روزنامه ایران ورزشی
1398/02/04
یک نقصان بزرگ
چرخه مبهم تعیین جانشین کارلوس کیروشیک نقصان بزرگ
وصال روحانی
به درازا کشیدن بحث انتخابات سرمربی جدید تیم ملی فوتبال ایران، موردی که از قبل هم پیشبینی میشد، یکبار دیگر این سوال را به ذهنها آورده که مسوولان امر تا چه میزان در اعلام مواضع و کارهای خود در این زمینه جنبه صدق را در پیش گرفتهاند و آیا تمام موارد و حقایق موجود را بیان کردهاند و یا فقط به گفتن برخی از قسمتهای ماجرا و بیان امور بدیهی قناعت ورزیدهاند.
هرگاه در اینگونه موارد نام متقاضیانی متعدد میآید و شمار و وصف کاندیداها بالاتر از حد معقول و خارج از حدود باورپذیر است، این احساس به وجود میآید که نامزدهای اصلی شاید کسان دیگری باشند و افرادی که اخبار مذاکره با آنها پخش شده، گزینههای اصلی نیستند.
اینک نیز در مورد فردی که باید جانشین کارلوس کیروش شود، همین احساس و برداشت وجود دارد و شاید به جز یکی دو استثنا مثل هروه رنار سرمربی فرانسوی تیم ملی مراکش هیچیک از افراد دیگری که نامشان در اخبار آمده، طرف صحبت با فدراسیون قرار نگرفته باشند و این شامل یورگن کلینزمن هم میشود که 10 روز پیش تبدیل به گزینه اول شد و سپس موارد بازدارنده پیشروی او مورد اشاره و تأکید رسانهها قرار گرفت.
اینکه فدراسیون بهطور مستقل و دور از همفکری سایرین شامل رسانهها عمل کند نه تنها فرآیند بدی نیست بلکه میتواند موجب یک گزینش صحیح و انتخاب معقولتر - در قیاس با برخی انتخابهای احساسی و یا تکیه صرف بر نامهای بزرگ - شود اما اینکه فرآیند انتخاب سرمربی تیم ملی هربار آنقدر زمان ببرد که به چشم دیدهایم و به کارهایی شبیه شود که سرشار از پیچ و خمهای اداری است، فقط نشاندهنده فقدان صرافت و مهارت نزد خود ما است.
وقتی کمتر از 10 سال پیش سراغ خاویر کلمنته رفتیم و در زمان ورود این مرد نامدار اسپانیایی به تهران و در فرودگاه اتفاقاتی افتاد که لابد یه یاد دارید، چنان واقعهای پیامد روزها و هفتهها و حتی ماهها کنکاش بینتیجه برای یافتن فردی مناسب جهت رهبری تیم ملی بود. حتی در ماههای منتهی به انتخاب کیروش نیز از اینگونه مسائل کم نداشتیم و جواب اولیه این مربی پرتغالی به فدراسیون ما نیز جوابی منفی بود. طولانی شدن پروسه انتخاب سرمربی تیم ملی یک واقعه نادیده نیست و در کشورهای دیگر هم مشابه آن را داشتهایم اما تأخیر آنها کوتاه و معقول و تعویقهای ما افراطی و فاقد بنیانهای عقلایی بوده است. این استدلال فدراسیونیها که اگر نام گزینه نهایی خود و طرفهای اصلی صحبتشان را بگویند جز بالاتر رفتن نرخ آن افراد بهرهای نخواهد داشت، توجیهی کافی بر شرایط موجود نیست و این را منطقی جلوه نمیدهد که چرا قدری کمتر از 3 ماه بعد از رفتن سرمربی قبلیمان هنوز یک گزینه قطعی و نهایی نداریم که بتوان گفت با احتمال بالای 90 درصد سرمربی تیم ملی میشود و شرایط به گونهای هدایت شده که هر چیزی و هر فردی با طیف تأثیرگذاری صفر تا صد براساس مشاهدات و شنیدهها برای این پست متصور است و نه فدراسیون فوتبال به عواقب اعمال خویش مطمئن است و نه فوتبالدوستان میتوانند حس و برآورد کنند که حاصل نهایی این فرآیند، آغاز به کار یک مربی با صلاحیتهای اعلا و تواناییهای بسیار در سازمان تیم ملی است. برای انگلیس و آلمان که بسیار سریع به این نتیجه میرسند باید از ساوت گیت ولو در پست سرمربی تیم ملی خود استفاده کنند و فرانسه که ادامه استفاده از دشان را صلاح میانگارد، سرنوشت تیم ملیشان و پیروزی و شکست در میادین ملی همانقدر اهمیت دارد که برای ما دارد و شاید میزان این اهمیت از جانب آنها بیشتر هم باشد اما آنچه تأخیر ما را مضرتر میسازد، نداشتن رویههای روشن در پروسه انتخاب سرمربی تیم ملی و سپردن این فرآیند به برخی سلایق شخصی و غافل ماندن از سازوکارهای اصولیتر و کارآمدتر است. برای کلمبیا زیاد طول نکشید که بفهمد کیروش پرتغالی جانشین مناسبی برای پکرمن آرژانتینی است اما برای ما هنوز مشخص نشده که پس از 8 سال زمامداری کیروش به کدام فرد و کدامین طرز فکرها احتیاج داریم و برای بهروزی تیم ملی فوتبال کشور باید به کدام راههای رفته و نرفته روی بیاوریم و این بیتردید نقصانی بزرگ است.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه

