راه‌هاي جايگزين

طبيعي است كه زندگي امروزي بشر پا به پاي تحولات تكنولوژيك پيش مي‌رود و سبب مي‌شود تا مردم گام به گام زندگي خود را با اين تكنولوژي هماهنگ كنند، از اين رو و با استفاده از تكنولوژي‌هاي جديد، سازوكارهاي جديدي در جامعه شكل مي‌گيرد، حالا اين ساز و كارها مي‌تواند از درون ساختار دولت و مديريت جامعه شكل بگيرد يا شيوه زندگي مردم و فعاليت‌هاي اقتصادي، فرهنگي و اقتصادي آنها حتي فعاليت آموزشي و حقوق شهروندي و ...
در نتيجه به اين شكل گسترش يابد. بنابراين به نظر مي‌رسد محروم كردن مردم از حق پيشرفت و توسعه خيلي به مصلحت عمومي نزديك نيست البته مي‌دانيم كه هر دستاورد تمدني جديد و تكنولوژيك جديد بالطبع چالش‌ها و فرصت‌هايي را ايجاد مي‌كند كه بايد همه تلاش‌هاي مديريت‌ها و دولت‌ها درراستاي به حداقل رساندن تهديدهاي اين‌گونه دستاوردها باشد و از طرفي تلاش شود تا استفاده از فرصت‌ها به حداكثري برسد. چنانچه رييس‌جمهور هم در صحبت‌هاي اخير خود ارتباطات و فناوري اطلاعات را نماد تحول جوامع در حوزه تكنولوژي دانسته و مقاومت در برابر فناوري‌ها و تحولات نوين را رويكردي قديمي مي‌داند. ايشان شناخت درست و فرهنگسازي را تنها راه مديريت و پيشگيري از مشكلات فناوري مي‌داند. به گفته رييس‌جمهور، عادت انسان‌ها در استفاده از يك امكان و وسيله گاهي به‌طور طبيعي تبديل به حق مي‌شود كه هر نوع مخالفت با آن اقدامي نادرست از سوي استفاده‌كنندگان به حساب مي‌آيد و از سوي ديگر نيز عده‌اي همواره با هر پديده جديدي مخالفت و مقابله مي‌كنند و اين دو خصيصه اجتماعي، عرصه ارتباطات و تجهيزات ارتباطاتي را نيز شامل شده و شاهد هستيم كه همچنان عده‌اي با پديده‌هايي جديد به‌ويژه در زمينه فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي مخالفت مي‌كنند. اما ممنوعيت در دنياي امروزي كاركرد درازمدت و موثري ندارد چون تكنولوژي مدام راه‌هاي جايگزين خلق مي‌كند و مردم را به تخطي از قوانين و استفاده افراطي از اين‌گونه ابزار تشويق مي‌كند. امروزه آمار نشان مي‌دهد كه در گذشته حدود 82درصد از مردم از تلگرام استفاده مي‌كردند ولي با فيلترينگ فضاي مجازي ميزان استفاده مردم تنها به 72درصد تغيير يافت و آن 8درصد باقي‌مانده مربوط به محدوديت استفاده سازمان‌هاي دولتي بود كه به اجبار از آن فاصله گرفتند.در واقع با محدود كردن استفاده از فضاي مجازي در ميزان استفاده مردم تغييري حاصل نشد و تنها باعث شد كه مردم به جاي محدود شدن راه‌هاي دور زدن را ياد بگيرند. اين اتفاق نشان داد كه به هر حال اين تكنولوژي دستاوردهايي را براي مردم دارد كه نمي‌خواهند به راحتي آن را از دست بدهند و با محدود كردن به فكر پيدا كردن راه‌هاي فرار و دور زدن، بوده و هستند. بنابراين بايد به جاي ايجاد محدوديت بيشتر براي مردم، به سمت توليد آگاهي و فرهنگسازي مردم حركت كرده و در خانواده و جوانان نسبت به اين مهم حساسيت ايجاد كرد كه حداقل از عوارض ناخوشايند استفاده نابجا از فضاي مجازي مصون بمانند و خودشان به نوعي پليس خود باشند و به خود كنترلي برسند.