يك جو مسئوليت‎!‎

قضيه ازدواج دوم يكي از هنرپيشه‌هاي فيلم‌هاي تلويزيونی و سينمایی، بازتاب بزرگي در فضاي مجازي پيدا كرده است. ‏موضوعي كه روزنامه‌ها نيز ناچار از ورود به آن هستند. در اين ارتباط توجه به چند نكته ضروري است‎.‎
‏1ـ واقعيت اين است كه اين‌گونه اخبار براي جامعه جذابيت‌هاي خاص خود را دارد. انگيزه نوعي از غيبت و بدگويي يا تعريف ‏كردن‌های خاله‌زنکی را پاسخ مي‌دهد، لذا توجه همگان را جلب مي‌كند. به همين علت در جوامع غربي ايجاد عمدی و آگاهانه اين ‏خبرها نيز جذابيت‌هاي خاص خود را دارد و به شهرت افراد مي‌افزايد! به دلیل همین جذابیت‌ها خبرنگاران ويژه‌اي (پاپاراتزي) ‏دنبال كسب اين اخبار هستند، به طوري كه زندگي روزمره افراد (مشهور به سلبريتي) را زير ذره‌بين دارند و حتي آنان را تعقيب ‏مي‌كنند! ظاهرا در ايران خوشبختانه هنوز به اين مرحله نرسيده‌ايم والا چگونه ممكن است كه اين آقاي هنرپيشه با همسر ديگرش ‏چند‌سال مخفیانه زندگي كند و خبرش مثل بمب نتركد؟‎!‎
‏2ـ برخي ازجمله خود آقاي هنرپيشه مدعي‌اند كه اين مسأله جزو حريم شخصي و زندگي خصوصي آنان است و نبايد ديگران در ‏آن ورود كنند. به نظر اين ادعا درست نيست. افراد مشهور نان شهرت و محبوبيت خود را مي‌خورند، به همين اندازه نيز زندگي ‏آنان زير ذره‌بين جامعه و مردم است. چگونه هنگامي كه وارد يك فعاليت خيريه مي‌شوند، دربه‌در دنبال رسانه مي‌گردند كه فعاليت ‏آنان را معرفي كند. بنابراين دور اين تصور را بايد خط كشيد كه حوزه خصوصي آنان مثل ساير مردم است. چند‌سال پيش يك ‏روانشناس كه در تلويزيون توصيه مي‌كرد با فرزندان خود مهربان باشيد و کتک زدن آنان را محکوم می‌کرد، ديده شد كه در يك ‏ويلاي شمال با چوب دنبال پسر نوجوانش افتاده بود تا او را كتك بزند! آيا مي‌توان انتشار این امر را خصوصي ‏دانست؟! بنابراين کسانی که از منافع بهره‌مند می‌شوند بايد هزينه‌های شهرت را نيز پرداخت کنند‎.‎
‏3ـ هزينه شهرت را بايد پرداخت ولي چگونه؟ متاسفانه عده‌اي هستند كه با راه‌اندازي يك صفحه اينستاگرامي اخبار مربوط به اين ‏حوادث را منتشر مي‌كنند. تا اينجا مشكلي نيست. ولي با باز گذاشتن بخش نظرات مردم، موجب مي‌شوند كه افراد زيادي وارد ‏صفحه شوند و هر چيزي را خواستند بنويسند. راست و دروغ، تعريف و توهين و... چه بسا افراد را مورد هتك حيثيت قرار دهند. ‏اين كار فقط براي جذب مخاطب صورت مي‌گيرد، ولي به قيمت توهين به ديگران. در اين مورد نيز شاهد چنين وضعي با ‏توهين و فحاشي نظردهندگان مواجهيم. مسئوليت صاحبان صفحه كجا رفته است. آنان بايد در برابر مطالب مذكور ‏مسئوليت‌پذير باشند. ابتدا نظرات را ببينند، سپس اگر حاوي توهين و اتهام نبود آن را منتشر كنند. در غير اين صورت بايد از آنان ‏شكايت و ادعاي خسارت مادي و معنوي كرد. اين طوري اگر پيش برويم جز تخريب يكديگر كار ديگري نمي‌توانيم انجام دهيم. ‏نظردهندگان در چنين چارچوبي و براي ديده شدن هرچه بيشتر، علاقه‌مند به توهين و هتاكي مي‌شوند و حقوق ديگران را ضايع ‏مي‌كنند. اگر صاحبان اين صفحه‌ها يك جو مسئوليت‌پذيري داشتند، اجازه نمي‌دادند كه نظراتي حاوي فحش و توهين و ايراد اتهام ‏علیه دیگران در صفحه آنان منتشر شود‎.‎