روزنامه اعتماد
1397/11/03
يكسال و يك ماه معاونت
به نظر ميرسد، سريال استعفاي برخي از مديران كشور همچنان ادامه داشته باشد. حدود دو هفته قبل بود كه وزير بهداشت به خاطر عدم اختصاص بودجههاي اين وزارتخانه استعفا كرد؛ استعفايي كه وي دليل آن را عدم اختصاص 500 ميليون يورويي طرح سلامت كه به دستور مقام معظم رهبري قرار بود از محل صندوق توسعه ملي پرداخت شود در كنار پرداخت نشدن پاداش بازنشستگي بازنشستگان اين وزارتخانه و همچنين عدم واريز سهم يك درصدي حوزه سلامت از محل بودجه كشور عنوان كرده بود. حالا بعد از حدود گذشت سه هفته از آن ماجرا معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد يعني محمد سلطانيفر استعفا داد؛ استعفايي كه گفته ميشود دليل اصلي آن باز هم به عدم واريز يارانه مطبوعات و در وهله بعد دخالت ديگر مديران وزارتخانه در امور حوزه معاونت رسانه بوده است. اين خبر از آن جهت مهم است كه مطبوعات، امروز در يكي از بدترين برهههاي تاريخي خود هستند و بسيار شكننده و آسيبپذير شدهاند. كامبيز نوروزي نايبرييس انجمن روزنامهنگاران استان تهران اما معتقد است كه وضعيت حوزه مطبوعاتي وزارت ارشاد بسيار پيچيدهتر و فراتر از آن است كه «فرد» در آن نقشي كليدي داشته باشد. به اعتقاد وي، مشكل اصلي مطبوعات ما به مشكل كيفيت و نحوه ارتباطي دولت با مطبوعات برميگردد. نوروزي در تشريح جزييات خود ميگويد: «مشكل از جايي ناشي ميشود كه اصلا دولت آقاي روحاني اهتمامي به بهبود وضعيت مطبوعات نداشته و مطبوعات جزو دغدغههاي وي نبوده و نيست. چه بسا حتي خود وزارت ارشاد هم از اين كم توجهي دولت در رنج است و برايش مشكلساز بوده است.» به بياني برخلاف نظر برخي كارشناسان و بنا بر تحليل نوروزي، در چنين شرايطي نقش مطبوعات هم آنچنان كمرنگ شده كه استعفاي يك نفر نميتواند چندان تاثيري بر كالبد بيرمق مطبوعات داشته باشد. وي در ادامه مقايسهاي دارد درباره توجه دولت روحاني و رييس دولت اصلاحات به مقوله فرهنگ و بخصوص رسانه و مطبوعات و ميافزايد: برخلاف دولت روحاني، معاونتهاي مطبوعاتي در دوره دولت خاتمي، يكي از بهترين دورانهاي خود را داشت. دليل آن هم اين بود كه خاتمي و به طبع آن، كل اجزاي دولت وي از جمله سازمان برنامه و بودجه؛ مطبوعات را يك مطالبه و دغدغه جدي براي خود قرار داده بودند. نايبرييس انجمن روزنامهنگاران استان تهران در ادامه به جلساتي كه با وزارت ارشاد داشتهاند، استناد ميكند كه در آن با حضور كارشناسان، بسياري از مشكلات مطبوعات كشور بررسي و راهكاريهايي براي حل آنها در نظر گرفته شده بود ولي از آنجايي كه براي پيشبرد اين ايدهها عزمي جدي در دولت وجود نداشت، اين راهكارها هيچگاه عملياتي نشدند. يكي ديگر از نكات قابل تامل در استعفاي سلطانيفر، پذيرش سريع آن توسط وزير ارشاد است؛ نكتهاي كه ميتواند نشاني از وجود اختلافهاي جدي بين معاون مطبوعاتي با آقاي وزير باشد. گرچه نوروزي معتقد است كه وزير ارشاد هم حق دارد مانند تمامي مديران خود با افرادي كار كند كه با سياستهاي وي هماهنگ بوده باشند. بنابراين اگر اختلاف سليقهاي بين وي و معاون مطبوعاتي وزارتخانه وجود داشته باشد، طبيعي است كه وزير با استعفاي دكتر سلطانيفر موافقت كند.
سازمان برنامه و بودجه، بهانه يا واقعيت؟
اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي نيز مانند نوروزي معتقدند كه دليل اصلي استعفاي سلطانيفر نبايد تحقق بودجه يارانه مطبوعاتي باشد. سيده فاطمه ذوالقدر يكي از نمايندگان اين كميسيون است كه از برگزاري جلسهاي در چند شب قبل با وزير ارشاد خبر ميدهد؛ جلسهاي با حضور نمايندگان كميسيون اجتماعي فرهنگي مجلس، وزير ارشاد و نمايندگاني از وزارت اقتصاد و... به گفته وي در اين جلسه مقرر شد تا كميتهاي متشكل از دو نفر از نمايندگان مجلس، نماينده وزارت ارشاد، نماينده وزارت اقتصاد و ساير نهادهاي ذيربط تشكيل شود تا بر نحوه دريافت و توزيع يارانه كاغذ نظارت داشته و آن را پيگيري كند. وي در اين زمينه ميگويد: «در آن جلسه همه ابعاد اين مساله مطرح و در مورد آن تصميمگيري شد. از روند توزيع و پخش كاغذ تا اختصاص ارز 4هزار و 200 توماني براي واردات آن و اينكه اين يارانه به چه رسانهها و افرادي اختصاص پيدا كند. تمام نمايندگان سازمانهاي مرتبط هم آن را پذيرفتند. بنابراين مشكل يارانه مطبوعات عملا حل شده است؛ لذا بعيد ميدانم اصرار دكتر سلطانيفر به استعفا، به خاطر بحث عدم اختصاص يارانه بوده باشد!» نوروزي اما از زاويه ديگري به مساله نگاه ميكند: «جدا از اينكه عدم پرداخت يارانه به مطبوعات، دليل اصلي استعفاي سلطانيفر بوده باشد يا خير، اينكه دولت در شرايط سخت كنوني، در مورد پرداخت يارانه مطبوعات تا اين حد بيتفاوت است، واقعا جاي تاسف دارد! آن هم در شرايطي كه به راحتي به بسياري از مشاغل سهميههاي ارزي داده ميشود كه حتي در برخي موارد فسادزا بودهاند.» طيبه سياوشي ديگر عضو كميسيون فرهنگي و اجتماعي مجلس نيز مانند همكار خود فاطمه ذوالقدر معتقد است كه دليل اصلي استعفاي معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد، پرداخت نشدن يارانه مطبوعات نيست: به نظرم نبايد دليل اصلي استعفاي دكتر، پرداخت نشدن يارانه باشد چون الان بسياري از سازمانها و وزارتخانههاي ما با همين مشكل دست به گريبان هستند. مثلا همين ديروز بودجه يكي از دستگاههاي متولي امر جوانان نصف شد. اگر قرار به استعفا بود بايد بسياري از مديران و وزراي ما با كوچكترين فشاري كار خود را رها ميكردند و استعفا ميدادند! بخصوص اينكه اصولا با جلسهاي كه چند روز قبل برگزار شد به نظر ميرسد مشكل يارانه مطبوعات عملا حل شود.
دخالتهاي پشت پردهاي
همانطور كه گفته شد، يكي ديگر از دلايل استعفاي معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد دخالت برخي شخصيتهاي درون وزارتخانه در عملكرد معاونت تحت مديريت وي بوده است. موضوعي كه از ديد كارشناسان و خبرنگاران فرهنگي و رسانهاي بيشترين تاثير را در اصرار وي به استعفا داشته است. نوروزي در اين زمينه معتقد است: اگر واقعا چنين چيزي صحت داشته باشد و دستهاي پشت پرده بخواهند در حوزه مطبوعات ما دخالت كنند، واقعا بايد از آن به عنوان يك زنگ خطر جدي ياد كرد.
خبر استعفاي سلطانيفر از منظر ديگري نيز قابل بررسي است. اينكه در شرايط بحراني كنوني مطبوعات در حال اهتزار كشور ما، استعفاي شخص اول مديريت رسانهاي كشور ميتواند اين كشتي بدون ناخدا را با تلاطمهايي بسيار جدي روبهرو كند. نوروزي اما چندان اين نظريه را قبول ندارد و معتقد است، در جايي كه مطبوعات جزو اولويتهاي سياستگذاران و مجريان ارشد كشور نيست و مطبوعات در يكي از بدترين شرايط تاريخي خود قرار دارند كه با مشكلات مختلفي روبهرو هستند، استعفاي يك «فرد» نميتواند چندان تاثيري بر بدتر شدن شرايط داشته باشد: به اعتقاد وي درست است كه «كاغذ» يكي از دغدغههاي جدي مطبوعات كشور است ولي خانواده مطبوعات با چنان مشكلات جدي و مختلفي روبهرو است كه كاغذ، شايد چالش دوم و سوم آنها باشد و درست به همين دليل استعفاي يك فرد، بدون اينكه بتواند تاثيري در رويه دولت بگذارد، چندان تاثيري به حال خانواده مطبوعات نخواهد داشت. سياوشي هم با تاكيد بر اينكه به نظر نميرسد مطبوعات از عملكرد سلطانيفر گلايه داشته باشند، ميگويد: من هم معتقدم عوامل ديگري در استعفاي وي موثر بوده است كه بايد ريشهيابي و شفافسازي شود، چراكه در غير اين صورت ميتواند لطمات جدي را به كالبد مطبوعات كشور وارد آورد.
اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس در عين حال بر ضرورت حمايت دولت از خانواده مطبوعات و رسانه كشور تاكيد ميكند و ميگويد: درست است كه دولت در اين چند سال اخير مشكلات زيادي مثل برجام و ... را پشت سرگذاشته، ولي واقعيت اين است كه دولت روحاني دولتي فرهنگي نبوده است. بخصوص در حوزه مطبوعات و فضاي مجازي به نظر ميرسد، جداي از وعدههايي كه داده ميشود، حمايتهايي جدي نيز از سوي دولت صورت گيرد. بخصوص در مورد خط قرمزها و مشكلات اقتصادي كه ميتواند عملكرد و فلسفه وجودي تعريف شده براي آنها را به شدت تحتالشعاع قرار دهد وگرنه بايد باز هم منتظر چنين رخدادهاي ناميموني در حوزه مطبوعات و رسانهها باشيم كه ميتواند نظام سياستگذاري آنها را بيشتر از امروز تضعيف كند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها

