پوست اندازی اروپا در انتخابات پارلمانی

علی بیگدلی
کارشناس مسائل اروپا
انتخابات این دوره از پارلمان اروپا در شرایط ناهنجاری برگزار شد. دو کشور اروپایی فرانسه و انگلیس که اقتدار اروپا محسوب می‌شدند، با مشکلات عدیده داخلی مواجه بودند و ضلع سوم این اقتدار، یعنی آلمان هم اگر چه در انتخابات اخیر به سوسیال دموکرات‎ها رأی داد اما وضعیت داخلی مناسبی نداشت. آنچه در این سه کشور مشاهده می‎شد، حاکی از آن بود که تفکر چپ در اروپا در حال انزوا است و جای خود را باید به احزابی جدید بدهد.
این دوره از انتخابات اروپا از آن جهت اهمیت داشت که نشان داد اروپا در حال پوست اندازی است. شاید برخلاف آنچه پنداشته می‎شد، راست افراطی نتوانست شگفتی‎ساز شود اما موفقیت چشمگیر سبزها و لیبرال‎ها نیز حکایت از تغییر چهره سیاسی اروپا دارد. جنبش سبز که از نیمه دوم قرن بیستم کار خود را از آلمان شروع کرد، فاقد پایگاه ایدئولوژیک است و بنیاد خود را بر بوم شناختی، زیست بوم‌گرایی و مناسبات مسالمت‌آمیز و غیر استعماری بدون توجه به گرایش‎های سیاسی گذاشته‎است. رهبران این جنبش هستی و آینده انسان را در گرو سلامت زمین می‎دانند و صنعتی شدن غیر قابل کنترل را خطری برای انسان می‎پندارند. تفکرات انسانی آنها با جنبش‌های دانشجویی اروپا که در حال حاضر در اوج است، بسیارهمخوانی دارد و دلیل موفقیت آنها در انتخابات پارلمان اروپا نیز همین مسأله بود.


نکته بعدی در این انتخابات نتایج به دست آمده برای احزاب راست افراطی بود. اگر راست‎ افراطی اروپا نتوانست برخلاف انتظارات به موفقیتی چشمگیر دست یابد، علت را باید در جنبش‌های مغایر با آن جست‎وجو کرد. اروپا براستی از افکار این احزاب ترسیده بود و در پی راهکار خنثی کردن آنها بود. مثلاً در آلمان، محافل بالای جامعه که عموماً پیرو لیبرال‎ها هستند، زمانی که متوجه گسترش فعالیت نئو فاشیست‎ها - که به‌طور معمول حداکثر تنها قادر به نفوذ در توده‌های طبقه متوسط و میانی مردم هستند - شدند، متحمل هزینه‎های هنگفتی شدند تا علیه پیشرفت این احزاب فعالیت کنند. با این حال مردم هنوز نسبت به راست افراطی که مخالف مهاجران است و مدافع هویت اروپایی، همان گرایش‎ها را دارند. از همین رو خطر راست افراطی هنوز هم جدی است. بویژه که در فرانسه شاهد پیروزی چشمگیر راست افراطی به رهبری مارین لوپن بودیم. خانم لوپن در دوره اول که در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه شرکت کرد، تنها 5 درصد رأی آورد، در دوره دوم 15 درصد و دوره اخیر که رقیب مکرون بود 35 درصد. دلایل پیروزی او نیز مشخص است؛ مهاجرت‌های افسارگسیخته از خاورمیانه و جهان سوم که هویت و فرهنگ اروپا را به هم ریخته‌اند و تعارضات بین دنیای اسلام و مسیحیت باعث رشد بیگانه ستیزی در جامعه فرانسه شده‎است.
این دوره از انتخابات پارلمان اروپا همچنین رفراندومی بود بین دو تفکر موجود در اتحادیه اروپا: در شماری از کشورها که تفکرات راست افراطی در آنها غالب است، تمایل شدیدی به خروج از اتحادیه اروپا وجود دارد. اما در مقابل این دسته از کشورها، کشورهای زیادی هم هستند که علاقه‎مندند اتحادیه اروپا برقرار بماند و به صورت یک نهاد بین‌المللی مستقل از امریکا به حیات سیاسی خود ادامه دهد. اما اتحادیه اروپا برای دستیابی به این آرزو راه دشواری دارد. علت آن نیز «اقتصاد» است. از جنگ جهانی دوم به این سو 28 درصد صنایع سنگین و الکترونیکی اروپا در اختیار سرمایه گذاران امریکایی بوده‎است و به همین دلیل اروپا حتی اگر بخواهد نمی‌تواند از سلطه امریکا خارج شود. ضمن آنکه حتی اگر جدایی رقم بخورد، این جدایی بیشتر شکل فرهنگی و هویتی خواهد داشت و پای اروپا همچنان در گل اقتصادی امریکا و گاهی سیاسی آن بند خواهد ماند.
اما به هر صورت در رفراندوم بین دو تفکر حامی و مخالف اتحادیه اروپا، تفکری که پیرو یک اتحاد اروپایی بود، توانست همچنان همچون چند دهه اخیر سلطه خود را بر اروپا حفظ کند.