روزنامه ایران ورزشی
1398/01/22
فدراسیون برای خود زمان میخرد
جانشین واقعی کیروش کیست؟فدراسیون برای خود زمان میخرد
وصال روحانی
خیلیها میگویند فدراسیون فوتبال با ممانعت نکردن از جاری و مطرح شدن نامهای متعدد بهعنوان کاندیداهای هدایت تیم ملی فوتبال ایران در رسانهها و افواه، در حال خریدن عنصر حیاتی «زمان» برای خود است تا در پایان کار (آخر فصل) سرانجام کسی را منصوب کند که از دید خیلیها معقولترین گزینه برای این پست است و ناگفته پیدا است که آن فرد نامی ندارد جز برانکو ایوانکوویچ.
اظهارات و تأییدها و تکذیبها و اعلام مواضع نسبی در خصوص کاندیداهایی مثل هروه رنار و لوران بلان فرانسوی و همچنین الکساندر نوری ایرانی تبار پس از وعدههای غریب مرتبط با نامدارترهایی مثل مورینیو و زیدان تنها حاصل مهم و شاید غیر ملموسی که به جا نهاده، گذشت زمان است و این همان چیزی است که فدراسیون از آن ضرری نمیبیند. صحبتهای اخیر یکی از مقامهای فدراسیون در این زمینه هم که عجلهای برای تعیین سرمربی جدید بهدلیل فقدان مسابقات رسمی پیشرو وجود ندارد، نشانگر این است که فدراسیونیها نه تنها مشکلی برای صبوری پیشه کردن تا اواسط خردادماه ندارند بلکه برای پس از آن نیز ماندهاند. اواسط خرداد ماه زمانی است که هم فصل جاری لیگ برتر تمام شده و هم پرسپولیس از سرنوشتاش چه مثبت و چه منفی در جام حذفی ایران مطلع شده و البته از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا هم فراغت یافته است. در چنان زمانی ایوانکوویچ منعی برای انتقال از درون باشگاه پرسپولیس به تشکیلات تیم ملی نخواهد داشت. درست است که قرارداد او با پرسپولیس نه فقط تا پایان فصل جاری بلکه تا زمان خاتمه لیگ بعدی (نوزدهم) است اما فدراسیون میتواند به راحتی با عمده کردن چیزهایی مثل مصلحت فوتبال کشور و لزوم تسلیم شدن باشگاهها مقابل چنین امر مهمی پرسپولیس را به فسخ باقیمانده قرارداد سرمربی 65 ساله و کروات خویش وادار کند. وقتی اعضای هیأت مدیره یک باشگاه توسط وزارتخانهای مشخص میشوند که ولینعمت فدراسیون هم به حساب میآید بدیهی است که مخالفتی جدی و اساسی با انتقال برانکو به تیم ملی صورت نگیرد و فقط شنونده برخی کلیگوییها مانند مخالفت کلامی سران پرسپولیس با چنین کوچی آن هم به قصد راضی و ساکت کردن هواداران این باشگاه باشیم. با این حال نه ایرج عرب که خودش هم میداند اصلحترین گزینه برای مدیرعاملی پرسپولیس نبوده و نیست و نه چهار فرد همراهش در هیأت مدیره (کاشانی، رغبتی، محمدنبی و هاشمی) مردانی نیستند که قادر به ایستادن مقابل خواسته مشترک احتمالی فدراسیون و وزارت ورزش باشند. بخصوص که رغبتی کارمند سالهای طولانی سازمان تربیتبدنی (و وزارت ورزش) بوده و محمدنبی سالها در فدراسیون فوتبال کار کرده و کاشانی اصلاً اهل مبارزه نیست و هاشمی نیز ظاهراً با اهداف اقتصادی جذب هیأت مدیره شده است. یعنی روزی که گفته شود فدراسیون رسماً خواستار برانکو و بازگشت او به تیم ملی پس از 13 سال دوری وی از این تیم شده، شک نکنید که از قبل به مردان فوق گفته شده است که خود را برای این انتقال و تبعات آن آماده سازند. اگر این سناریو که محتملترین اتفاق فراروی تیم ملی در عصر جدید فعالیتهای آن است شکل نگیرد و ابهامات هفتههای اخیر در مورد تعیین جانشین کارلوسکیروش یک فرآیند واقعی باشد، باید حقیقتاً نگران تیم ملی شد زیرا فرد منتخب برخلاف برانکو فردی ناآشنا با ساختار فوتبال ایران و یک تازهوارد خواهد بود و به تبع آن به اندازه سلف پرتغالیاش زمان و فرصت برای خودیابی و آشنایی با امور خواهد خواست و این چیزی حدود 3 تا چهار سال خواهد بود که زمان بسیار زیاد و کلانی است و اسباب ضایعات و تخریبهایی غیر قابل اجتناب در ساختار تیم ملی خواهد شد. حسن گزینش برانکو برای این سمت این است که وی به سبب بیش از 10 سال زندگی در ایران (در دو مقطع زمانی) کاملاً با چند و چون کار ما آشنا است و نه تنها بهترین بازیکنان لیگ و کیفیاتشان را میشناسد، به سبب زیر نظر داشتن مسابقات تیم ملی طی 4 سال و 3 ماهی که هدایت پرسپولیس را برعهده داشت راههای کار و نتیجهگیری در تیم ملی کنونی را هم میشناسد. او طبعاً روشها و مدلهای کاری کاملاً متفاوتی با کیروش دارد و در صورت تحویل گرفتن تیم ملی آن را از بازیهای دفاعی صرف به سوی تهاجمهایی بیشتر سوق خواهد داد اما روش انتخابیاش هرچه باشد، مهم آشنایی کاملش با ملیپوشان است، نفراتی که چون در سالهای اخیر جواب دادهاند و اکثرشان محصول جوانگرایی مثبت اعمال شده توسط کیروش هستند، برانکو و هر مربی تازهای که مصدر کار شود بعید است که از دعوت مجدد آنها رویگردان باشد و حداقل 75 درصد دعوتشدههای بعدی همانهایی هستند که به جام جهانی 2018 و جام ملتهای آسیا 2019 هم گسیل شدند.
این بهانه اضافی نیز برای این دعوت احتمالی مجدد وجود دارد که اگر افراد و نفرات کاملاً تازهای به اردوی ملی فراخوان شوند ضیق وقت سبب هماهنگی دیر هنگام آنها و بهتبع آن کسب نتایجی ضعیف در دور مقدماتی جام جهانی 2022 خواهد شد و سابقه چهار پنج سال همکاری مؤثر این نفرات با یکدیگر میطلبد که این ساختار و نامها حذف نشوند. البته این به معنای خط نخوردن بسیار محتمل مسنترهایی مثل شجاعی و منتظری از فهرستهای بعدی توسط جانشینان کیروش نیست زیرا هیچیک همان بازیکنان گذشته نیستند و این فوتبال آنقدر نفرات مستعد و جوانتر دارد که نگران حذف نامبردگان و حتی دژاگه و غفوری در آینده دورتر نشود.
همه اینها میتواند فقط احتمالات و محاسبهها و مصلحتها باشد و صرفاً یک گمانهزنی اصلح و منطقیترین پیشبینی تلقی شود و شاید در مخیله فدراسیونیها چیزهایی به جز این جریان داشته باشد و از درون سبد نامهای آنان، اسم دیگری درآید. آنچه در موردش شکی وجود ندارد و بهتر است فدراسیون هم به آن بذل توجه کند، کمبود زمان و فقدان فرصت کافی برای مربیان جدید بهرغم ظاهر اوضاع است که هر شتابی را در این زمینه بیهوده جلوه میدهد. درست است که نخستین بازیهای ایران در مرحله دوم انتخابی جام جهانی 2022 در قاره آسیا زودتر از اسفند 98 و فروردین 99 برگزار نمیشود اما اگر سرمربی انتخابی فردی به جز برانکو باشد که همه چیزهای ما را میداند، تاج باید همین امروز آن فرد را معرفی کند زیرا برای سرمربی تازه حتی یک سال نیز تا زمان برگزاری نخستین دیدار رسمی بعدی ما زمان اندکی برای کسب اطلاعات و آگاهیهای لازم خواهد بود و با چنین فرصتی احتمال ناکامیاش لااقل در اوایل کار بسیار بیشتر از امکان توفیقاش خواهد بود.
پربازدیدترینهای روزنامه ها

