برای این هنگامه حرفه‌ای چقدر آماده‌اید؟

پس از خوشامدگویی به سیرجانی‌ها و بوشهری‌ها باید پرسید
برای این هنگامه حرفه‌ای چقدر آماده‌اید؟
وصال روحانی



راهیابی گل‌گهر سیرجان و شاهین شهرداری بوشهر به لیگ برتر فوتبال کشور که بر‌اساس نتایج هفته ماقبل پایانی «لیگ یک» محرز شد، در عین اینکه یک خوشامدگویی جانانه را برای آنها می‌طلبد، این سوال بدیهی و منطقی را نیز به ذهن می‌آورد که این دو تیم سختکوش و ارزنده تا چه میزان برای حضور در این لیگ آ‌ماده و واجد شرایطند. ورود شاهین بوشهر به لیگ برتر با احتساب حضور پارس جنوبی جم در این عرصه تعداد نمایندگان بوشهر را در این لیگ به عدد دو می‌رساند که امری ستودنی و نشانگر مهارت‌های بی‌پایان در این خطه زرخیز است اما وقتی یک واحد کارخانه‌ای عظیم مثل پارس جنوبی جم چنان درگیر ابهامات و تردیدها در ادامه روند تیمداری است و بر‌اساس آن دستمزد اعضای خود را ماه‌ها است که به شکلی دیر و ناقص می‌دهد و کار را به اعتصاب اعضای خود کشانده، باید پرسید برای شاهین که امکاناتش حتی به اندازه نصف پارس جنوبی نیست، کدامین امکانات رفاهی و تشکیلات راهبردی بهتر و به تبع آن پرداخت‌های بهتر را می‌توان تلقی کرد. اگر قرار است تیم مهدی تارتار با دریای امکاناتش به بن‌بستی بخورد که در هفته‌های اخیر با آن دست ‌به‌ گریبان بوده، چگونه می‌توان شاهین شهرداری را مبرا از رویدادهای منفی مشابه - و حتی قوی‌تری - دانست که به احتمال قوی به این تیم نیز روی خواهند کرد. همین امروز خیلی‌ها و بخصوص مقام‌های سازمان لیگ می‌پرسند آیا استادیوم شاهین بوشهر استاندارد و آیا حساب‌های مالی‌اش پر و پیمان است و آیا اطلاق واژه «باشگاه» به این تیم بر ‌اساس دار و ندارش کاری درست است و آیا ای‌اف‌سی بعداً با مشخصه‌های این باشگاه مشکل نخواهد داشت و آیا فدراسیون برای کسب مجوز حرفه‌ای برای شاهین بر‌اساس استانداردهای این نهاد آسیایی به مشکلات متعدد برخورد نخواهد کرد.
همه آنچه گفتیم، به همان اندازه و شاید با ابعادی بالاتر برای گل‌گهر سیرجان هم صدق می‌کند. این تیم پس از سه مرتبه پیاپی پیش رفتن تا مرز راهیابی به لیگ برتر سرانجام امسال بختش باز و راهی این لیگ شد و درست مثل شاهین بوشهر در 48 ساعت اخیر غرق در جشن و پایکوبی بوده است و مردم سیرجان به آن می‌بالند اما وقتی غوغاها فرو بخوابد، سازمان لیگ از حالا مجبور است دارایی‌ها و نداری‌های تیمی را بررسی و واکاوی و کلاس‌بندی کند که شور و عشق صعودش به لیگ برتر بسیار بیشتر و فراتر از صلاحیت ساختاری‌اش برای این مهم بوده است. اینجا هم بحث استاندارد نبودن استادیوم‌ها و فقدان تشکیلات حرفه‌ای درون باشگاه و به ‌تبع آن نبود ضمانت یک حضور حرفه‌ای پر ثمر در لیگ برتر به میان می‌آید و هر چقدر که سیرجانی‌های عزیز و دوست‌داشتنی از مزایای تیم پرتلاش خود بیشتر بگویند، فزون‌تر این سوال به ذهن می‌آید که آنها برای ورودی مؤثر و موفق به این هنگامه حرفه‌ای و عرصه پرخطر که نام آن را لیگ برتر گذاشته‌اند تا چه میزان آماده‌اند و ساز و کارهای‌شان برای این مهم چیست و چقدر باید به آنها امید بست و این حضور را حرفه‌ای و برآورده‌کننده ملزوماتی دانست که ای‌اف‌سی و فیفا می‌خواهند.
این وظیفه بلیغ هر دو باشگاه است که پس از اتمام جشن‌های صعود که از هر جهت سزاوار آن هستند، به کاویدن در تشکیلات خویش بپردازند و وجوه مثبت خویش را برجسته‌تر و ایرادات خود را رفع کنند و به سرعت به مدارج حرفه‌ای برسند و چیزی شوند که فوتبال روز دنیا می‌طلبد. در غیر این صورت هر دو تیم به مسافرانی تبدیل می‌شوند که مدت اقامت‌شان در مقصد کوتاه و سرعت رجعت‌شان به جایگاه کوچک اولیه فراوان خواهد بود و از این حضور چیزی جز افسوس و بدهکاری و برخی خاطرات بد ثبت نخواهد شد.