راهبردی روشن



شاید به جرأت بتوان گفت سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با دانشگاهیان درباره مذاکره با دیگران روشن‌ترین و مهم‌ترین سخنانی بود که تاکنون ایراد شده است. ابتدا فرازهای اصلی این بخش از سخنان رهبری را مرور می‌کنیم.
«مقصود آنها از اینکه می‌گویند ایران باید به میز مذاکره بازگردد، مذاکره با امریکا است زیرا ما با دیگر کشورها مشکلی نداریم و با اروپایی‌ها و دیگران مذاکره می‌کنیم...»  ایشان با اشاره به اینکه مذاکره به معنای معامله و کوتاه آمدن در برخی موارد است، خاطرنشان کردند: «موضوعاتی همچون مسائل دفاعی، قابل مذاکره نیست.... همان‌طور که قبلاً هم گفته شده، مذاکره نکردن با امریکا به این علت است که اولاً هیچ فایده‌ای ندارد و ثانیاً ضرر هم دارد... امریکایی‌ها معمولاً برای رسیدن به اهداف خود یک راهبرد دارند و یک تاکتیک. راهبرد آنها «فشار» با هدف خسته کردن طرف مقابل است و سپس از «مذاکره» به‌عنوان مکمل فشار استفاده می‌کنند تا به خواسته‌ خود برسند... با وجود توانایی‌های بالای علمی در زمینه‌ هسته‌ای، ما مطلقاً به‌دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم زیرا بر مبنای فقهی، دینی و شرعی، سلاح‌های کشتار جمعی اعم از هسته‌ای و شیمیایی را حرام می‌دانیم... ما حتی تولید سلاح کشتار جمعی را صرفاً با هدف انبار کردن نیز کاری غلط، غیرمنطقی و غیرعقلایی می‌دانیم زیرا خرج و هزینه فراوانی به کشور تحمیل می‌شود اما استفاده‌ای هم نمی‌شود... بنابراین ما از لحاظ مبنایی با تولید سلاح کشتار جمعی مخالفیم اما به غنی‌سازی هسته‌ای نیازمندیم زیرا آن را نیاز آینده  کشور می‌دانیم و اگر امروز توانایی‌های خود را در این زمینه افزایش ندهیم، 10 سال دیگر باید از صفر شروع کنیم.»


جالب است که ترامپ هم در آخرین سخنان خود این تحلیل را با گفتن اینکه: «ایران ضعیف شده و اگر بخواهد مذاکره کند، من حاضرم.» تأیید کرده است.
1ـ اگر پیش از برجام اتهام مخالفت ایران با مذاکره زده می‌شد، شاید قابل تأمل بود، هرچند پیش از برجام نیز با اروپایی‌ها گفت و گوهای مفصلی صورت می‌گرفت. ولی از هنگامی که گفت‌وگوها با حضور جدی‌تر امریکایی‌ها انجام شد، انتظار می‌رفت که به نتیجه روشن‌تری برسد، زیرا پیش از آن موضوع مذاکره با اروپاییان روشن بود، ولی تصمیم‌گیری درباره آن در اقتدار و قدرت آنان نبود. بنابراین حضور مستقیم امریکایی‌ها مسأله را حل می‌کرد. در نهایت هم با آنان به توافق برجام رسیدیم. تا اینجای کار مشکل چندانی نبود. ولی ترامپ نه تنها تعهدات ایالات متحده را نادیده گرفت، بلکه با خروج از برجام و پاره کردن آن، بیش از اینکه برجام را پاره کند، اعتبار ایالات متحده را در ایفای تعهدات و پیمانش مورد سؤال قرار داد و از اینجا به بعد دیگر مذاکره با آنان فاقد معنای روشن شد و حجت بر نفی مذاکره با آنان تکمیل شد.
۲ـ نکته مهم‌تر دیگر این است که، پیش از هر مذاکره‌ای باید موضوع آن روشن باشد. مذاکره نوعی معامله و دادن امتیاز و گرفتن امتیاز است. طبیعی است که این کار براساس قدرت دو طرف انجام می‌شود. پس مذاکره درباره اصل قدرت بی‌معناست. در واقع موضوعاً منتفی است. چون هر کاهشی در قدرت یک طرف، موازنه میان مذاکره‌کننده را به هم می‌زند و او را از گردونه مذاکره‌ای منصفانه خارج می‌کند. ترامپ بارها گفته است که ایران پس از برجام قدرتمندتر شده است. خب طبیعی است، قرار نیست قدرتمندتر نشود. این سودی است که از برجام به دست آورده است. در عوض غربی‌ها هم دستاوردهای خاص خود را داشته‌اند، زیرا محدودیت‌هایی را به برنامه هسته‌ای ایران بار کردند.
بنابراین تا هنگامی که فلسفه مذاکره از سوی ایالات متحده اصلاح نشود انجام مذاکره دستاوردی نخواهد داشت. به علاوه ایران به صراحت و روشنی تولید و استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی را نفی کرده است. نمونه آن استفاده صدام از سلاح شیمیایی علیه ایران بود، ولی ایران هیچ‌گاه مقابله به مثل نکرد، هرچند به علت نقض کنوانسیون مربوط از سوی عراق، ایران محق بود که مقابله به مثل کند و توان آن را هم داشت ولی چنین نکرد.
۳ـ آیا این بدان معنا است که بحران کنونی میان ایران و امریکا با بن‌بست مواجه شده است؟ گمان نمی‌رود که این برداشت درست باشد. زیرا طرف‌های سوم و میانجی از جمله ژاپن می‌توانند ایده‌های سازنده خود را ارائه کنند و بدون مذاکره مستقیم با امریکایی‌ها دو طرف رفتارهایی را پیشه کنند که به کاهش تنش منجر شود.  راهبرد ایران در این سخنرانی رهبر معظم انقلاب روشن است.