تا استقرار مردم در خانه‌ها کنارشان می‌مانیم ‏

شهروند|  سیل گلستان دست‌بردار نیست؛ انگار خیال ندارد بارش را از این استان ببندد و برود. اوایل هفته بود که خبر شکسته ‏شدن سیل‌بند در آق‌قلا و سرازیر شدن آب در شهر، مردم استان گلستان را دوباره نگران کرد. با نفوذ و پیشروی آب به ‏روستاهای همجوار  بخش‌هایی از این روستاها دچار آبگرفتگی شدند و مشکلاتی برای اهالی ایجاد کرد.‏‎ ‎اهالی آق‌قلا که خستگی ‏حدود 40 روز سیل در چهره آنها به وضوح دیده می‌شود، از بالاآمدن آب نگران شده و این موضوع را با نیروهای امدادونجات ‏اعزامی مطرح کردند. مردمی که اکثرشان دامدار و کشاورز هستند و پیش از این کم و بیش از سیل آسیب دیده‌اند با هر وسیله‌ای ‏در تلاش برای مهار و هدایت روان‌آب‌ها هستند تا از نابودی کامل مزارع خود جلوگیری کنند. در این میان شاید دلگرمی اصلی این ‏مردم نیروهای امدادی هستند؛ کسانی که همچنان در کنارشان مانده‌اند و تا زمانی که کمترین احتمال خطری وجود داشته باشد ‏این حضور ادامه دارد. ‏
‏ رئوف ریاحی، امدادگر و نجاتگر باسابقه هلال‌احمر از پیش از تحویل‌ سال که گلستان درگیر سیل شد، در عملیات است. این ‏امدادگر در گفت‌وگو با «شهروند» از روزهای عملیات امدادونجات استان گلستان می‌گوید؛ عملیاتی که همچنان ادامه دارد. «27اسفند بود که بارندگی‌های گلستان شروع شد و بحث امدادونجات سیل در استان هم از همان روزها استارت خورد. آبگرفتگی در شهرهای استان زیاد و زیادتر می‌شد و امداد به سرعت پیش می‌رفت. دوم فروردین بود که من و دیگر همکارانم به ‏شهرستان گمیشان اعزام شدیم؛ برای جست‌وجو و نجات، پشتیبانی، انتقال مردم، اسکان اضطراری و ایجاد دیواره‌ها. آب سطح ‏شهرستان آق‌قلا خیلی بالا آمده بود و در برخی کوچه‌ها و معابر به عمق دو متر هم می‌رسید. عمده خدماتی که به مردم در روزهای نخست بعد از شروع سیل ارایه ‏می‌شد، همین‌ها بود.» ریاحی درباره مردمی که نمی‌توان از آنها انتظار برخورد مهربانانه و ‏خوشرویانه داشت هم می‌گوید:  «مسلم است که در ساعت‌ها و دقایق اولیه مردم خیلی شوکه بودند و ما هم خوب می‌دانیم ‏نباید انتظار برخورد خوبی از همه داشته باشیم. مردم از این وضع تعجب کرده بودند و از طرفی هم خوشحال بودند که ‏نیروهای امدادی کنارشان هستند.»
خیلی از کارهای اولیه مدیریت هر بحرانی توسط خود مردم و اهالی منطقه آسیب‌دیده انجام می‌شود. در استان گلستان هم ‏کسانی که قایق داشتند از شهرها و روستاهای اطراف به کمک آمده و چون به منطقه هم آشنایی داشتند، به‌عنوان راهنما به ‏امدادگران کمک کردند. ریاحی تعریف می‌کند: «قایق‌های مردمی به جاهایی که نمی‌توانستیم تردد کنیم به کمک ‏آمدند و  در برخی مناطق هم با همین قایق‌ها به در خانه‌ها می‌رفتیم، درحالی‌که یک راهنما داشتیم؛ راهنما با تلفن آدرس را از اهالی ‏گرفتار در خانه‌هایشان می‌گرفت و ما با قایق برای انتقال آنها می‌رفتیم و آنها را به مکان‌های امن می‌رساندیم. اقلام و بسته‌های ‏‏24 ساعته و 72 ساعته را هم در بین این کارها به صورت 24 ساعته بین مردم پخش می‌کردیم. بسته‌هایی که در انبارهای ‏جمعیت آماده می‌شد.‏»
‏«حقیقتا سخت بود، نه این‌که کار امدادونجات سخت باشد؛ منظورم این است که اوایل عید بود، چند روز بعد از‌سال تحویل ‏مردم را ناراحت دیدن خیلی سخت است، اما همین عشق به مردم و کمک کردن در گرفتاری‌ها مهمترین انگیزه‌ای بود تا انرژی و ‏توان کار کردن بدون خستگی را به ما بدهد.» ریاحی به حال و هوای امدادرسانی در روزهای‌ سال نو اشاره می‌کند و وقتی از او ‏می‌خواهیم خودش را دقیق‌تر معرفی کند، می‌گوید: «من 10‌سال است داوطلبانه در خدمت جمعیت هلال‌احمر هستم و با ‏افتخار در این شغل فعالیت می‌کنم. به درجه ایثار رسیده‌ام و تخصص اصلی‌ام جست‌وجو و نجات دریایی است.»


این امدادگر نسبت به تجربه‌هایی که سال‌های قبل داشته و وجه تمایز این تجربه اخیر با توجه به گستردگی و زمانبر بودن‏بخش‌های امدادی و کمک به مردم نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «سیل یکی از بحران‌های چالش برانگیز است. هم به دلیل ‏وسعت و خرابی‌های دنباله‌دار و هم به دلیل زمانبر بودن پروسه امدادرسانی. جمعیت هلال‌احمر در این بحران، نظم و ‏هماهنگی خیلی زیادی داشت؛ نخستین نکته مهم برای همین هماهنگی و حفظ خونسردی در مدیریت امور بود.به طور کلی ما دوره‌‏ها را می‌بینیم و به خوبی آموزش‌ها را ‌پشت سر می‌گذاریم تا با تجربیاتی که کسب می‌کنیم برخورد مناسب و قانع‌کننده و ‏حضور به موقع و موثر در بحران‌ها داشته باشیم.‏»
کمک‌های مردمی در سیل گلستان بسیار لذتبخش بود؛ریاحی می‌گوید: «در ساعت‌های اولیه مردم با جان و دل کمک کردند تا ‏دلگرمی به همشهریان و هموطنانشان بدهند. با این حال  جاده‌ها و مسیرها بر اثر سیلاب خراب شده بود و نیاز به کمک توسط ‏بالگرد‌ها به دلیل صعب‌العبور  بودن معابر بود. نظم و هماهنگی عملیات در این شرایط بسیار برای من قابل توجه بود. چیزی که ‏تا امروز خدمات را ادامه داده است همین نظم و مدیریت صحیح کارها بود. کار به صورت شبانه‌روزی بود و خستگی‌‏ناپذیری امدادگران بسیار قابل تقدیر است.» او از سختی‌هایی که خودش در این روزها تحمل کرده هم تعریف می‌کند:  «7 شبانه روز ‏نتوانستم لباسم را عوض کنم. با همان لباس خیس استراحت می‌کردیم آن هم به صورت ایستاده و پادگانی. شرایط طوری بود ‏که حتی نمی‌توانستیم به خودمان اجازه دهیم که برویم و استراحت کنیم.‏»
ریاحی در آخر به همین انگیزه‌های معنوی کار داوطلبانه تأکید می‌کند:  «کار ما داوطلبی است نه کارمند هستیم و نه پرسنل. ‏زمانی که لباس داوطلبی هلال‌احمر را تن می‌کنیم انگار به ما شخصیتی می‌دهد و به مردم احساس امنیت و آرامش؛ مردم به لباس هلال‌احمر  احترام می‌گذارند. من در این 10‌سال تجربه‌های زیادی داشته‌ام، چه حوادث جاده‌ای و ‏چه کوهستان و دریایی. مردم آسیب‌دیده از بحران‌ها وقتی با کمک‌ها و حمایت‌های هلال‌احمر مواجه می‌شوند از ما و خانواده‌‏هایمان تشکر و قدردانی می‌کنند و همین قدردانی و احساس آرامش و امنیتی که مردم با دیدن ما احساس می‌کنند، بزرگترین ‏انگیزه برای من به شخصه و بسیاری از داوطلبان و امدادگران است. در این بحران هم جمعیت هلال‌احمر تا آخرین روزی که مردم ‏در خانه‌هایشان مستقر شوند و از حوادث احتمالی در امان باشند، در کنارشان خواهند ماند. این روزها  بیشتر به ایجاد دیواره‌ها ‏برای پشتیبانی از شهرها، انتقال مردم و درست کردن شناسنامه آسیب‌دیدگی برای دریافت خدمات بسته‌های غذایی و تجهیزاتی ‏که از دست داده‌اند، مشغول هستیم. ارایه بسته‌های غذایی و کمک‌های مردمی همچنان ادامه دارد.»‏ از او در مورد خاطره‌هایی که از روزهای عملیات در آق‌قلا و گمیشان دارد سوال می‌کنیم: «وقتی خودم داشتم از محل سالن ‏مدیریت بحران آق‌قلا به مناطق سیل‌زده تجهیزات و اقلام می‌بردم، در طول مسیر برگشت سطح آب داشت بالا می‌آمد. این را ‏من دیدم حتی در مسیر هم بازدیدی از شهرک آق‌قلا داشتیم که حجم آب پایین بود و جای نگرانی نبود. اما بعد از برگشت ما ‏گزارش شد که در شهرک آق‌قلا سطح آب بالا آمده و بازدید دیگری باید انجام دهیم تا از این موضوع مطمئن شویم.رفتیم و دیدیم ‏آب بالا آمده است. از کسانی که آشنا بودند و از همان شهرک بودند سوال کردیم که آیا در شهرک کسی هست یا نه؟ که از ‏طریق نگهبانی شهرک متوجه شدیم در بخشی از شهرک خانواده‌ای چهار نفره زندگی می‌کنند؛ زن و شوهر و یک پیرمرد و یک ‏کودک. سریعا عوامل با قایق اعزام شدند. شرایط سخت بود حتی اعضای قایقرانی تیم‌ملی هم آمده بودند برای کمک. به دلیل ‏شرایط شهرک آق‌قلا  بعضی جاها خودمان داخل آب می‌رفتیم. به‌هرحال به سختی خودمان را به این افراد رساندیم و زمانی که ‏رسیدیم به این خانواده، لحظه شیرین و لذت‌بخشی بود و دعای خیر آنها و دیگر هموطنان همیشه در دل و ذهن ما باقی می‌‏ماند و چه انگیزه‌ای برای ادامه کار داوطلبانه از این بهتر.»