روزنامه ایران ورزشی
1398/02/22
«آخه چی گیر تو میاد»؟
احسان محمدیدر یکی از دوشنبه شبهایی که هنوز ایران، نود داشت، گزارشی از زندان پخش شد. جوانی پشت میلهها در حالیکه صورتش در سیاهی قرار داشت برای نجات تلاش میکرد. میگفت مقتول دوستش بوده و در نتیجه کریخوانی یک لحظه کنترلش را از دست داده و او را با چاقو کشته است. گریه میکرد و پشیمان بود ولی میگفت هنوز فوتبال را دوست دارد و در زندان آن را دنبال میکند!
***
هواداری فوتبال مثل عشق یا دندان درد است. فقط خودت و خودت معنایش را میفهمی. حتی اگر به کسانی که با گفتن جمله کلیشهای «اونا پولش رو میگیرن، چی گیر تو میاد حرص میخوری» این علاقه را انکار میکنند، دهها جلد کتاب در مورد دندان درد و عشق بدهی، حرف بزنی، گریه کنی و... هیچوقت نمیتوانند درکش کنند. این یک تجربه منحصر به فرد است. احساس سوختن به تماشا نمیشود!
شیفتگی به فوتبال در همه ما درجات متفاوتی دارد. دهه 90 میلادی برای دیدن هر مسابقه فوتبالی روزها و دقیقهها را میشمردم.
تا نزدیک صبح بیدار میماندم و تمام مسابقات جام جهانی 1994 که از تلویزیون پخش میشد را میدیدم. حالا آن ولع، جایش را به اندک آرامش بیشتری داده است. اگر یک یا چند بازی را نبینم احساس خسران نمیکنم.
***
اینکه «قسط و قرض و وام، وامهای تا همیشه ناتمام» توانسته مثل هشتپای لزجی روی علاقهمندیهایمان خودش را آوار کند بیتأثیر نیست، غم نان، «عشق» را هم میبرد یک گوشه دیوار میچسباند.
***
اما در کنارش میدانیم که اگر بازی را مستقیم نبینیم هر لحظه اراده کنیم، «خلاصه» و گلهای زده و خورده و صحنههای حساسش در دسترس است. در واقع تنوع و تکثر رسانهها در حالیکه به دامنه «حسرتها» و دریغهای ما دامن میزند، این نیاز را به خوبی پاسخ میدهد.
با این همه هنوز هم برای سوال «آخه چی گیر تو میاد؟» پاسخ قانعکنندهای وجود ندارد.
در خلال برگزاری لیگ برتر بارها منتقدان در نکوهش رفتارهای پرخاشگرانه برخی و ادبیات توهینآمیز عده کثیری از هواداران نکتههای بسیاری را عنوان کردهاند اما میان تندی و تلخی این نقدها و سابقه حضور منتقدان در ورزشگاه رابطه وجود دارد. آنها که هرگز ورزشگاه نیامدهاند شدیدتر و غلیظتر حکم میرانند، آنها که استادیوم رفتهاند، خطاپوشترند چون حال هواداری که با مکافات بلیت تهیه کرده، به زحمت جای پارک گیر آورده، از ساعتها قبل تشنه زیر آفتاب نشسته و بعد یک بازی کم کیفیت را دیده بهتر درک میکنند.
***
لیگ برتر امسال قلبها را بارها از شدت هیجان مچاله کرد. به هوا پریدیم، حرص خوردیم و برای دقایقی دلار و سکه و پراید و پیاز و ماکارونی را فراموش کردیم. تخدیری لذتبخش و بیهمتا برای عاشقانش. حتی اگر نتوان پاسخ «آخه چی گیر تو میاد؟» گفتنها را داد. همه چیز که گرفتنی نیست، لمس کردنی نیست، وزن کردنی نیست... .
پربازدیدترینهای روزنامه ها

