وکالت، امید نان است و بیم جان

هفته گذشته وکیل جوانی در ساعات پایانی شب در دفتر کارش توسط فرد ناشناسی ترور شد و پرونده کار و زندگی این وکیل جوان متاسفانه برای همیشه بایگانی شد. این حادثه اولین بار از این نوع نبود که اتفاق می‌افتاد. در سال‌های گذشته نیز بارها شاهد حوادثی از این دست بودیم که متاسفانه از تیررس نگاه مسئولان مغفول ماند و یا بی‌تفاوت از کنار آن گذشتند و چند صباحی سرو صدای مختصر و انتقادی در این رابطه شد و دلشوره در جان وکلا افتاد، سپس روز از نو و روزی از نو. سال‌های گذشته کانون وکلا جهت دفاع شخصی وکلا وسائلی را در اختیار آنان قرار می‌داد که صرفا به منزله دلخوشکنک روحی بود و بس، چراکه در عمل دیدیم هیچ‌گاه این ابزار و وسایل مورد استفاده قرار نگرفتند یا فرصتی نیافتند که مورد استفاده قرار بگیرند. سال‌ها پیش در همین رابطه نوشته بودم که امنیت جانی وکلا منوط به تبیین افکار عمومی و روشن کردن ذهن عامه مردم نسبت به شغل و مسئولیت وکیل است و در این راه رسانه‌ها و به‌خصوص صداوسیما می‌توانند نقش بسیار مهمی ایفا کنند تا بتدرج وکلا بتوانند از امنیت جانی نسبی در جامعه برخوردار شوند. اما در عمل نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه همین صداوسیما در بعضی از سریال‌ها و تولیدات خود نه تنها نسبت به این امر اهتمام نورزید بلکه از وکیل در پاره‌ای از این سریال‌ها چهره‌ای بسیار نامطلوب در اذهان بینندگان باقی گذاشت. وقتی مردم از نقش و مسئولیت و جایگاه وکیل اطلاع چندانی نداشته باشند او را به چشم طرف مقابل خود بلکه خطرناک‌تر می‌بینند و بیشتر ناراحتی خود را پس از شکست در پرونده بر سر او خالی می‌کنند. می‌بینیم که این تراژدی صرفا در جوامع توسعه نیافته اتفاق می‌افتد و عجبا که این نگاه خشم‌آلود طرف موکل بعضا از سوی خود موکلین نسبت به وکلای خود بعد از ناکامی در پرونده‌هایشان نیز نسبت به وکیل وجود دارد. و ای دریغ که کمتر به آنان آموزش داده شده که نتیجه نهایی پرونده را دادگاه‌ها مشخص می‌کنند و نه وکیل. وکیل صرفا از دانش حقوقی خود در جهت استیفای حقوق موکلش می‌تواند و باید بهره ببرد ولاغیر. در این وانفسای بیکاری بسیاری از وکلای جوان و پشت کنکور وکالت ماندن خیل عظیم حقوق خواندگان که دغدغه معیشت و نان دارند و هجمه‌هایی که گاه و بیگاه خواسته و ناخواسته علیه وکلا صورت می‌گیرد، این ماجراهای تاسف برانگیز خود مزید بر علت است. به قول خواجه شیراز «چه آسان می‌نمود اول غم دریا به بوی سود، غلط کردم که یک موجش به صد گوهر نمی‌ارزد».
* وکیل پایه یک دادگستری