یحیــی استاد تصمیم‌های خاص

علی مغانی


یحیی گل‌محمدی استاد تصمیم‌های غیرمنتظره است. چه زمانی که فوتبالیست بود و یکی از حساس‌ترین پنالتی‌های تاریخ فوتبال ملی را به سبک آنتونین پاننکا و با ضربه «چیپ» به دروازه‌بان تیم ملی چین تقدیم کرد، چه در سال 91 که سرمربیگری صبای قم که سهمیه لیگ قهرمانان آسیا در دست داشت را رها کرد و ترجیح داد در پرسپولیس دستیار مانوئل ژوزه باشد و چه در سال 95 که بعد از دو قهرمانی در جام حذفی و قهرمانی در سوپر لیگ، از ذوب‌آهن جدا شد و بعد از چند ماه خانه‌نشینی به لیگ آزادگان کوچ کرد و روی نیمکت اکسین البرز نشست.


حتی در روزهایی که نیمکت تراکتورسازی به یحیی پیشنهاد شد، خیلی‌ها می‌گفتند پذیرش مربیگری تراکتور، مثل قدم گذاشتن در میدان مین است چرا که تراکتور با انبوه هوادارانی که جز قهرمانی به چیزی راضی نیستند، از حضور در فصل نقل و انتقالات محروم بود و باید با «پنجره بسته» فصل را آغاز می‌کرد اما «آقای تصمیم‌های غیرمنتظره» با آن ظاهر آرام و با آن شمرده حرف زدن خاصش، ماجراجویی تازه‌ای در سر داشت و پیشنهاد تراکتوری‌ها را قبول کرد. یحیی با فرزین گروسیان، گلر سوم سابق استقلال، محمد نادری گمنام و مدافع ثابت این روزهای پرسپولیس، فاخر تهامی، علی طاهران و محمدرضا آزادی که آن موقع فقط 17 سال داشت، با تراکتور به لیگ آمد و اگرچه بهار تبریز را ندید اما همان موقع به فوتبال ایران ثابت کرد که «دل شیر» دارد.
یحیی البته پیش از این هم شجاعت خودش را به رخ کشیده بود؛ وقتی در سال 91 مانوئل ژوزه خیلی زود از نیمکت پرسپولیس اخراج شد، تیم را در دست گرفت و با قرمزها تا فینال جام حذفی هم پیش رفت. در آن مقطع، مهدی مهدوی‌کیا به پرسپولیس برگشته بود تا با تیم محبوبش از فوتبال وداع کند اما یحیی، بی‌توجه به فشاری که از سکوها به او وارد می‌شد، شجاعانه به تصمیمی که به عقیده خودش درست بود پایبند ماند و مهدوی‌کیا را روی نیمکت نشاند. او در بازی مقابل سپاهان در فینال جام حذفی، همین رویه را پیش گرفت و به همبازی سابقش مهدی، بیشتر از 5 دقیقه فرصت بازی نداد. شاید خیلی‌ها به خاطر نداشته باشند در همان بازی مشهور که پرسپولیس قهرمانی جام حذفی را با دو پنالتی هدر رفته مرحوم هادی نوروزی و رضا حقیقی به سپاهان واگذار کرد، یحیی دیگر ستاره تیمش یعنی علی کریمی را هم بیرون کشید و میثم نقی‌زاده را به زمین فرستاد.
فوتبال بازی بی‌رحمی است. در همان فینال، ثانیه‌هایی بعد از اینکه محمد نوری در وقت اضافه پرسپولیس را جلو انداخت، محسن بنگر توپ را به تیر افقی سپاهان کوبید. اگر آن توپ بنگر گل شده بود، شاید سرنوشت مربیگری یحیی هم تغییر می‌کرد اما توپ به جای تور به تیر نشست و قهرمانی جام حذفی از دست رفت تا گل‌محمدی در قامت یک مربی ناکام، پرسپولیس را ترک کند.
طعنه‌آمیز است که یحیی گل محمدی بیشتر از مهدی مهدوی‌کیا، علی کریمی و علی دایی، پیراهن پرسپولیس را پوشیده اما هیچ وقت از نگاه هواداران متعصب روی سکو، به اندازه ستاره‌های محبوب‌شان «پرسپولیسی» قلمداد نشد. شاید به این دلیل که او از بانک تجارت به تیم ملی راه پیدا کرد و بعد از مدتی دور شدن از سطح اول فوتبال ملی، با فولاد دوباره به تیم ملی رفت و حتی فوتبالش را هم در صبا باتری تمام کرد و آن هنگام که دوقطبی «گل‌محمدی- مهدوی‌کیا» شکل گرفت، این یحیی بود که بازنده این نبرد شد.
یحیی گل‌محمدی بعد از 15 اردیبهشت 92 که فینال جام حذفی را باخت تا امروز، راهی طولانی پیموده و حالا یکی از مربیانی است که از او به‌عنوان یکی از گزینه‌های جانشینی برانکو نام برده می‌شود اما یحیی 50 ساله، خوب می‌داند ورود به رختکن تیم برنده، مربیگری تیمی که سه فصل پیاپی قهرمان لیگ شده و فصل پیش دبل کرده و جانشینی مربی بسیار محبوبی مثل برانکو، چقدر می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد. نخستین لغزش احتمالی همان و برآشفتن سکوهایی که هنوز غم از دست دادن برانکو را فراموش نکرده‌اند، همان. اگر گل‌محمدی با قبول پیشنهاد تراکتوری‌ها خطر کرده بود، با پذیرفتن پیشنهاد پرسپولیس در این مقطع خاص، خطر به مراتب بزرگتری را به جان می‌خرد اما او استاد تصمیم‌های غیرمنتظره است.
در جام ملت‌های 2004 وقتی یحیی پنالتی‌اش را از دست داد، عادل فردوسی‌پور جمله‌ای ماندگار گفت: «چه وقت چیپ زدن بود آقای گل محمدی؟‌». یحیی مربی خوبی است که بالاخره روزی به پرسپولیس برمی‌گردد. امسال، سال آینده یا سال‌های دیگر اما او آنقدر باتجربه شده که وقتی به نیمکت قرمزها برگردد، این بار کسی نگوید: «این چه وقت برگشتن بود آقای گل‌محمدی؟»