روزنامه شهروند
1398/04/12
آن همه بودجه فرهنگی چه حاصلی دارد؟
سیاوش باقی| آقای سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روز گذشته در اجلاس معاونان عمرانی استانداریهای کشور به نکاتی اشاره کردند که قابل تامل است. آقای صالحی میگویند: «بیش از هزار شهر در کشور از امکان سینما بیبهرهمند هستند و براساس آمارها حدود ۸۸درصد مردم کشور تاکنون به سینما نرفتهاند.» البته به نظر میرسد وزیر در مورد آمار شهروندانی که تاکنون به سینما نرفتهاند، عدد دقیقی نگفته یا به آمار جدیدی ارجاع دادهاند. پیش از این، یعنی در اسفند سال 97، مرکز افکارسنجی دانشجویان، ایسپا، نتایج نظرسنجیهایی را منتشر کرد که آنها هم نشان میداد بخش بزرگی از ایرانیها به سینما نمیروند یا بسیار کم میروند. آماری که البته با گفته آقای صالحی متفاوت بود. براساس نظرسنجی ایسپا، 30درصد مخاطبان اعلام کرده بودند که در عمرشان به سینما نرفتهاند. اگر این درصد را با کسانی که در سهسال گذشته تنها یک بار به سینما رفتهاند یا قبل از آن به سینما رفتهاند، جمع کنیم، نزدیک به 80درصد مردم به سینما نمیروند.بر اساس همان نظرسنجی که گفتیم، مشخص شده که 80درصد ایرانیها اصلا به کنسرت نرفتهاند و تعداد کسانی که خود را مخاطب کنسرت میدانند، حدود 10درصد است. آمار درباره تئاترروها از این هم پایینتر است، به طوریکه حدود 90درصد مردم تا امروز به تئاتر نرفتهاند و تنها 5درصد از جمعیت، خود را تماشاگر دایمی تئاتر محسوب میکنند.
این اعداد میتوانست قابل هضم باشد اگر تئاتر و کنسرت را نوعی سرگرمی فانتزی به حساب آوریم و تصور کنیم ایرانیها وقت بیشتری برای دیگر محصولات فرهنگی صرف میکنند. اما اشاره کردن به تیراژ کتاب و نشریات کافی است تا به این نتیجه برسیم که فاجعه تمام عیار است و جای تردیدی باقی نمیگذارد. در مورد کتاب تنها کافی است اشاره کنیم که تیراژ هر کتاب در دهه 40 با جمعیتی حدود 25میلیون نفر دستکم 10هزار نسخه بوده. امروزه جمعیت بیش از سه برابر شده، اما تیراژ کتاب زیر هزار نسخه آمده است. در مورد تعداد نسخههای چاپشده و فروش روزنامهها و مجلات هم به اندازه کافی گفته شده و تکرارش ملالآور است.
برگردیم به صحبتهای آقای صالحی که به درستی میگویند بخش بزرگی از مردم کشور به سینما دسترسی ندارند و از آن استفاده نمیکنند. به اضافه همه آن آماری که نشان میدهد تقریبا 90درصد جمعیت کشور از محصولات فرهنگی شامل کتاب و تئاتر و کنسرت استفاده نمیکنند. اگر نخواهیم موسیقی خالتور و بازاری و تماشای تلویزیون را کاری فرهنگی حساب کنیم، باید اعتراف کنیم که از نظر فرهنگی با جامعهای فقیر طرفیم؛ فقری که البته در تعداد پروندههای گشوده در محاکم و در رانندگی در خیابان و عادات زندگی شهری ما خود را نشان میدهد و ما با این سوال مواجهیم که همه آن هزاران میلیارد بودجهای که سالبهسال به نام فرهنگ به مراکز و نهادهای مختلف اختصاص پیدا میکند -و البته سهم کوچکی از آن هم به وزارت ارشاد میرسد- چه تاثیری بر جامعه و سبک زندگیاش گذاشته است؟ این همه صرف بودجه اگر درست هزینه میشد، حداقل میتوانست کشور را از نظر فرهنگی در حد دهههای قبل نگه دارد و اینطور به قهقرا نرویم. باید پرسید درباره کارکرد این مبالغ چشمگیر که درصد بزرگی از بودجه کشور را شامل میشود، چه مطالعه جامعی صورت گرفته و از خروجی آن چه تصویر روشنی وجود دارد.
شاید گفته شود که بودجههای فرهنگی صرف فعالیتهایی میشود که الزاما با برگزاری نمایش یا ساخت فیلم و آثار موسیقی مرتبط نیستند. حتی این را هم اگر قبول کنیم، منطقی نیست که پس از چند دهه فعالیتهای مورد نظر به وضعیتی منجر شده باشد که تنها 10درصد مردم کشور به محصولات فرهنگی رایج و شناختهشده اقبال نشان دهند. تازه اینکه کیفیت همین محصولات فرهنگی چیست و آن 10درصد چی گیرشان میآید بماند. وضعیتی که تقریبا هیچکس از آن راضی نیست و حداقل آنچه در خیابان دیده میشود، دل اهالی فکر را از هر نحلهای که باشند، میسوزاند، آن هم در جامعهای که دغدغهاش فرهنگ و تعالی انسانهاست.
اگر شورایعالی انقلاب فرهنگی و دیگر نهادهای بالادستی حساسیت بیشتری نشان میدادند، احتمالا باید صرف این هزینهها سامانی میگرفت و بابت مسیری که تا امروز رفتهایم، همه مثل آقای صالحی زنگ خطرها را به صدا درمیآوردند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
هیولای خفته در کمین مسافران تابستانی
شنود فقط در شرایط خاص
ماجرای چادرنشینی کرمانشاهیها چه بود؟
بریم بیایم!
فعالیت 45 پایگاه و پست امدادی ساحلی
خودروهای موعود معجزه میکنند؟
97؛ طلاقیترین سال تاریخ ثبت احوال
تولد ارتش جدید عراق در 31 جولای
فوتبال چگونه قانون بازنشستگی را دور زد ؟
ژنهای خوب ابدیاند!
چه مجازاتی در انتظار تولیدکنندههای بیت کوین است ؟
مسکن ارزان میشود به این سه دلیل
آن همه بودجه فرهنگی چه حاصلی دارد؟
روزی که Ctrl+V فاجعه آفرید
تكليف مالايطاق

