روزنامه ایران ورزشی
1398/03/19
افتادن از آنور پشتبام
حریف اول تیم ملی همان رقیب چغر همیشگی نبودافتادن از آنور پشتبام
وصال روحانی
تعریف و تمجیدهای صورت گرفته از تیم ملی فوتبال پس از پیروزی قاطع اخیر برابر سوریه هرچند ریشه در برخی حقایق دارد اما چنان راه افراط را طی کرده که بیم آن میرود به رسم و روال همیشگیمان و طبق روندی تکرار شونده در فوتبالمان، ما را از جاده حقیقت و مسیر عقلایی دور کند. این عادت ما و ورزشمان است که با افراط و تفریط، از یکور پشتبام به زمین بیفتیم. اگر بردی به دست آید که پرگل و در بر دارنده نشانههای اقتدار باشد چنان بهبه و چهچه میکنیم که گوش فلک کر میشود و به محض به ثبت رسیدن یک ناکامی قابل توجه از آنور پشتبام زمین میافتیم و چنان بدبینی پیشه میکنیم که انگار زمان مرگمان رسیده و در سالهای قبلی نیز بیهوده زیستهایم.
شکی نیست که مارک ویلموتس بسیار بیشتر از سلف خود (کارلوس کیروش) قابلیتهای تهاجمی تیم ایران را آزاد و رها کرده و به آن فرصت و مجال رشد و نمایش داده و اگر در دوره کار سرمربی پرتغالی سابقمان به سبب سلامتجوییهای وی و دل بستن او به نتایجی محکم در قفسهای تاکتیکی وی گرفتار آمده بودیم، سرمربی بلژیکی فعلی ما به چنان چیزهایی معتقد نیست و ایدهآل و هدف او اجرای یک فوتبال تهاجمی دائمی است که حتی پس از زدن چهار پنج گل نیز سیر نشود و همچنان راه سقوط هرچه بیشتر سنگر رقبا را بجوید. این خصلت سبب شده امثال آزمون، جهانبخش، انصاریفرد و همچنین طارمی و ترابی که در گذشته با قطرهچکان و ذرهذره و فقط «نیمگل نیمگل» (!) میزدند، اینک جای پای محکمی برای بهراه انداختن جویهای گلزنی بیابند و یکیشان هتتریک هم بکند و استمرار این فضا و ادامه یافتن این شرایط به این معناست که تیم ملی از این پس به درجات اولیتری از مهارتهای تهاجمی خواهد رسید و به چنان گلها و گشایشهایی خواهد رسید که در دوره کار کیروش حتی تصور آن نیز ناپخته و اجرای آن غیرممکن نشان میداد.
با این حال فضای بازی پنجشنبه شب تهران و کیفیت متوسط - و به واقع ضعیف - تیم سوریه به گونهای بود که تعیین یک معیار دقیق و قاطع را از جانب ما برای تشخیص قدرت واقعی یوزها غیرممکن میساخت و شاید روایت و توصیف بهتر این باشد که بگوییم نمایش درهم ریخته از جانب سوریها، تیم ملی ما را به دستاوردهایی رساند که در حالت عادی و در سالهای اخیر معمولاً از دسترس ما دور میماند. گلهای اول و دوم که محصول پاسکاریهای سریع و صحیح حملهوران ما در عمق خط دفاع سوریها بود، البته بیشتر از آمادگی ذهنی و بیداری جسمانی ما نشأت میگرفت تا از ضعف رقیب اما گلهای سوم و چهارم که توسط مهدی طارمی به دست آمد، بیشتر محصول ضعف چشمگیر مردان سوری بود و نقش طارمی در آنها یک نقش کاملاً برجسته و رشکبرانگیز نبود. او روی گل سوم ما البته قیچی برگردان خوبی زد اما دروازهبان سوریه به اندازه کافی وقت داشت که به سمت و سوی لازم خیز بردارد و توپ ارسال شده از ناحیه تیر یک به سمت تیر 2 را دفع کند و توپ چنان شتاب و قدرتی هم نداشت که تصور کنیم مهار آن توسط این سنگربان غیرممکن بوده است. وی در آن لحظه فقط شرایط را تماشا و ورود توپ به درون دروازه تیمش را مشایعت کرد و روی گل چهارم ما هم که با ضربه سر طارمی در پی یک کرنر ثبت شد، توپ درست به نقطهای ارسال شد که دروازهبان رقیب ایستاده بود و در حالی که وی میتوانست توپ را مهار و یا لااقل دفع و از خود دور کند، اجازه داد توپ از میان و بالای دست او وارد دروازه شود و نتیجه به صفر-4 تغییر یابد. نتیجهای که بعداً با گل فرصت شناسانه اللهیار صیادمنش در واپسین دقایق به صفر-5 هم بالغ شد و کار ما را پر رونقتر و بساط سوریها را کمرنگتر کرد.
در مجموع یک مسابقه خوب، شبی پربار و نتیجهای امیدبخش را تجربه کردیم اما نقش و سهم بد بودن سوریها و میزان نمایش پایینتر از انتظار آنها در شکلگیری این نتیجه کمتر از میزان آمادگی و صلاحیت ما نبود و اگر به دو کفه ترازو روی بیاوریم، شاید اختصاص یک نسبت 50-50 به هر دو فاکتور و برابر شمردن قابلیتهای ما و ضعفهای رقیب به یک اندازه ما و سوریها را به سوی چنان نتیجهای سوق داده باشد.
این گمانهزنی زمانی واقعیتر و منطقیتر جلوه میکند که به یاد بیاوریم در پیشینه رویاروییهای پرشمار ما و سوریه، این رقیب فقط یک بار و آن مرتبه نیز در تهران بدین شکل از هم پاشیده بود و در سایر موارد سوریها وبال گردن ما شده و بارها نفرات ما را در راه کسب بردها جان بهلب کرده بودند و تک گلهای ما و اختلاف اندک ما و سوریه در نتایج حاصله حکایت از این داشت که رقیبی چغر و پرزور و جنگنده داریم که اگر هم جنگ فنی را به ما ببازد، در ستیزهای فیزیکی کم نمیآورد و با هر حرکت ما به سمت جلو به پز و قالب تازهای درمیآید و با هرگونه پیشروی ما در زمینش به طرق مختلف مقابله میکند و با استادیاش در اجرای فوتبالهای فرسایشی و فیزیکی و مبتنی بر توان جسمانی قدرت خنثی کردن اکثر تهاجمها را دارد و اگر هم ببازد، با کمترین فاصله تن به چنین فرآیندی خواهد داد. «سوریه هفته گذشته» به رغم بهرهگیری از برخی مهرههای نامآشنایش مثل عمرالسوما کاملاً متفاوت با شرح و وصفی نشان داد که برایتان آوردیم و خبری از مقاومت جسمانی و استحکام فیزیکی معروف این تیم که ما و سوریه و عراق را واجد صفاتی مشابه و برخی تشابههای دیگر میسازد، نبود و تیمی مقابل ما ایستاده بود که نه فن و هوش لازم برای خواندن حرکات تهاجمی ما را داشت و نه توان جسمانی گذشتهاش برای فرسوده کردن ما. میتوان اذعان داشت که تیم ملی ما نیز خواهندهتر و تهاجمیتر از دوران 8 ساله زمامداری کیروش عمل کرد اما این تنها دلیل ثبت نتیجه درخشانی نبود که به چشم دیدیم و اگر آن را تنها سبب بینگاریم، فقط خود را فریفتهایم.
عیار حقیقی تیم ملی ما در شروع دوران ویلموتسیاش عصر سهشنبه این هفته و در بازی با تیم بسیار پرمایهتر کره جنوبی در شهر سئول روشن خواهد شد و اگر بخواهیم واقعبینتر باشیم، چنین عیاری فقط زمانی چهره خواهد نمایاند که 10 الی 12 بازی را با هدایت این مرد 50 ساله بلژیکی پشت سر بگذاریم و ببینیم با او و سیستمهای وی چهکارهایم و حریفان قدرتمند با چنین تیمی چگونه برخورد و مقابله خواهند کرد.
رها شدن تیم ملی ما از تمام احتیاطهای افراطی و بیم از ارائه همه تواناییهای تهاجمیاش البته اتفاق خوبی است اما همه چیزی نیست که آینده ما را شکل میدهد و تنها سنگ محک و ملاک شناسایی ما نخواهد بود. صبورتر باشیم و «ایران واقعی» و میزان توانایی واقعی یوزها را در دوره جدید فعالیتهایش مقابل رقبایی برآورد کنیم که برخلاف سوریه هفته گذشته سرشان به تنشان بیارزد.
پربازدیدترینهای روزنامه ها

