اینستکس، فرصتی برای آزمودن اتحادیه است

بعد از تحریم بزرگی که علیه اقتصاد کشورمان صورت گرفت و نظام بانکی مورد تحریم جامع آمریکا واقع شد، سوئیفت هم در ارتباط با فعالیت نقل و انتقال وجوه برای نظام بانکی در مرحله ثانویه برای برخی از بانک‌ها بسته شد. تحریم نظام بانکی به دو صورت انجام شد؛ در تحریم اولیه هیچ‌کدام از شرکت‌های آمریکایی و شرکت‌هایی که سهامدار آمریکایی دارند، حق داد و ستد و معامله و نقل انتقال وجوه با بانک‌های ایرانی را ندارند و در تحریم ثانویه شامل برخی دیگر از بانک‌ها نیز شد به گونه‌ای که به هیچ عنوان نمی‌توانستند نقل و انتقال انجام دهند. این تحریم شامل حال بیشتر بانک‌های ما شد و تنها برخی از بانک‌ها می‌توانستند معاملات ثانویه را در جایی که نه شرکت آمریکایی و نه سهامدار آمریکایی داشته باشد، انجام دهند که این مرحله در سال گذشته مسکوت باقی ماند. بعد از آن وقتی قرار شد اتحادیه اروپا از تحریم‌های آمریکا تبعیت نکند و نفت مورد تحریم قرار گرفت و اتحادیه اروپا هم تصمیم گرفت که از ایران نفت خریداری نکند، اتفاقی که پیش آمد این بود که وقتی بانک‌ها نمی‌توانند کارآیی داشته باشند، اتحادیه اروپا ابزار جدیدی به جای سوئیفت برقرار کند تا نقل و انتقال وجوه برای معاملاتی که ایران با کشورهای اتحادیه اروپا دارد از آن طریق صورت بگیرد که البته متعاقب اعلام شرکت اینستکس در زمستان سال 97، برخی از کشورها مثل روسیه، چین و حتی اعلام آمادگی هند هم در ارتباط با همکاری اینستکس مطرح شد. بنابراین اینستکس در جایی صورت می‌گیرد که ایران بخواهد با اتحادیه اروپا داد و ستد داشته باشد و نقل و انتقال از طریق اینستکس همانند سوئیفت عمل می‌کند. چیزی مثل طرح شتاب داخلی که بانک‌ها و مردم می‌توانند با هم ارتباط داشته باشند، بین ایران و اتحادیه اروپا برقرار می‌شود. این شرکت با سرمایه سه هزار یورو تسهیل، هیات مدیره‌اش تعیین و مدیرعاملش هم یکی از بانک‌های آلمان بود که قرار شد مشابه آن هم در ایران توسط بانک مرکزی شکل بگیرد و با مشارکت دو بانک و سازوکاری که بانک مرکزی تدوین کرده بود، به‌وجود آمد که داد و ستدها از طریق شرکت اینستکس در اتحادیه اروپا و شرکتی که مجوز تاسیس آن در اداره ثبت ایران داده شد، انجام شود. این سازوکار از اسفند سال گذشته تا فروردین امسال صورت گرفته و منتظریم عملیاتی شود. در بحث عملیاتی شدن‌ها این موضوع مطرح شد که اتحادیه اروپا از ایران نفت نمی‌خرد، بنابراین درآمدی شکل نمی‌گیرد که ایران بخواهد از محل ارز حاصل از فروش نفت در اروپا، خریدهای مورد نیاز خود را انجام دهد. این یک نکته کلیدی بود که اتحادیه اروپا از ما نفت خریداری کند و ارز حاصل از فروش نفت را در اینستکس نگهداری کند و متعاقب آن خریدهای ایران از محل ارز حاصل از فروش نفت تحقق پیدا کند. نکته دیگری که ایران بیان می‌کند این است که تا زمان اجرایی شدن این عامل اتحادیه اروپا بتواند خط اعتباری برقرار کند تا از محل آن خط تا زمانی که تحقق خرید نفت از ایران صورت اجرایی پیدا کند، آن خط اعتباری بتواند واردات مورد نیاز ایران را شکل دهد و تحقق بخشد. در قانون بودجه سال 98 مجموعا 21 میلیارد دلار برای واردات توسط دولت و مجلس دیده شد که به صورت قانون درآمد. 14 میلیارد دلار مربوط به دارو و کالاهای اساسی که بخش عمده آن مواد غذایی به‌علاوه نهاده‌های کشاورزی مورد نیاز است که آنهم جزو غذا محسوب می‌شود. بنابراین دو سوم از ارزی که برای سال 98 در نظر گرفته شده به کالای اساسی و دارو مربوط است. این رقم پایینی نیست و حجم پایینی را تشکیل نمی‌دهد. بنابراین اگر اینستکس شکل اجرایی و عملیاتی پیدا کند، حتی اگر در حد دارو و مواد غذایی هم خلاصه شود، سالانه حدود 14 میلیارد دلار است که رقم پایینی نخواهد بود. نکته دیگر این که به رغم اشکالاتی که می‌توان به اینستکس گرفت و هنوز ابهاماتی وجود دارد و باید نقل و انتقال صورت بگیرد تا ببینیم اتحادیه اروپا در عمل چه خواهد کرد، تا زمانی که تحقق پیدا نکرده، نمی‌توان به این سیستم دل بست بلکه باید در عمل دید که چه اتفاقی می‌افتد. نکته این است که اگر ایران اینستکس را نپذیرد بهانه خیلی خوبی به جامعه بین‌المللی می‌دهد که ایران هم از برجام خارج شده است.
ادامه صفحه 16