دکتر ابراهیم جعفری=استاد علوم ارتباطات دانشگاه

نگاه جامعه به افراد بی‌سرپرست، توان‌یاب، نیازمند
و محروم چگونه باید باشد؟ باید با دید ترحم مورد توجه قرار گیرند یا برای خشنودی خدا به یاری‌شان شتافت؟ آیا این انسان‌ها قادر نیستند گره‌ای از مشکلات جامعه بگشایند یا برعکس می‌توانند به سهم خود در پیشرفت کشور دارای نقش بوده و چه بسا بتوانند با بالندگی خود جامعه را متحول کنند.‌اندیشمندان بر این باورند که چنین افرادی نه تنها سربار جامعه نیستند ، بلکه می‌توانند در پرتو آموزش درست و هدایت منطقی به عوامل تاثیرگذار در جامعه بدل شوند.
نمونه‌هایش در سطح ایران و جهان فراوان‌اند.
همه ما از کودکی داستان زندگی هلن‌کلر- نویسنده آمریکایی را شنیده ایم. او اولین فرد نابینا و ناشنوایی بود که از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در اوج اعتماد به نفس، علاوه بر کتاب مشهور«زندگی من» یازده کتاب دیگر و مقاله‌های متعدد در زمینه نابینایی، ناشنوایی، مسائل اجتماعی و حقوق زنان به رشته تحریر درآورد. پروفسور ویلیام استیون‌ها‌وکینگ‌ که سال گذشته(۲۰۱۸ ) درگذشت، از کلیه قوای فیزیکی بدن محروم بود؛ اما این دانشمند بزرگ درحالی‌که یک فلج تمام‌عیار به شمار می‌رفت، بسیار امیدوار، بانشاط و باانگیزه بود و هرگز تسلیم کاستی‌ها‌ و محرومیت‌ها‌ نگردید و پژوهش‌های علمی را در دستور کار زندگی خود قرار داد، به‌گونه‌ای که تئوری‎های او در علم فیزیک در دانشگاه‌ها‌ی جهان مورد استناد قرار می‌گیرد.