روزنامه فرهیختگان
1398/01/19
عجایب شهر
نهنه! اشتباه برداشت نکنید، قرار نیست اینجا از تاریکیهای جامعه بخوانید که چطور مردم در خرج نان شب ماندهاند و عدهای نمیدانند پولشان را چطور خرج کنند یا چطور زندانیای از اعدام نجات داده میشود. این چند سطر که امیدوارم زیاد وقتتان را نگیرد ماجرای مردان و زنانی است که اگرچه دچار تاریکی شدهاند اما از همین تاریکی برای خود روزنهای از نور باز کردهاند و درکنار هم ید واحدی شدهاند که هرقدر بهشان نزدیک میشوی قدرت منسجمشده در مشتشان را بیشتر حس خواهی کرد. راستش به ناچار مجبورم از تاریکی شروع کنم، نهنه، اینبار اشتباه برداشت کنید؛ منظورم از تاریکی، سیاهی نیست. منظور اتفاقی است که این روزها همه فکر و ذکر ما را مشغول به خودش کرده که در ظاهر اصلا خوشایند نیست اما باعث اتفاقات خوشایندی شده است که نشان میدهد هنوز هم انسانیت در نسل بشر وجود دارد و اگر لازم باشد حاضر میشود از خانه و زندگی و حتی عشقش بزند تا دوباره خانه و زندگی و عشق را به دیگران هدیه دهد. فکر میکنم دیگر خودتان تا الان متوجه شده باشید که حرف این سطرها درباره سیلی است که ناخواسته بخشهای عمدهای از کشور را فراگرفته و این سرزمین را که میرفت از خشکسالی زبانزد دیگران شود، حسابی خیس کرده است. همه ما روزهای اول سال نو با عزیزانمان در شمال کشور داغدار شدیم و خیل عظیمی از کمکهای مردمی و غیرمردمی به سوی گلستان گسیل شد. هنوز داغش تازه بود که فیلمهای مسافران دروازه قرآن شیراز ما را یاد این آیه قرآن انداخت که «و قطعا شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و جانها میآزماییم و بشارت ده صابران را»؛ همین هم آزمایشی مجدد شد که مردم و مسئولان باز در کنار هم به یاری سیلزدگان بروند. اما بازهم بارش الهی مایه آزمایش شد و اینبار مردم غیور لرستان دچار سیل شدند و در کمتر از چند ساعت دیدیم که سیل چطور همه این استان را فرا گرفت و در صحنههایی ناگوار بازهم تاریکی خودش را نشان داد. همه صحنهها سخت بود برای ما که از دور شاهدشان بودیم اما گرفتاری مردم شهر پلدختر روی پشتبامهایشان و درخواست کمک از آدمهای در ساحل از همه دلخراشتر بود. همین صحنهها بود که باز غیرت دیگر مردم شهرهای بزرگ و کوچک را به رخ کشید و سیل کمکهای مردمی و نیروهای جهادی را به سمت این شهر کوچک رهسپار کرد. الان که این سطور را میخوانید نزدیک به 10 روز از آن صحنهها گذشته است اما مردم شهر پلدختر همچنان درگیر این سیل ویرانگر هستند؛ نیروهای بسیج، سپاه، ارتش، نیروی انتظامی، هلالاحمر، دولت و خود مردم شبانهروز مشغولند که شاید اندکی از گل و لای مانده در کوچهپسکوچههای شهر را لایروبی کنند، اما وقتی در این کوچههای قدم میگذارید، میفهمید که این همه تلاش بازهم نیاز به افزایش دارد. واقعا تا خودتان به پلدختر نیایید نمیفهمید معنی ویرانی یعنی چه! چطور خانهای تا سقف در گل فرو میرود و اهل خانه مجبور به ترک آن میشوند و باید منتظر بمانند دستی به یاری آنها بشتابد. نهنه، بازهم اشتباه برداشت نکنید؛ دستهای زیادی بهسوی این مردم شتافته است اما نیاز است که هر روز بیشتر شود تا قبل از خشکشدن گلهای خانهها، همه بخشهای شهر لایروبی شود. اگر در روزهای آینده تصمیم گرفتید که برای کمک به مردم شهر پلدختر، راهی این دیار شوید، بدانید که شهر به دو بخش تقسیم شده است؛ ستادی و اجرایی. بخش ستادی شهر قسمتهایی است که در بستر رودخانه نبودهاند و آسیب چندانی ندیدهاند اما همین که از پل اصلی شهر رد شوید وارد بخش اجرایی خواهید شد و مردان و زنانی را میبینید که همپای مسئولان بیل در دست گرفتهاند و گلها را به سمتی منتقل میکنند، خستهاند اما دست از تلاش نمیکشند و این همدلی از عجایب این روزگار پرپیچ و خم است. شما هم میتوانید به آنها بپیوندید و کمکحالشان باشید اما برای روند درست در اجرا، به اعضای خانواده بزرگ دانشگاه آزاد اسلامی پیشنهاد میکنم به قرارگاه مدیریت بحران سیل لرستان دانشگاه آزاد اسلامی سری بزنند و به نیروهای مستقر در این شهر کمک برسانند. در آخر هم اگر به هر دلیلی نتوانستید سری به این مناطق بزنید از همین گوشی موبایلتان دل آنها را گرم کنید و در فضای مجازیتان با زدن هشتگ #یارـلرستانیم به آنها نشان دهید که همه ایران سرای من است.پربازدیدترینهای روزنامه ها

