روزنامه فرهیختگان
1398/03/12
آرمان ما
تاکنون نوشتن اینقدر برایم سخت نبوده، چون موضوع برخلاف همیشه بهجای دیگران خودمان هستیم. به بهانه دومین سالگرد تغییر مدیریت روزنامه «فرهیختگان» _اینبار نه از موضع نقد پدیدههای بیرونی بلکه از دیدگاه درونی_ چند نکته کوتاه درباره دو سال اخیر روزنامه مینویسم: اول. رسانهداری در روزگار تعدد رسانهها سخت است، سختتر اینکه در روزگار مجازیشدن انسان، بخواهید پرچم یک رسانه مکتوب را بلند کنید و با فرضیهها درباره انسداد فضای گفتوگو و نقد سالم پیرامون فرهنگ، سیاست و جامعه ایرانی مقابله کنید. از این جهت سرمایه اصلی «فرهیختگان» در 541 شماره اخیر روی این اصل بنا شده است که با وفاداری به اصول حرفهای رسانه در اطلاعرسانی شفاف منتقد منصف کمبودها باشد. رسانهها در میانه جنگ با مشکلات گاه از دره ناامیدی سقوط میکنند و گاهی کوه یخ توجیهگری سختیهای مردم را میسازند. آنقدر گرما و سرمای رسانهها خطرناک است که مخاطب جویای واقعیت نمیداند به آتشافروزی ناامیدها پناه ببرد یا به انجماد ماستمالیکنندهها! حالا این وسط اگر رسانهای با تمرکز بر «صحت» پیام، مخاطب را عاقل فرض کند و دست در دست او به دنیای واقعیتها پا بگذارد هر لحظه در جاده لغزندهای قدم میزند که سیاهنماییهای افراطی یا سفیدنماییهای ارتجاعی آن را تهدید میکنند. ما در «فرهیختگان» اما فرمان را دودستی چسبیدیم که به اسم توجه به مخاطب «زردنگار» نشویم یا به اسم رعایت مصلحتها چشممان را روی کاستیها نبندیم. دوم. نقد دیگران مانند «نان شب» رسانههاست، اما نقدشدن توسط دیگران هم از نان شب برای رسانه واجبتر است. «فرهیختگان» از این رو نه مانند تعارف ریاکارانه برخی مسئولان اجرایی در زبان بلکه با اعتقاد به اینکه نقد عملکردمان توسط مخاطب دروازه ورود به جهان تفکر و اندیشه دیگران است باب هر نوع گفتوگو حول عملکردش را باز میگذارد. سوم. «فرهیختگان» اما دل در گروی «آرمان»ها دارد، آرمان برای ما کتاب خاکخورده کتابخانه نیست که یکبار آن را قلمی کنیم و روزهای دیگر پشت به کتابخانه بشینیم که خدای نکرده حتی چشممان به آن نیفتد! آرمان برای «فرهیختگان» روشنکننده مسیر، معینکننده سرعت، تمیزدهنده سره از ناسره و چراغ راه آینده است. آنچنانکه نفسکشیدن پای علم این آرمان برای ما نقشه راه را مشخص کرده است. ما مدافع استقلال ایران تا پای جانیم، چه آنکه تاریخ قطور کشور هم صفحاتی را به سرخی خون آرمانخواهترین مردم سرزمینم دارد. آنها نه برای مال که کشنده ایمان است حافظ تمامیت ارضی ایران بودند نه برای جاه. آنها نه بر سر رسیدن به صندلی سبز بهارستان و سرد پاستور رقابت میکردند نه برای چهارتا رای اضافه در انتخابات بر سر استقلال کشور قمار میکردند. «استقلال» از این جهت برای «فرهیختگان» آرمان است، چه آنکه بدون استقلال از شرق و غرب اومانیستی عالم، صحبت از ایران اسلامی یک شوخی بیمزه است. «فرهیختگان» آنچنان که استقلال را ضامن بقای ایران میداند، عدالت را ضامن بقای حکومت. ما بر سر عدالت خطکش جناحی درست نکردیم که اگر رفیق و همقبیلهای سامان عدل را بههم زده باشد، برچسب «مسکوت بماند» بر آن بزنیم. هرچند تیغ عدالت آنقدر تیز است که «محک تجربه» به وقت به میدان آمدن حریف ندارد، اما به قدر بضاعت صابون عدالتخواهیمان را بر تن بسیاری از همخونهایمان کشیدهایم. عدالتخواهان اما فقط به جسم انسان توجه نمیکنند، ما در «فرهیختگان» عدل را در حفاظت از آزادیهای مشروع فردی و اجتماعی تمام مردم میدانیم، همانقدر که در تنوع شنیدن و گفتن حرف معلم، استاد، مدیر، زن، مرد، موسیقیدان، بازیگر، ورزشکار، دانشجو، روحانی و... دایره بسته متحجران را شکستهایم. برای «فرهیختگان» آزادی شعار شب انتخاباتی رقیبهراسانه نیست که همان خطر متحجران را ریاکاران دغلباز برای آزادی دارند. پیگیری و رصد پیشرفت ایران در علم و اقتصاد ماموریت «فرهیختگان» است، آنچنان که یقین داریم اگر از نظرگاه پیشرفت ایران، وقایع کشور را رصد نمیکردیم یا به چاله ناامیدی گرفتار میشدیم یا به چاه توجیهگری.پربازدیدترینهای روزنامه ها

