تیم ملی ایران به اینگونه تأخیرها عادت دارد

یک مربی خارجی ثابت یا یک ایرانی بی‌یال و کوپال؟!
تیم ملی ایران به اینگونه تأخیرها عادت دارد

وصال روحانی



دست به دست شدن تیم ملی فوتبال بین مربیان ایرانی و خارجی و بهتر بگوییم اظهارات کاملاً متضاد مهدی تاج و برخی همکاران وی در این خصوص و در زمینه فرد انتخابی برای جانشینی کارلوس کی‌روش نشان از این دارد که سران فدراسیون برخلاف ادعاهایشان هنوز به یک جمع‌بندی نهایی در مورد این شخص نرسیده‌اند و همچنان مشغول بالا و پایین کردن شرایط و بررسی افراد موردنظرشان هستند و چون دستیابی به یک مربی شاخص خارجی در این روزهای پایانی فصل بسیار سخت است و تیم ملی ایران در روزهای 16 و 21 خرداد دو بازی تدارکاتی با تیم‌های سوریه و کره جنوبی دارد، انتخاب یک مربی وطنی این بهره را خواهد داشت که فرد برگزیده با مسائل و ملزومات فوتبال ایران آشنا است و آدم‌ها و بازیکنان آن را می‌شناسد و به لطف این آگاهی تصمیم‌های صحیح و سریع می‌گیرد و کاری خواهد کرد که ایران در دو دیدار مورد بحث گلیمش را از آب بیرون بکشد.
اگر فرضیه رویکرد به یک مربی وطنی به سبب شرایط خاص فوق شکل بگیرد ماندن یا رفتن آن مربی هم بستگی به نتایج حاصله در آن دو دیدار دارد و هم مرتبط با شخصیتی خواهد بود که از فرد منتخب می‌تراود. به‌عنوان مثال اگر علی دایی سکاندار شود کنار گذاشتن سریع او و رویکرد به یک مربی خارجی برای دیدارهای بعدی آسان نخواهد بود اما یک مربی داخلی با یال و کوپال‌های کمتر تاج و فدراسیون را قادر می‌سازد که هم تیم ملی را در دو مسابقه پیش‌رو بدون هدایتگر نگذارند و هم دست‌شان برای تغییر احتمالی و مجدد کادر فنی بعد از آن دو دیدار باز باشد.
آنچه تاج و سایر سران فدراسیون را از تشخیص و معرفی سرمربی خارجی تازه تیم ملی بازداشته، نه تبلیغات منفی کی‌روش و اثر مخرب آن روی ذهن سایر مربیان خارجی بلکه مشغول بودن برخی گزینه‌ها با پست‌های فعلی‌شان و همچنین ناهماهنگ بودن اولیه تعدادی دیگر با خواسته‌های فدراسیون است.
 مذاکرات مفصلی که می‌تواند قسمتی از این ابهام‌ها را رفع کند نیز تاکنون بین مدیران فدراسیون و اکثر کاندیداها شکل نگرفته و حرف‌های تاج طی این مدت پیش از آن که نشانگر حقایق امر و کمبودهای موجود در راه انتخاب سرمربی جدید باشد، نوعی آرام کردن رسانه‌ها و مردم با مطرح کردن وعده‌ها و اعلام تاریخ‌هایی بوده که ضمانتی در مورد تحقق‌شان وجود ندارد و سران فوتبال ایران در اینگونه موارد البته تأخیرهای طولانی را در گذشته هم تجربه کرده‌اند و قبل از آمدن کی‌روش هم مدت‌ها صرف شد تا اسلاف وی گزینش شوند اما تفاوتی که این‌بار وجود دارد و صبر فعلی را توجیه و صاحب منطق می‌کند این است که هیچ دیدار رسمی مهمی تا اواخر امسال پیش روی تیم ملی نیست و فقط از فوریه و مارس 2020 است که دور دوم پیکارهای انتخابی جام جهانی 2022 در قاره آسیا آغاز می‌شود و تیم ملی ایران نیز از همان مرحله پای در عرصه رقابت می‌گذارد.
در عین جریان داشتن ملاحظات فوق هنوز این حس و احتمال که فرد منتخب نهایی فدراسیون برای تیم ملی برانکو ایوانکوویچ باشد هم ملموس است و هم یک احتمال بالای 80 درصد نشان می‌دهد و تنها چیزی که آن را نقض می‌کند، پرهیز فدراسیونی‌ها از درگیر شدن با هواداران پرسپولیس است که طبعاً مراتب جدایی مربی محبوب‌شان را به آسانی برنمی‌تابند و چون می‌دانند با رفتن او سرخ‌ها نزول خواهند کرد، به این امر و انتقال مجدد برانکو به سازمان تیم‌های ملی به شدت مخالفت خواهند ورزید. اگر این عامل در کار نبود و اگر تاج ترجیح نمی‌داد ابتدا تکلیف پرسپولیس در دو جام باقی مانده داخلی امسال روشن شود، شاید انتخاب برانکو همین حالا هم صورت گرفته و رسماً اعلام شده بود اما حالا که پرسپولیس حداقل تا 8 خرداد درگیر مسابقات داخلی است، چه بسا فدراسیون دو دیدار پیش‌رو را به یک مربی موقتی بسپرد و هر کار ریشه‌ای‌تری را به آینده دورتر واگذارد. در آن صورت فرد منتخب موقت حتی برای ماندن در پست‌اش و تبدیل شدن به یک سرمربی ثابت نیز بدون اقبال
نخواهد بود.