آیا روحانی فراموشکار شده است؟

محمدرضا سعدی- چرا روحانی خنجر را در ستون فقرات خود فرو می‌کند؟ در دوران هشت سال ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد همین مطبوعات و روزنامه‌هایی که با پول بخش خصوصی و تحت تحریم امکانات دولتی به حیات خود ادامه می‌دادند نه فقط شهروندان ایرانی را به فرا رسیدن روزهای خوب جمهوری اسلامی ایران امیدوار می‌کردند بلکه به مردم توصیه می‌نمودند که برای تغییر بعضی چیزها، اول باید برخی چیزهای دیگر تغییر کند. این بود که مطبوعات مستقل که در دوره‌ رییس‌جمهوری پیشین آماج سخت‌گیری‌های مختلف از سخت‌گیری‌های امنیتی و تهمت‌های گوناگون تا برخوردهای قضایی قرار گرفته بودند، در پایان دوره هشت ساله احمدی‌نژاد روحانی را به عنوان فردی که می‌تواند امید را به نزد ایرانیان برگرداند شناختند و از او حمایت کردند.
حسن روحانی حتما به یاد دارد که در مقابل همه تهمت‌پراکنی‌ها و شایعه‌سازی‌هایی که چه در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری و چه در دومین آن روحانی و همکارانش را هدف قرار می‌دادند همین مطبوعات مستقل که با سرمایه و امکانات بخش‌خصوصی متولد شده و ادامه حیات دادند، ایستادگی کردند. آیا روحانی و نزدیکانش آن روزها را به یاد می‌آورند؟
آیا روحانی به یاد می‌آورد که وزارتخانه‌ها و نهادهای دولتی تحت امرش به جای تقویت رسانه‌های مستقل و روزنامه‌های آزاد، تلاش، امکانات و پول خود را برای گسترش مطبوعات و رسانه‌های حکومتی و دولتی به کار گرفتند و مطبوعات بخش خصوصی را در موقعیت و رقابت نابرابر قرار دادند؟ آیا او به یاد می‌آورد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخش مهمی از یارانه مطبوعات را به بهانه طرح‌های اشتراک و... حیف کرد و به رسانه‌های رانتی و دولتی داد تا مطبوعات مستقل و بخش خصوصی در مضیقه و فشار قرار گیرند؟ آیا روحانی گلایه‌های مدیران مطبوعات در نشست سال 95 روز خبرنگار و وعده‌هایی که خودش در پاسخ به این گلایه‌ها بیان کردید را به یاد می‌آورد؟ از آن وعده‌ها کدام عمل شده است؟ آن گلایه‌ها آیا کاهش یافته است؟ هر دو پاسخ منفی است اما امروز روحانی با لحن تحکم‌آمیز و الفاظی غیرمنصفانه مطبوعات را آماج حمله قرار می‌دهد و رسانه‌های مستقل که حقوقی مسلم بر گردنش دارند را به عنوان عامل ناامیدی مردم معرفی می‌کند.
جالب آن است که همین روحانی چند هفته قبل و در جمع مدیرانش از اینکه برخی از همکارانش (از جمله اعضای هیات وزیران) ناامید هستند گلایه کرد و آنان را به رفتاری امیدوارانه در قبال مسوولیت و وظایف‌شان فرا خواند. اکنون آقای رییس‌جمهور مسوولیت پراکندن و تزریق ناامیدی را متوجه رسانه‌ها کرده و از ایشان می‌خواهد که به جای ناامیدی مردم را امیدوار کنند اما آقای روحانی توضیح نمی‌دهد که رسانه‌ها و بالاخص رسانه‌های مستقل و وابسته به بخش خصوصی مردم را به چه چیزی امیدوار کنند و چرا نگرانی و توقع مردم را منعکس نکنند؟ اگر دولت روحانی و حکومت جمهوری اسلامی از برآورده کردن توقع مردم ناتوان است آیا راه‌حل این ناتوانی سرکوب توقع‌های مردمی است؟

بهتر است روحانی روزهای گذشته را به یاد بیاورد و بررسی کند که چه چیزهایی از اعتماد مردم به رسانه‌های داخلی کاسته است؟ در حالی که مردم در وضعیت خوبی به‌سر نمی‌برند آیا تبدیل رسانه‌های مستقل به نسخه ایرانی محمدسعید الصحاف (وزیر تبلیغات صدام حسین) راه‌حل امیدبخش و مناسبی است؟ آیا این رفتار همین باقی مانده اعتبار نشریات مستقل را نابود نمی‌سازد؟
وقتی رییس‌جمهور از تصحیح و بهبود رفتار همکاران و اعضای دولتش ناتوان و ناامید است چرا رسانه‌های بخش خصوصی و مستقل را آماج حملات خویش قرار می‌دهد؟
آقای روحانی علت گرایش مردم به رسانه‌های بیگانه عملکرد شماست؛ شعارهایی که فقط برای جمع کردن رای بود نه برای اقدام. شما در جلسه آخر هیات دولت یازدهم صراحتا می‌گویید بله روحانی عوض شده است. آقای روحانی ما از بعد از رای‌گیری خرداد 96 فهمیدیم شما عوض شده‌اید، شما به خاطر برادرتان و یا هر دلیل دیگری از وعده‌هایتان برگشتید و با شعارهایتان فقط مردم را فریب دادید و رییس‌جمهور شدید. رفتار شما با مطبوعات و مردم هیچ فرقی با دولت احمدی‌نژاد نمی‌کند. شما هم مثل دیگران برای حفظ قدرت متوسل به هر ابزاری می‌شوید.