روزنامه ایران ورزشی
1398/02/21
کیروش، کفاشیان و بالاتر از وزیر ورزش!
احسان محمدییکی از نقاط اشتراک محمود احمدینژاد و علی کفاشیان لبخندهای آنها بود. لبخندهایی که کشف مرز میان تایید، تمسخر یا تردید در آنها دشوار بود. این دو البته در حوزه فوتبال هم چند بار توپشان در زمین هم افتاد. وقتی تیمملی ایران در مسابقات مقدماتی جامجهانی 2010 گرفتار شد، در حالیکه گفته میشد فدراسیون فوتبال با افشین قطبی به توافق رسیده و او در شیراز دور افتخار میزد، به یکباره نام علی دایی بهعنوان سرمربی اعلام شد.
پس از شکست 2-1 ایران در ورزشگاه آزادی مقابل عربستان و چشمان محمود احمدینژاد هم ارادهای مافوق فدراسیون شکل گرفت و علی دایی برکنار شد. دایی همواره از این برکناری بهعنوان یک مداخله غیرورزشی در فوتبال یاد میکند اما چیزی در مورد انتصابش نمیگوید. اینکه آن هم غیر ورزشی و تصمیمی فرا فدراسیونی بود!
ظهر جمعه علی کفاشیان که در برنامه «ورزش و مردم» حاضر شده بود به پیمان یوسفی گفت: «یک مرتبه با کیروش به اختلاف رسیدیم و دعوا ایجاد شد و مقرر شد او برود. این اتفاق قبل از عید نوروز 93 بود. ما تفاهم کردیم و گفتیم او بعد از عید نیاید. وزارت ورزش وقت نیز همین موضوع را گفت و ما به دنبال مربی جدید بودیم. بعد یکباره گفتند او باید باشد. بالاتر از وزیر ورزش گفتند که او باید بماند زیرا وزیر هم میخواست که او برود. یک نیروی بالاتر از آقای گودرزی ورود کرد. یک مربی وقتی از بالا حمایت میشود، کنترل او سخت میشود. به همین دلیل یکسری مواقع او با فدراسیون لج میکرد و ما خیلی وقتها تحمل میکردیم.»
جزییات این مداخلهها از «بالا» معمولاً کمتر فاش میشود. بسیاری از آنها هم با نیت خیر صورت میگیرد، همان کدخدامنشی و مصلحتاندیشی سیاسیون که گمان میکنند وقتی با مسائل «سخت» سیاسی میتوانند گلاویز شوند، موضوع «نرمی» مثل فوتبال که خوراکشان است. نتیجه اما همیشه مطلوب نیست.
کارلوس کیروش احتمالاً هنگام ورود به ایران چیز زیادی در مورد استراتژی «فتح سنگر به سنگر» نمیدانست اما روزهای آخر حتی میتوانست این استراتژی را تدریس کند! او ابتدا با فحاشی به ارکان فدراسیون شروع کرد، بعد با حمله به پیشکسوتان و مربیان داخلی و خارجی به پیش تاخت، سپس از رییس فدراسیون گذشت و در روزهای آخر حتی وسوسه گذر از وزیر ورزش به جانش افتاده بود.
کیروش علیرغم نقش غیرقابل انکارش در نظمبخشی به فوتبال ایران، در سالهای آخر به غولی شبیه شد که از شیشه بیرون آمده و با حمایت رسانهها و مردم آنقدر فربه شده که دیگر کسی نمیتوانست او را دوباره به شیشه برگرداند. نوعی خودسری در رفتارش دیده میشد که نه تنها به فوتبال ایران بلکه به شخصیت خودش هم صدمه زد و روز آخر با نیمی از محبوبیت پیشین فرودگاه امام را ترک کرد.
در این فربه شدن و فتح سنگر به سنگر کسانی مقصر بودند که فراتر از جایگاهها مداخله کردند و اجازه دادند که فدراسیون فوتبال به یک ساختار دکوری تنزل پیدا کند، به شکلی که برخی میگویند در خلال جام ملتها حتی مهدی تاج در امارات برای دیدن کی روش باید دقایق طولانی در لابی هتل منتظر مینشست! جای رییس و کارمند عوض شده بود...
کارلوس کیروش از ایران رفته است، نقد او دیگر شجاعانه نیست، بسیاری از ما حرفهایمان را در زمان حضورش زدیم و باز تکرارش بیهوده است اما او درسهای بزرگی به ما داد. یکی از آنها این است که وقتی خودمان حرمت ساختارهایمان را نگه نمیداریم، به تصمیمات مدیرانمان اعتماد نداریم و فدراسیون را تزیینی میدانیم چرا انتظار داریم میهمان از فرنگ آمده این کار را بکند؟
پربازدیدترینهای روزنامه ها

