مشکل ورزشگاه همان کارهایی است که شما نمی‌کنید

معاون فرهنگی و توسعه ورزش همگانی وزارت ورزش و جوانان دیروز مصاحبه کرده و گفته بودند که پس از اتفاقات ناگوار بازی تراکتورسازی و پیکان، بلافاصله جلسه‌ای با حضور نهادهای ذیربط در بخش‌های مختلف انتظامی، امنیتی و مدیران باشگاه‌های استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی و پیکان، همچنین نمایندگانی از قوه قضائیه، صدا و سیما، مسئولان سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال برگزار شده و ابعاد مسأله را از جوانب مختلف بررسی کرده‌اند. جالب است که اگر پس از بازی تراکتور - پیکان جلسه برگزار شده، چرا حالا و پس از فاجعه بازی پرسپولیس - سپاهان آن را
خبری می‌کنند.
البته ایشان در مصاحبه‌شان بر تصمیمات اتخاذشده تأکید کرده‌اند؛ این‌که باشگاه‌ها قبول کرده‌اند مسئولیت ورزشکاران، مربیان و افراد منتسب به خود را بپذیرند و بر رفتارشان نظارت داشته باشند و این‌که کانون هواداران باشگاه‌ها ساماندهی شود و هواداران باشگاه‌ها احراز هویت شوند و باشگاه بتواند در مقابل عملکرد هوادارانش پاسخگو باشد. بعدش هم این بوده که زیرساخت‌های لازم برای مراجع امنیتی و انتظامی فراهم شود تا بتوانند کنترل بهتری روی بازی‌ها داشته باشند. با صدا و سیما هم هماهنگ شده تا از پخش گفت‌و‌گوهای تحریک‌کننده و غیرمسئولانه خودداری کند.
باید به عرض برسانیم که از این کلیشه‌ای‌تر و بی‌فایده‌تر هم نمی‌شود جلسه برگزار کرد. معلوم است که پس از آن جلسه هم اتفاقات بازی پرسپولیس سپاهان را خواهیم دید و تعجب نخواهیم کرد و در آینده هم این حوادث تکرار خواهد شد. همان‌طور که این جلسات و این صورت‌جلسه‌ها تکرار خواهد شد. اما چرا می‌گوییم تکراری و کلیشه‌ای، چون نه مشکلات ورزشگاه‌ها و خشونت و درگیری هواداران موضوع تازه‌ای است، نه کمبودها.


این‌که بازیکنان را نصیحت کنیم تا مصاحبه ناجور نکنند و به لیدرها آموزش بدهیم تا بنزین روی آتش هواداران نریزند هم‌ هزار بار گفته شده. معلوم است که در جو ملتهبی که در فوتبال حاکم است با این خشونت جاری و ساری در جامعه، این کارها نقش آرامبخش برای سرطان را دارد و مانع از بروز اتفاقات ناگوار بعدی
نخواهد شد.
به وزارت ورزش هم نقد چندانی وارد نیست. عادت کرده‌ایم که مشکلات را در جلسات دوستانه بررسی و بعد مصاحبه کنیم و از حاصل‌شدن توافقات چشمگیر و امیدواری‌های آینده بگوییم و به این‌ترتیب کارنامه خود را مالامال از اقدامات مثبت و سازنده بنامیم. این را هم می‌دانیم که وقتی فضای فوتبال پر از خشونت است، کار زیادی از دست‌مان برنمی‌آید. اما منظور ما همان کار کمی است که می‌توانند انجام بدهند و نمی‌دهند. چه می‌توانند بکنند؟ می‌توانند ورزشگاه‌ها را بسامان کنند. این‌که ورزشگاه‌های ما هنوز به شیوه عصر حجر با صندلی‌های بدون شماره و بلیت‌ها و تماشاگران بی‌هویت پر می‌شود، مایه خجالت است. این درحالی است که صندلی‌های ورزشگاه فوتبال در ایران پنجاه ‌سال پیش شماره داشته و هر کس سر جای خودش می‌نشسته.
امروز هم به‌سادگی امکان شماره‌دار کردن صندلی‌ها هست و به شیوه فروش اینترنتی می‌توان دقیقا مشخص کرد که هر کسی روی کدام صندلی نشسته است. اما در عمل اتفاقی که می‌افتد این است که برای دربی تهران 55‌هزار بلیت فروخته می‌شود و استادیوم لب به لب پر از جمعیت است. در همین بازی پرسپولیس - سپاهان، طبق اعلام رسمی تنها 57‌هزار بلیت فروخته شده اما از حضور بیش از هشتاد و نود ‌هزار جمعیت خبر دادند.
این‌که با این شیوه در هر بازی چندصد‌میلیون تومان حیف و میل می‌شود که می‌توان همان پول را صرف تجهیز و نظم ورزشگاه کرد، بماند. نکته این است که وقتی شما تماشاگرت را نمی‌شناسی و سی‌چهل ‌هزار نفر بدون بلیت به ورزشگاه آمده‌اند، چه را می‌خواهی کنترل کنی؟ تا وقتی که هویت تماشاچی معلوم نیست، چه چیزی را می‌توان نظم داد و ارشاد و فرهنگسازی کرد. برای این کار هم نیاز به برنامه‌ریزی‌های پیچیده نیست. اگر هواداران باشگاه‌ها شناسنامه داشته باشند، یعنی کسانی که به باشگاه‌ها می‌آیند فایل شوند و سوابق‌شان در دست باشد، خیلی راحت‌تر می‌توان مواظب‌شان بود و جلوی تخریب‌شان
را گرفت.
این کارها هزینه زیادی نمی‌خواهد. خوشبختانه هم معاونت فرهنگی وزارت ورزش بودجه مناسبی دارند، هم کمیته فرهنگی فدراسیون فوتبال، اما مثلا بودجه کمیته فرهنگی صرف چه کارهایی می‌شود که برای ساماندهی تماشاگران مبلغی نمی‌ماند؟