بازگشت ترامپ به برجام!

در پی اعلام مقامات ایرانی درباره افزایش میزان اورانیوم تولیدی، دونالد ترامپ با عجله توییت کرده که ایران از سقف اورانیوم تعیین‌شده تمرد می‌کند! مقامات انگلیسی نیز گفته‌اند که اگر ایران از این سقف بالاتر برود، طبعا خلاف برجام است و آنان گزینه‌های دیگری را در دستور کار قرار می‌دهند. هر دو این اظهارنظرها به نحوی نشان‌دهنده‌ ماهیت عریان سیاست بین‌الملل است. ترامپ که بی‌هیچ منطقی از برجام خارج شده و اصلی‌ترین تعهدات خود در برجام را نقض کرده، اکنون مدعی است که ایران سقف اورانیوم را رد می‌کند؛ سقفی که براساس برجام تعیین شده و علیرغم این‌که آمریکا یک‌سال است که از آن خارج شده، ولی ایران همچنان به مفاد برجام پایبند مانده است. حالا آقای ترامپ یادش افتاده که برجامی هم هست و سقفی برای ایران تعیین کرده که نباید از آن فراتر برود. گویی که این یک تفاهم یک‌سویه بوده و هیچ تعهدی را برای طرف مقابل باقی نگذاشته است. مشکل این‌جاست که ترامپ این توافق را پاره کرده، پس دیگر چرا به آن استناد می‌کند؟ این کار یا ناشی از نابخردی است یا به دلیل ذهنیت یک‌ سویه‌ قدرت است که همه باید حرف او را گوش کنند. خب اگر ترامپ می‌خواهد چنین سقفی رعایت شود، چرا به برجام بازنمی‌گردد؟
ولی اظهارات سخنگوی دولت انگلیس غیرمنطقی‌تر است، زیرا آنان در برجام حضور دارند و به خوبی می‌دانند که برجام یک کل تجزیه‌ناپذیر است. چنین نیست که دو فصل جداگانه داشته باشد. تعهدات طرفینی است.   اگر مهمترین طرف مذاکره که آمریکا باشد، نقض عهد کرده است، کشورهای اروپایی باید با آن مخالفت موثر و جدی کنند و به اظهارات شفاهی بسنده نکنند. مگر ممکن است که کشوری خود را ملزم به تعهداتی کند، ولی طرف مقابل از ایفای تعهدات خود سر باز زند؟
واقعیت این است که منطق نظام بین‌المللی مبتنی بر قدرت است، هر که قدرت بیشتری دارد، می‌تواند زور بگوید، ولی همین منطق نیز حدی دارد. برای مثال اگر کسی زور بیشتری دارد و در صف از من و شما جلو می‌زند،‌ شاید کوتاه بیاییم، ولی هنگامی که این فرد به دلیل زور بیشتر خودش، قصد مال یا جان ما را بکند، برخورد و مقاومت می‌کنیم. اصل پذیرش برجام مبتنی بر واقعیت نظام بین‌المللی بود، ولی این حد از نقض عهد و نادیده‌گرفتن حقوق دیگران قابل پذیرش نیست و جهان را وارد یک نوع از بی‌قانونی محض می‌کند.