پیشنهاد قابل تامل موسویان به سعودی‌ها

آفتاب یزد – گروه سیاسی : «اعتقاد من این است که ایران آماده کمک به عربستان برای حل مشکل یمن است و من پیشنهاد می‌کنم آقای محمد بن سلمان ولیعهد سعودی، سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس را به ریاض دعوت کند تا بحران یمن را با همکاری ایران حل کنند.»
سید حسین موسویان دیپلمات سابق در کنفرانسی با حضور حدود ۲۰۰ تن از شخصیت‌های برجسته سیاسی و علمی‌جهان از جمله وزیران خارجه و دفاع برخی از کشورهای اروپایی در برلین، چنین پیشنهاد بحث برانگیزی را داده است . پیشنهادی که در وضعیت فعلی کمتر کسی حتی به فکرش هم خطور می‌کرد . اینکه دو چهره با زاویه ای کاملا متفاوت بخواهند پشت میز گفتگو بنشینند.
بسیاری معتقدند بن سلمان به خاطر منافعش است که مجری تمایلات آمریکا است و از همین رو بعید است که در چنین موقعیتی بخواهد مشکلاتش را با ایران برطرف کند. چه بسا برعکس، خواهان آن است تا مشکلات ایران تشدید شود. به هرروی بر کسی پوشیده نیست که امید بن سلمان تا پیش ازاین، از پادر آوردن ایران در سیاست‌های کلی بود. اما این بن سلمان دیگر بن سلمان همیشگی نیست و آن ادعاهای سابق را هم نمی‌تواند داشته باشد . ماجراهای یمن و خاشقچی حسابی به ضرر او تمام شده و وی را در موضع ضعف قرار داده است .
مسئله حضور بن سلمان در نشست سران جی 20 در آرژانتین نمونه بارز ضعف و ذلت او در شرایط کنونی است. جوی که علیه وی به عنوان ولیعهد عربستان به راه افتاده است بی سابقه به شمار می‌آید ،


عده ای حتی بیم از آن داشتند که وی به عنوان
یک جنایتکار جنگی در بوینس آیرس(محل نشست جی 20) دستگیر شود. اروپایی‌ها و آمریکا عملکرد وی را در قبال یمن بسیار تاسف بار و ناشی از نوعی جنایت از سوی او تلقی می‌کنند و از طرفی دیگر قصه قتل خاشقچی نیز به اتهامات و دیدگاه‌های منفی جامعه جهانی نسبت به بن سلمان اضافه کرده است. این در حالی اتفاق می‌افتد که سناتورهای آمریکایی اخیرا با رای دو حزبی ۶۳ به ۳۷ به طرح لایحه‌ای که خواستار پایان مداخله آمریکا در جنگ تحت امر سعودی‌ها در یمن می‌شود، رای مثبت دادند.
آن طور که ایسنا می‌نویسد سناتور مایک لی، از ارائه‌کنندگان این قطعنامه گفته است:« مداخله در یمن غیر مجاز، مغایر قانون اساسی و غیر اخلاقی است. ما نمی‌توانیم و نباید رای‌گیری برای
پایان دادن به مداخله‌مان (در این جنگ) و حمایت‌مان از عربستان سعودی را بیش از این به تعویق بیاندازیم.» سناتور برنی سندرز، یکی دیگر از ارائه‌کنندگان این قطعنامه هم گفت: «وقت آن است که آمریکا پیامی‌به جهان بفرستد مبنی براینکه به حمایت از این جنگ فاجعه‌بار به رهبری حکومت فاسدی که سیاست‌های غیرمسئولانه، مخرب و خطرناک نظامی‌دارد، ادامه نخواهد داد.»
وی تاکید کرد: « دیگر مرگ کافی است، کشتار کافی است، نابودی و تخریب کافی است. وقت آن است که به عربستان گفته شود در این بحران وحشتناک شریک آنها نیستیم.»
این اظهار نظرها در کنار مطرح شدن نام بن سلمان به عنوان جنایتکار جنگی بیش از هر زمان دیگری باعث می‌شود تا او راتحت فشارهایی قراردهد که از دیدکسانی مثل موسویان منتهی شود به تقاضای او از قاسم سلیمانی برای پایان دادن به موضوع جنگ یمن .

> چرا پیشنهاد گفتگو با یک جنایتکار جنگی ؟
اما آیا در شرایط فعلی که موضوع جنایتکار جنگی شدن بن سلمان مطرح شده است اعلام چنین پیشنهادی از سوی یک ایرانی تا بن سلمان از قاسم سلیمانی برای گفتگو دعوت کند به صلاح است ؟ داوود هرمیداس باوند استاد حقوق بین الملل دراینباره به آفتاب یزد می‌گوید:« ارتکاب به جنایت باید مورد تایید قرار گرفته و به دیوان کیفری
بین المللی ارجاع شده باشد، یا شورای امنیت قضیه را
به دادستان دیوان کیفری ارجاع دهد، از سویی اگر دیوان چنین موضوعی را تایید کرده و حکم صادر کرده باشد ، کشورهایی که به اساسنامه دیوان ملحق شده اند می‌توانند فرد مورد نظر(بن سلمان) را بازداشت و مسترد به دیوان کنند . اما مسئله بن سلمان نه به دیوان بین المللی ارجاع شده و نه شورای امنیت در این رابطه تصمیمی‌گرفته است.»
وی ادامه می‌دهد: « حتی در مورد عمرالبشیر رئیس جمهور سودان شاهدبودیم ، با وجود اینکه دیوان ارتکاب به جنایات جنگی او را تایید کرده بود، او حتی در اجلاس اتحادیه عرب یا سازمان کنفرانس اسلامی
‌حضور پیدا می‌کرد و بااینکه برخی از کشورهای عربی مانند مراکش تونس و... به اساسنامه دیوان ملحق شده اند اما
هیچ اقدامی‌برای دستگیری او نکردند. »
باوند اظهار کرد:« هم اکنون نهایتا نهادهای حقوق بشری ممکن است از دولت آرژانتین در نشست جی 20 ، بخواهند بن سلمان را بازداشت کند اما دولت آرژانتین معمولا به در خواست نهادهای حقوق بشر دست به این اقدام نمی‌زند.»

> سلیمانی و مو ضوع نمایندگی ایران
سعودی‌ها که همواره ایران را متهم به اخلال در منطقه می‌کردند و حتی کشورمان را به تروریسم محکوم ، چگونه ممکن است حاضر باشند تا از کسی مثل قاسم سلیمانی برای پایان دادن به جنگ یمن دعوت کنند ؟ باوند پیرامون این موضوع که تا چه اندازه در شرایط فعلی پیشنهاد چنین دیداری عملی است، می‌گوید: «برای عربستان خیلی مشکل است تا بپذیرد که این کشور در حیاط خلوت خود ایران را قبول کند و نفوذ این کشور را بپذیرد و معمولا حاضر نیست ایران به این ناحیه وارد شود. اما اگر قاسم سلیمانی را به عنوان کسی بدانیم که در رویدادهای منطقه (عراق ، سوریه ، لبنان و ... )نقش ویژه ای دارد، ممکن است روزی با او به عنوان یک شخص مستقل وارد مذاکره شود. در صورتی که با او وارد تفاهم شدند این تفاهم می‌تواند در عرصه‌های دیگر پیگیری شود و به نتیجه مطلوبی برسد. اما قاعدتا درحال حاضر در بحث یمن بن سلمان با سلیمانی به عنوان نماینده ایران وارد گفتگو نخواهد شد . اگر چنین گفتگویی بین دو طرف شکل گرفت و آن‌ها به مبانی تفاهمی‌رسیدند آن موقع ممکن است با کمک سازمان ملل، ایران و عربستان و کشورهایی که در بحث یمن دخیل هستند با حضور نماینده این سازمان گفتگوهای آتی را انجام دهند .» وی تاکید می‌کند:« اما قاعدتا برای عربستانی که همواره ایران را به کمک به تروریست‌ها متهم می‌کند این موضوع بسیار سخت و بعید است که با قاسم سلیمانی گفتگو کند مگر به عنوان یک فرد مستقل.»
از باوند سوال می‌کنیم که چرا باید بن سلمان و عربستان، سلیمانی را به عنوان یک فرد مستقل و نه نماینده ایران بداند و حاضر به گفتگو شود ؟ پاسخ می‌دهد : «سلیمانی جزو همان افرادی است که شخصا در هر انقلابی شرکت می‌کند،کسی مثل چگوارا - که در کوبا و بولیوی حضور یافت -
یا حیدرخان عمواوغلی که در فضای مشروطه یک انقلابی بود . قاسم سلیمانی هم در منطقه توانسته برای خودش وجهه ای ایجاد کرده و در تصمیم گیری‌های دولت‌های کشورها نقش پیدا کند. بنابراین او می‌تواند به عنوان شخص سلیمانی مذاکرات مقدماتی را انجام دهد.»

> فرقی ندارد چون ...
از سویی دیگراما فریدون مجلسی دیپلمات سابق درباره امکان مذاکره بن سلمان و سلیمانی در ریاض به آفتاب یزد می‌گوید:« اگر این سخن و این پیشنهاد ناشی از پالس‌هایی باشد که از دو طرف ایران و عربستان به یکدیگر مخابره می‌شود، می‌تواند پیشنهاد جالبی باشد، چرا که بحث جنگ است.»
ولی او این گفتگو را به معنای پایان درگیری‌های یمن ارزیابی نمی‌کند؛ مجلسی اظهار می‌کند :« اگر درپس این پیشنهاد موسویان، به دنبال آرامش در یمن و منطقه می‌گردیم، باید گفت اساسا موضوع آرامش در دست بن سلمان نیست . این آرامش در دست آمریکا و اسرائیل و سیاست ایران در قبال آن‌هاست . بنابراین مذاکرات بن سلمان و سلیمانی حتی اگر عملی شود نیز در چنین شرایطی منجربه آرامش در منطقه نخواهد شد.»
به مجلسی می‌گوییم شرایط عربستان خاص است و در نشست جی 20 نیز بحث این بود که حتی بن سلمان را به عنوان یک جنایتکار جنگی بشناسند، آیا این فشارها اکنون باعث تعدیل رابطه تند بن سلمان و عربستان با ایران نمی‌شود ؟
می‌گوید : «حقیقت این است که در شرایط فعلی بن سلمان ضعیف شده است اما در عربستان حتی اگر بن سلمان ضعیف شود سیاست‌های مخالفان بن سلمان در عربستان مطمئنا همگام با ایران نیست . در شرایط فعلی جنگ قدرت در خاندان سعودی ادامه دارد اما فراموش نکنیم حتی مذهبیون بسیار خاص عربستان که با رانندگی خانمها مشکل دارند و حضورشان در جوامع عربستان را نمی‌پذیرند هم از مخالفان سعودی اند ، این یعنی هریک از مخالفان بن سلمان روی کار بیایند موضع‌شان در ضدیت با ایران وهمگامی‌با آمریکا فرقی نخواهد کرد.»
در هر صورت پیشنهاد موسویان پیرامون مذاکره بن سلمان و قاسم سلیمانی از موضوعاتی است که می‌تواند در آینده واکنش‌های منفی یا مثبت مقامات دو کشور را نیز به همراه داشته باشد . کشورها همگی به فکر منافع ملی خودشان هستند و دراین میان ، هر موضوعی که بتواند به حل این مشکلات کمک کند می‌تواند مطرح باشد، شاید هم به قول هرمیداس باوند قاسم سلیمانی با آگاهی که به مقتضیات منطقه دارد قادر خواهد بود به عنوان شخص سلیمانی وارد مذاکره با بن سلمان شود تا بلکه بعدها این گفتگوها به فرایند گفتگوی دوکشور منتهی شود . هر چند که از نگاه کسانی چون مجلسی حتی در صورت برقراری این گفتمان هم در سیاست‌های کلی دو طرف تغییری نسبت به یکدیگر ایجاد نخواهد شد و اگر مذاکره ای هم باشد یک مذاکره موضعی خواهد بود .