و میزان شادی‌ها مداخله کنند و از سوی دیگر تا چه اندازه می‌توان شادی را به مردم واگذار کرد.یکی از مشکلات ما این است که به ندرت از پارامترهای فرهنگی در سیاست‌گذاری‌ها استفاده می‌کنیم. سیاست‌گذاری‌ها عمدتاً متکی بر تجربه ادراکی مدیران و نه بر اساس تجربه زیستی شهروندان است. پیروزی تیم ملی فوتبال یک نوع یادآوری است که نشان می‌هد ما در عرصه تولید شادی و نشاط اجتماعی چه فرصت و تهدید و چه نقاط قوت و ضعفی داریم لذا باید حتماً در زمینه‌هایی که چندان زیر ساختی ندارند مثل شاخص رفاهی در خصوص امر عامه پسند قدم برداریم. در این حالت شاید بتوان سریع‌تر و راحت‌تر مردم را شاد کرد. اگرچه معتقدم امر عامه پسند در امور دیگر جدا نیست یعنی معتقدم امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به همدیگر وابسته‌اند و به هچ‌وجه نمی‌توان موجودیت منفک و مجزایی برای اینها در نظر گرفت. شاید گفتار نابجا فراتر از شکست فوتبالی و والیبالی مردم را بشدت آزار دهد؛ بنابراین باید مقداری دقیق‌تر به این پدیده‌ها فکر کنیم.