مبارزه با حاشیه نشینی با گسترش نهادهای مدنی محقق می‌شود



گروه اجتماعی/ نشســـــــــــت «فقر، نابرابری و حاشیه‌نشـــینی» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. علی ربیعی استاد دانشگاه تهران و وزیر سابق تعاون، کار و رفاه اجتماعی، از جمله سخنرانان این جلسه بود. به زعم او، حاشیه‌نشینی در تهران به سه دوره تقسیم و آن را می‌توان از سه جهت کالبدی، اجتماعی- حقوقی و مالکیت مورد تبیین قرار داد. دوره اول به دهه 30 مربوط می‌شود.
در این دوره بحث مالکیت به صورت جدی مطرح شده است. صنعتی شدن و مهاجرت و ارائه خدماتی نظیر خدمات رفتگران در این دوره شکل گرفته است. مفهوم محله و هویت محلی در این دوره به صورت جدی وجود داشته است، آسیب‌های اجتماعی در این دوران به‌عنوان یک ویژگی منطقه‌ای مطرح نیست اگرچه بزهکاری‌های اجتماعی وجود دارد.


ربیعی، دوره دوم حاشیه نشینی را به دهه پنجاه ارجاع می‌دهد و معتقد است بالارفتن قیمت نفت از سوی سازمان اوپک بر این دوره از حاشیه‌نشینی تأثیر بسزایی داشته است؛ در این دوران بحث مالکیت به شکل قبل وجود ندارد.
پدیده‌هایی نظیر مفت‌آباد و زورآباد مربوط به این زمان است. با گران شدن نفت و تغییرات رفاهی ناشی از آن موج جدیدی از مهاجرت در این دوران اتفاق افتاده است. ترکیب جمعیت دچار بهم ریختگی زیاد است و برخلاف دوره قبل محله‌ها از هویت کمتری برخوردارند.
او دوره سوم را از دهه 60 به بعد عنوان می‌کند و بر این باور است که از ویژگی‌های این دوره را مالکیت روستا-حاشیه، بافت متعارض جمعیتی، شکل‌گیری اصلاحاتی نظیر کله کوهی، غربتی‌ها و... می‌داند. به زعم او، این دوره هم شغل‌های روستایی وجود داشت و هم جمعیت‌ مهاجرانی که روزها در شهر به کار مشغول بودند و شب در روستا اقامت داشتند.
ریبعی معتقد است که از دیگر پدیده‌های مهم در حوزه حاشیه‌نشینی بحث «لکه‌ها» است لکه‌ها از هیچ قاعده‌ای پیروی نمی‌کنند و معمولاً در درون شهرها به صورت یک گود شکل می‌گیرند و جوامع در آن تجمع می‌کنند. از جمله این لکه‌ها می‌توان به دره فرحزاد، اسلام آباد و اسماعیل آباد اشاره کرد که برخی از آسیب‌های اجتماعی در این لکه‌ها آسیب‌هایی نظیر اعتیاد، سرقت، کار کودکان و... است.
وی در پایان عنوان کرد که باتوجه به ناکارآمد بودن برنامه‌های ساختمان سازی، بهسازی زاغه و تخریب و جابه‌جابی، باید به سمت رویکرد توانمندسازی برویم. این توانمند‌سازی باید با تکیه بر گروه‌های حاشیه‌نشین و گسترش نهادهای مدنی باشد.
خانیکی: حاشیه‌نشینی مساوی با محرومیت در تمام ابعاد زندگی است
هادی خانیکی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی از دیگر سخنرانان این جلسه بود. او در بحث خود عنوان کرد که برخی تصور می‌کنند حاشیه‌نشینی افراد را صرفاً از لحاظ مادی محروم می‌کند اما حاشیه‌نشینی مساوی با محرومیت در تمام ابعاد زندگی است.
به نوعی فرد حاشیه‌نشین از داشتن فرصت برابر اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی، بهداشتی و درمان و حتی از نظر داشتن امکان دیالوگ با دیگر آحاد جامعه محروم است.
به زعم او، تنها آگاهی مردم از افراد حاشیه‌نشین به آنچه که رسانه‌ها منتشر می‌کنند محدود می‌شود. به همین دلیل هم هست که حاشیه‌نشینی صرفاً کالبدی جغرافیایی ندارد و در همه ابعاد خودش را بازتاب می‌دهد. چرا که با این اتفاق، بخشی از جمعیت یک جامعه خارج از نظم اجتماعی قرار می‌گیرند.
وی با اشاره به آمار این افراد در دنیا گفت: در حال حاضر و بر اساس آمار، 1400 میلیون نفر در دنیا مسکن غیرمطلوب دارند که متأسفانه 1355 میلیون سهم از این افراد در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند. این‌ها در حالی است که آسیب‌های این نوع زندگی تنها محدود به خودشان نیست و کل جامعه در آسیب‌های اجتماعی‌اش دخیل هستند.
عباس عبدی، پژوهشگر اجتماعی به منظور ارائه‌ تجربه زیستی‌اش از زندگی در این مناطق در این جلسه شرکت کرده بود. عبدی با توضیح طرح مصدق گفت: مرحوم مصدق طرح نازی‌آباد، یوسف‌آباد و نارمک را ارائه داده بود.
زمین‌‌های بزرگی را که گویا برای دوران قاجار بودند با قیمت مناسب به مردم فروختند. زمین‌هایی با وسعت 140 متر که با طرحی ویلایی ساخته می‌شد. در این طرح‌ها تنها نازی‌آباد بود که به این طرح وفا نکرد؛ یا خانه‌های ویلایی ساخته نشد یا به خانه‌های کوچ در حد 40 متری تقسیم شد.
وی ادامه داد: قبلاً مهاجرت به معنای امروز نبود. حدود 30 سال پیش مهاجرت به نوعی جابه‌جایی جمعیتی بود. به همین دلیل هم حمایت و پشتوانه از سوی مردم یک شهر در شهر جدید دیده می‌شد اما الان چنین حمایتی دیده نمی‌شود.
این فعال اصلاح‌طلب دلیل این اتفاق را از بین رفتن اتصال درست نهادهای مذهبی می‌داند: قبلاً هیأت و مسجدی بود که استقلال واقعی داشت و به‌عنوان نهادی مذهبی نقش حوضچه‌های آرامش در سدها را ایفا می‌کرد، جایی برای تخلیه انرژی مضاعف.

بــــرش
حاشیه‌نشینی با تخریب حصار تهران آغاز شد

عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: در دوره پهلوی با خراب‌شدن حصار تهران یک جور حاشیه نشینی به وجود آمد. به گزارش ایلنا، احمد مسجد جامعی در این نشست اظهار داشت: می‌خواستم در ابتدا در رابطه با ادبیات جنوب پایتخت در پیش از انقلاب بگویم. ما تفاوت نگاه را در آثار نویسندگان ادبیات داستانی شاهد هستیم، به هر حال این ادبیات به آن دوره برمی‌گردد زیرا فرهنگ و ادبیات آنچه در پیرامون می‌گذرد را روایت می‌کند. در دورانی که به ادبیات جنوب تهران پرداخته شده یک نگاه توصیفی وجود دارد که من ادبیات بزرگ علوی و جمالزاده را در این مجموعه قرار می‌دهم اما این نگاه توصیفی مربوط به یک دوره‌ای است که ما فقر را داشتیم ولی حاشیه‌نشینی نداشته‌ایم. وی ادامه داد: من به نخستین آمار مربوط به سرشماری‌های دوره ناصرالدین شاه اشاره می‌کنم که عبدالغفار از پایه‌گذاران آمار در ایران آن را ارائه داده است. وی درباره آمار نفوس و مسکن و فراوانی اعیان و اشراف اینگونه گزارش کرده است که در محله‌هایی مثل بازار ۲۰ درصد و در سنگلج ۴۴ درصد و در چاله میدان ۱۵ درصد اعیان و اشراف بوده‌اند.
‌مسجدجامعی افزود: ادبیات نویسندگانی چون جمالزاده و بزرگ علوی نشان از وضعیت در آن زمان دارند. بعدها در دوره پهلوی با پیشرفت صنعت شرایط تغییر می‌کند و حدود ۲۸ درصد کارخانجات در تهران فعالیت‌ می‌کنند، سپس با خراب‌شدن حصار تهران یک جور حاشیه‌نشینی به وجود آمد. او با اشاره به شعر عمران صلاحی در خصوص محل زندگی‌اش گفت: شعر بچه جوادیه از عمران صلاحی یکی از شعرهای جنوب تهران در خصوص محله جوادیه است. شاعران دیگری نیز هستند که افراد جنوب شهر را در شعرهایشان مورد توجه قرار داده‌اند. عضو شورای اسلامی شهر تهران توضیح داد: در این میان یک نگاه تأکیدی وجود دارد که ما آن را در شعر عمران صلاحی می‌بینیم. مشخص است که او از گروهی به آن منطقه برای زندگی آمده است. پدر عمران صلاحی، کارمند حوزه صنعتی است و عمران احساس می‌کند تهران جزیره‌ای است که از همه جا دور افتاده است. شعر بچه‌های جوادیه از عمران صلاحی تاکنون از نظر محل شناسی مورد نقد قرار نگرفته بود اما در دهه 50 بسیار مورد توجه قرار داشت.