دکتر سیدمحمد حسینی=سفیر سابق ج. ا. ایران در عربستان سعودی

دکتر ظریف با اقامتی 5 روزه در بغداد، اربیل، سلیمانیه، کربلا و نجف و انجام ده‌ها ملاقات و گفتگو با مقامات و شخصیت‌های عراقی و حضور در پنج همایش اقتصادی یکی از موثرترین دیپلماسی‌های منطقه‌ای خود در سال جاری را انجام داد. سفر ظریف به عراق، در حالی صورت گرفت که پایگاه نظامی الانبار عراق، دو هفته پیش، میزبان ترامپ بود و از سویی دیگر وزیر خارجه آمریکا نیز همزمان با سفر دکتر ظریف در حال رایزنی با کشورهای عربی بود تا ائتلاف ضد ایرانی را تقویت نماید. اهمیت دیپلماسی ظریف در عراق را باید در اهمیت راهبردی عراق در ساختار قدرت منطقه‌ای و نیز همسایگی عراق با ایران جستجو کنیم.
سیاست خارجی به ذات، تدبیر و تصمیم برای پیشبرد منافع و اهداف ملی در محیط اقتدارگریز بین‌المللی است و دیپلماسی و استراتژی مهمترین ابزارهای آن هستند.
دیپلماسی و استراتژی (قدرت نظامی) به مثابه دو بال برای اهداف کشور عمل می‌کنند، در عرصه‌ای مانند سوریه، استراتژی پیشگام است و در عرصه‌ای مانند عراق دیپلماسی مستظهر به استراتژی از بالاترین کارایی در روابط فیمابین برخوردار است. برای اهمیت دیپلماسی در عراق ضروری است تا به ساختار قدرت در خاورمیانه پس از تحولات عربی در سال 2011 مختصر نگاهی بیاندازیم. جایگاه عراق در ساختار قدرت خاورمیانه پس از تحولات عربی 2011 موسوم به بهار عربی چیست؟
پس از تحولات عربی در سال 2011 و بخصوص با آغاز جنگ سوریه، ساختار دوقطبی مانند دوقطبی جنگ سرد در خاورمیانه ظهور کرد. در یک قطب، ایران-سوریه-روسیه و برخی از جنبش‌های آزادی‌بخش نظیر حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن و ... با ماهیتی سیاسی امنیتی قرار گرفته‌اند و در قطب دیگر مثلث اسرائیل- امریکا- عربستان با همراهی مصر، اردن، بحرین و امارات قرار دارند که ماهیت ائتلاف آنها علاوه بر مسائل سیاسی و امنیتی، مسائل تجاری و اطلاعاتی نیز هست. در این جبهه‌گیری دو کشور عراق و ترکیه خود را در هیچ یک از دوقطب تعریف نکرده‌اند و حسب ضرورت و منافع راهبردی خود با هر دو قطب همکاری می‌کنند. مثلا عراق و ترکیه در مسئله مبارزه با داعش با قطب امنیتی سیاسی ایران و روسیه همکاری کردند و در مسائل تجاری و اطلاعاتی با قطب مخالف ایران همکاری دارند. اهمیت راهبردی عراق و ترکیه در همین بازی


دوگانه است.
1- ائتلاف عراق و ترکیه با قطب مخالف ایران، دوقطبی شکل گرفته را آشکارتر و در نتیجه امنیتی‌تر می‌کند و در آن شرایط تهدیدهای امنیتی علیه ایران به شدت افزایش می‌یابد و حسب تجربه تاریخی، روسیه هم در همراهی با ایران پایمردی نشان نخواهد داد.
2- حفظ موازنه قدرت به شکل فعلی یعنی نقش عراق و ترکیه به عنوان موازنه‌گر در میان دوقطب، آستانه تهدیدهای ایران بلکه منطقه را کاهش می‌دهد. بر این اساس دیپلماسی در عراق بسیار حائز اهمیت است و اهمیت سفر راهبردی و موفقیت‌آمیز دکتر ظریف در همین نکته نهفته است.
3- ایران‌هراسی و شیعه‌هراسی همزمان با جنگ اقتصادی علیه ایران به مثابه دو بال خفاش، پروژه امریکا و متحدان منطقه‌ای علیه ایران است و دیپلماسی رسمی و عمومی ابزار مواجهه با این پروژه محسوب می‌شود.
دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در عراق علاوه بر اهمیتی ساختاری که اشاره شد، اهمیت همسایگی نیز دارد. آغاز سیاست خارجی کشورها، آغاز روابط با همسایگان است و روابط با همسایگان بنیان منطقه‌گرایی بر اساس الزامات و بایسته‌های درونی هر منطقه محسوب می‌شود. جاذبه‌های فرهنگی، تمدن کهن و مهمتر از همه رفتارهای دولت‌های ایرانی طی 5 قرن گذشته، آزمونی است که استعداد دولت ایرانی برای ایفاء نقش همسایگی را به خصوص برای عراق نشان می‌دهد.
1- ایران و عراق دو کشور همسایه به لحاظ جغرافیایی و دارای روابط همسایگی به لحاظ قومی، فرهنگی و مذهبی نیز هستند.
2- در سال‌های اخیر روابط تجاری فزاینده، گسترش رفت و آمدهای زائران اهل‌بیت(ع) و تعمیق روابط سنتی حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها موجب شده تا دیپلماسی رسمی دکتر ظریف مستظهر به دیپلماسی عمومی، دیپلماسی علمی، دیپلماسی تجاری و دیپلماسی شخصی نیز باشد.
3- سفر دکتر ظریف به کردستان عراق، ابتکار عمل مثبتی بود تا نشان دهد پیوندهای فرهنگی میان ایران و اکراد قوی‌تر از آن است که مسئله استقلال کردستان بتواند در آن گسستی
ایجاد نماید.