زندگی در‌خارج‌ از‌کشور‌خیانت است؟

آفتاب یزد - گروه شبکه: حضور«سام درخشانی» بازیگر سینما در برنامه‌ تلویزیونی «من و شما» و صحبت‌های جنجالی او در مورد هدیه به فرزندش سروصداهای زیادی به پا کرد. او گفته بود: «من اقامت کانادا را دارم و خواستم یک هدیه ارزشمند را با تولد فرزندم به او بدهم؛ برای او این یک امکان است که می‌تواند بعدها از آن استفاده بکند یا نکند. این به آن معنا نیست که من ایران را دوست ندارم چون من عاشق کشورم هستم و وقتی می‌بینم یک زن انگلیسی از کشور من مستند می‌سازد به پهنای صورتم اشک می‌ریزم که چرا ما قدر کشورمان را نمی‌دانیم.»
همین چند جمله به مثابه جرقه ای بود تا انفجار واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی را به همراه داشته باشد.
بازتاب این صحبت‌ها گستره ای از شبکه‌های اجتماعی و مجازی تا صدا سیما و بخش خبر 20:30 و نیز عکس العمل بازیگران و هنرمندان دیگر را پوشش داد و نقد‌های زیادی را به همراه داشت.
بخش خبر 20:30 ضمن پخش صحبت‌های سام درخشانی و «نیوشا ضیغمی» به نقد آن پرداخت و با عنوان اینکه داشتن تابعیت دوگانه به خودی خود بد نیست، این را در تضاد با حرف‌های میهن پرستانه سلبریتی‌ها دانست و گفت مخاطبین در این مواقع عملکرد افراد را در نظر می‌گیرند!


از طرفی «نیوشا ضیغمی» حضور خود در خارج از کشور را اینگونه عنوان کرده است: «متاسفانه اعتباری که امروز پاسپورت کشور ما پیدا کرده است برای منی که عرق ملی دارم و کشورم را دوس دارم... »
این واکنش‌ها تا جایی پیش رفت که «احسان کرمی» مجری برنامه‌های تلویزیونی در تماس تصویری از امریکای شمالی نیز در واکنش به صحبت‌های سام درخشانی، گفت:« به عنوان یک ایرانی که در آمریکای شمالی زندگی می‌کند، عرض می‌کنم سخنان هفته پیش آقای درخشانی در مورد هدیه ای که به فرزندشان دادند متاسفانه حتی در رادیو‌های فارسی زبان غیر سیاسی اینجا نیز بسیار بازتاب بدی داشته است. من به همه افرادی که فرزندشان در خارج از ایران به دنیا آمده‌اند عرض می‌کنم اینکه کسی بچه‌اش در خارج ازکشور به دنیا بیاید، هیچ هدیه و افتخاری نیست؛ افتخار این است که ما ایرانی هستیم. هزاران جوان خونشان را برای مملکت نداده‌اند که من بگویم هدیه‌ بزرگی به فرزندم داده‌ام که خارج از کشور زندگی کند.»
پیش از این «علی علیزاده» کارشناس مسائل سیاسی ساکن انگلیس با حمله به « حمید فرخ‌نژاد» اینگونه نگاه به غرب و این رفتار سلبریتی‌ها را مورد انتقاد قرار داده بود.
روزنامه اصول‍‌گرای فرهیختگان نیز در این میان بیکار ننشسته و ضمن نقد طولانی از شیوه زندگی بازیگران به قلم « میلاد‌جلیل‌زاده» یک لیست از بازیگران و سلبریتی‌هایی که در خارج از ایران زندگی می‌کنند منتشر کرد. در بخشی از این گزارش آمده است :« با اضافه شدن این نکته که این بار نه فقط بحث سبک زندگی، بلکه مستقیما بحث حقوق مالی مردم ایران هم مطرح می‌شـــود، آیا ســـینمای آمریکا حاضر اســـت آن دسته از هنرپیشه‌های ایرانی را که در آنجـــا زندگی می‌کنند را در بهترین حالت، بیشـــتر از چند پلان فرعی در فیلم‌هایش بازی بدهد؟ تجربه کســـانی که طی این ســـال‌ها به خارج از کشور رفته اند، نشان می‌دهد که چنین نیست. پس می‌شود به این افراد گفت شما بدون مردم ایران نمی‌توانستید جایگاهی داشته باشید و اگر این مردم از رفتار شـــما، سبک زندگی شما یا هر چیز دیگری از این دســـت خوش شان نیاید و شـــما همچنان مطرح باقی بمانید؛ یعنی مطرح نگه داشته شده اید، نه اینکه خودتان لایق چنین جایگاهی هستید. این یک نوع دیکتاتوری است. مردم ایران زندگی هنرپیشه‌های سینما و خوانندگان موسیقی پاپ در خارج از کشور و کسب درآمد آنها در داخل کشور را نمی‌پسندند.
چنین چیزی به عرق ملی آنها اصابت می‌کند و دل شان را به درد می‌آورد. مردم وقتی می‌بینند هنرپیشه ای فرزندش را خارج از کشـــور به دنیا می‌آورد تا بتواند تابعیت آنجا را داشـــته باشد، از او خشمگین می‌شوند؛ اما اعتراض مردم ایران از این چهره‌ها به واسطه رفتارهایشان، تغییری در جایگاه آنها به وجود نمی‌آورد؛ چون این افراد به طور طبیعی و مردمی بالا نیامده‌اند و این یک دیکتاتوری زرد است؛ یعنی دیکته شـــدن سبک جلفی از زندگی که وابستگی فرهنگی شدیدی به خارج از کشور دارد و در برابر غرب خودکم بین و در برابر هموطنانش پرنخوت و مغرور است.»
نام پیمان قاسمخانی نیز در لیست منتشر شده این روزنامه بود. پیمان قاسمخانی ضمن تماس با روزنامه فرهیختگان می‌گوید: «پیش از اینکه در مورد صحت و سقم مطلبی که در گزارش آمده، صحبت کنم، باید این را بگویم که به نظرم مهاجرت ابدا عمل مذمومی نیست و اگر کسانی بخواهند به نیت زندگی بهتر به‌جایی بروند، کاملا حق دارند و کسی حق ندارد این را وصل کند به اینکه آن فرد وطن‌پرست است یا نه.
اما در مورد اینکه در گزارش ذکر شده که من در کانادا زندگی می‌کنم، باید بگویم منابع شما اطلاعات غلطی داده است و درکل زندگی‌ام فقط دو بار در کانادا برای نمایش فیلم‌های «سن پترزبورگ» و «خوب، بد، جلف» میهمان بودم؛ من اقامت هیچ جای دنیا را ندارم و در هیچ جایی به غیر از ایران، خانه و زندگی ندارم.»
قاسمخانی در ادامه صحبت‌هایش با اشاره به بخشی از گزارش که آمده بود: «خانه و زندگی پیمان قاسمخانی در خارج از کشور است، چه اینکه او در سینمای ایران به‌عنوان نویسنده شناخته می‌شود و بودن او در خارج از کشور خیلی واضح‌تر نشان خواهد داد که این سینما به واقع آینه‌ای از زندگی مردم ایران نیست»، تاکید کرد: «من در حال حاضر ساکن ایران هستم و از ایران با شما حرف می‌زنم و اگر به نظر نویسنده مطلب فوق آثارم دور از مردم است، حتما دلیلی به جز اقامت در خارج از کشور دارد! به هرحال امیدوارم روزنامه وزین «فرهیختگان» در منابع تحقیق مطالبش دقت بیشتری کند.»
اما مصطفی داننده «روزنامه نگار» این موضوع را از نگاه دیگری بررسی کرده است. او می‌گوید:« بعد از اینکه سام درخشانی در برنامه‌ای در شبکه شما گفت، تولد فرزندم در کانادا هدیه‌ و امکانی بود که در اختیارش گذاشتم، بحث‌های زیادی مطرح شد و بسیاری از این بازیگر انتقاد کردند که ایرانی بودن افتخار است و تولد بچه‌ در خارج از کشور هیچ هدیه و افتخاری نیست.
خیلی از ایرانی‌ها برای زندگی بهتر راهی خارج از کشور می‌شوند. سام درخشانی هم بر این باور است که دخترش در آینده می‌تواند در خارج از ایران زندگی بهتری داشته باشد.
این اعتقاد اوست و نمی‌دانم چرا این همه به این بازیگر خرده گرفته می‌شود. اصلا چرا برای اعتقاد این همه دادگاه تشکیل می‌دهیم. ما این اعتقاد را نداریم از این امکان استفاده نکنیم، چرا دیگران را محکوم می‌کنیم.
گاهی فکر می‌کنم معنای وطن پرستی در ایران اشتباه گرفته شده است. کاری نکنیم این واژه قابل احترام چماقی باشد برای زدن دیگران.»
به نظر می‌رسد که پست اینستاگرامی مهراب قاسمخانی نقطه پایانی به این مناقشه بود. او نوشت: «من الان نکته لیست را نگرفتم می‌خواستن با انتشارش فقط اطلاع رسانی زرد بکنند؟ یا احساس افشاگری بهشون دست داده آخه هرچی به این اسامی نگاه می‌کنم هیچ کدومشان نه سیاست‌گذار فرهنگی و نه اقتصادی هستندو نه مسئولیت رسمی در قبال معیشت مردم دارند. نه خودی محسوب می‌شوند و نه هیچ وقت شعارهای غرب‌ستیزانه داده‌اند... در نتیجه که چی؟ نه از نظر قانونی اشکالی دارد که یه جای دیگر زندگی کنند و نه از نظر اخلاقی موردی دارد که بچه‌شان را یک جای دیگر به دنیا بیاورند. اگر هدفتان افشاگری بوده است باید در لیست خود اسم کسانی باشد که شعار مرگ بر آمریکا می‌دهند ولی بچه‌هایشان را برای زندگی به آمریکا می‌فرستند، کسانی که می‌گویند تمدن فاسد غرب در حال سقوط است اما اقامت کشورهای غربی را دارند! کسانی که مردم را تشویق به نخوردن و نه پوشیدن می‌کنند ولی آن طرف آب سرمایه‌گذاری‌های کلان می‌کنند؛ باید اسم کسانی باشد که چهل ساله رویکرد استکبارستیز و مستضعف سالار را تبلیغ ولی برخلاف آن زندگی می‌کنند. عزیزان این اواخر آدرس غلط دادن و استتار به عنوان تاکتیک جدید دردستور کار قرار گرفته است یک اسم گنده پیدا می‌کنند که بشود پشتش قایم شد بعد همه چیز را گردن او می‌اندازند. وقتی می‌بینید بیست و سی هم این خبر را پوشش می‌دهد می‌توانید خیالتان راحت باشد که برنامه چیست.»
سوال اینجاست که آیا ما اجازه داریم در این مورد قضاوت کنیم و با انگ‌های مختلف، بازیگران و افرادی را که به نوعی به این کشور خدمت می‌کنند مورد هجوم قرار دهیم؟