روزنامه فرهیختگان
1398/04/15
بازخوانی خاطرات رئیس جمهور در دهه ۸۰؛ «راه طیشده» روحانی
سوت پایان دوران صبر استراتژیک ایران به صدا در آمده و حالا وزیر امور خارجه کشورمان دیگر نه با ظرافت که باصراحت تاکید دارد اجرای تعهدات برجامی ایران پایاپای با اروپا خواهد بود. از این رو ایران تا زمانی خود را متعهد به اجرای کامل برجام میداند که طرفهای اروپایی نیز تعهدات اقتصادی خود را انجام دهند. اروپاییها بعد از مدتها وقتکشی از طرح پیشنهادی خود برای تامین منافع ایران در توافق هستهای با عنوان اینستکس رونمایی کردند. طرحی که طرفهای ایرانی تاکید دارند برای اجرای تعهدات برجامی اروپا کافی نیست و در خوشبینانهترین حالت ماشینی زیبا ولی بدون بنزین است که در نتیجه کاراییاش هیچخواهد بود. بر این اساس از یکشنبه 16 تیرماه گام دوم کاهش تعهدات برجامی ایران آغاز خواهد شد. رئیسجمهور در جلسه چهارشنبه هیات دولت اعلام کرد در ۱۶ تیرماه سطح غنیسازی ایران دیگر 67/3 نخواهد بود و این تعهد را کنار گذاشته و به هر مقداری که ضرورت و نیاز ما باشد، ارتقا خواهیم داد و در صورت عدم اقدام عملی متعهدانه از سوی طرفهای مقابل رآکتور اراک نیز به شرایط سابق باز خواهد گشت. روال طیشده در مذاکرات هستهای موسوم به برجام و واکنشهای کشورهای اروپایی را میتوان در آینه مذاکرات سال 82 جستوجو کرد. مذاکراتی که تا سال 84 ادامه یافت و درنهایت به تعبیر حسن روحانی دبیر شورایعالی امنیت ملی و مسئول تیم مذاکرهکننده وقت، اگر نگوییم هیچآوردهای نداشت باید بگوییم ما به ازای اندکی دریافت کردیم. بگذریم که علی لاریجانی معتقد بود: «در غلتان دادیم و آبنبات گرفتیم!» آنچه در ادامه میآید مرور رویه اروپاییها در مذاکرات دهه 80 به روایت حسن روحانی در چاپ سوم کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هستهای است. پیشدستی مجلس ششم و رئیس دولت اصلاحات در پذیرش پروتکل و تعلیق! «تعدادی از نمایندگان مجلس، طرح سه فوریت برای الزام دولت به پذیرش پروتکل الحاقی را امضا کرده و در پی آن بودند آن را تقدیم مجلس کنند. به رئیسجمهور گفتم که اگر طرح سه فوریت در مجلس مطرح شود، من استعفا میدهم. گفتم ظاهرا مجلس از آغاز کار، کارشکنی را شروع کرده است. در این زمینه من و آقای خاتمی با آقای کروبی (رئیس مجلس) صحبت کردیم تا این طرح متوقف شود و در مجلس مطرح نشود. خوشبختانه ایشان مانع شد و طرح در صحن علنی مطرح نشد، ولی متاسفانه سفرای اروپایی از تهیه این طرح در مجلس باخبر شده بودند. سومین مساله این بود که پیش از آنکه وزرا به تهران برسند، رئیسجمهور در مصاحبهای مطبوعاتی اعلام کرده بود که ما تعلیق را میپذیریم. با شنیدن این مطلب به تیم مذاکرات گفتم در مورد پروتکل که در مجلس طرح سه فوریت تهیه کردهاند، تعلیق را هم رئیسجمهور اعلام کرده، من دیگر قرار است بر سر چه موضوعی مذاکره کنم؟!» صفحات 173تا 174درمورد هماهنگی سه کشوراروپایی با آمریکا نباید تردید کرد «در مورد اینکه انگلیس با آمریکا کاملا هماهنگ بود، نباید تردیدی داشت، حتی طبق اطلاعاتی که به دست ما رسیده بود، پس از مذاکرات تهران جک استراو بلافاصله تلفنی با پاول صحبت کرده بود. بعدها انگلیسیها بهصراحت به ما گفتند که باید بهنوعی موافقت آمریکا را هم جلب کنیم. در مقطع خرداد ۱۳۸۴ هم، زمانی که اروپاییها پذیرفتند ما اصفهان را راهاندازی کنیم، جک استراو به همین منظور به واشنگتن رفت، اما نتوانست آنها را قانع کند. و در نتیجه سه کشور هم نتوانستند در این مورد به تصمیم نهایی برسند، بنابراین در مورد اینکه اروپاییها (سه کشور) با آمریکاییها بهنوعی هماهنگی داشتند، نباید تردید کرد. اما اینکه گفته شود آنها کاملا مثل هم فکر میکردند، تعبیر درستی نیست... سه کشور اروپایی ابتدا به ایران نامه نوشتند (مرداد ۱۳۸۲) و بعد علیه ما قطعنامه تهیه کردند (شهریور ۱۳۸۳).»
صفحات 200 تا 201
نامه و فشار سه کشور اروپایی به مدیرکل آژانس برای تغییر تعریف تعلیق! «به دلیل گزارش نگرانکننده تیم مذاکراتی در مورد قطعنامه آتی (نوامبر2003) لازم دیدم که قبل از جلسه شورای حکام، سفری به بروکسل داشته باشم و با سه وزیر اروپایی ملاقات کنم. اعضای تیم مذاکراتی معتقد بودند بر اساس اطلاعاتی که دریافت کردهاند، قطعنامه نامناسبی در حال تنظیم است... از طرفی، بر سر تعلیق هم بحثی به وجود آمده بود، چون آنچه در مذاکرات تهران قبول کرده بودیم، با تفسیر آژانس تا حدی متفاوت بود... سفر بروکسل در تاریخ 26 آبان 1386 و در مقطعی انجام شد که گزارش البرادعی منتشر و پیشنویس قطعنامه در بین اعضای شورای حکام توزیع شده بود... در ملاقات با سه وزیر، اولین بحث من با آنها این بود که ما همه اقدامات لازم را انجام داده بودهایم و حالا نوبت شماست و مطالبی شنیده میشود که اگر صحت داشته باشد، حالا برای ما غیرمنتظره و غیرقابلقبول خواهد بود. گفتم ما بحث اطلاع به شورای امنیت را به هیچ عنوان تحمل نخواهیم کرد. این نقض صریح بیانیه تهران است. به هر شکلی، اگر اسمی از شورای امنیت در قطعنامه برده شود، بیانیه تهران منتفی خواهد شد. دومین نکتهای که مطرح کردم، این بود که گزارش البرادعی به هیچوجه برای ما قابل قبول نیست. گفتم ایشان گزارش دوپهلویی را تنظیم و ارائه کرده است که ما از این اقدام متعجب شدیم... مساله سومی که به آنها گفتم این بود که ما در مذاکرات تهران با هم توافق کردیم که بر مبنای تعریفی که مدیرکل آژانس از تعلیق داشته است، اقدام کنیم. ولی شما برخلاف تعهدتان به البرادعی نامه نوشته و به او فشار آورده و گفتهاید که تعلیق را به صورت وسیعتری تعریف کند. البرادعى به من گفت که سه کشور برای من نامه فرستاده و گفتهاند تعلیق اینچنین تفسیر شود.»
صفحات222 تا 224
مکانیسم ماشه خط قرمز ما بود مقاومت ما باعث عقبنشینی اروپا شد «آمریکا و متحدانش به آژانس و شورای حکام فشار میآوردند که در قطعنامه (اجلاسیه نوامبر 2003) نوعی مکانیسم «ماشه» در نظر گرفته شود. (صفحه 207) در آستانه اجلاس 2003 در پاریس در جلسه مدیران کل سه کشور با تیم مذاکراتی، زمانی که نماینده انگلیس در ضمن مباحث خود به موضوع «اطلاع» دادن به شورای امنیت اشاره کرد، طرف ایرانی بهشدت با اظهارات مقامات انگلیسی برخورد کرد و بحث به اختلاف جدی کشیده شد. در اینجا شفر مدیرکل وزارت امور خارجه آلمان، بهشدت با انگلیسیها برخورد و از موضع ایران حمایت کرد. در ادامه نماینده فرانسه نیز وارد بحث شد و گفت نباید به بیانیه تهران لطمهای وارد شود. تیم مذاکراتی ما گفته بود که از طرف من دستور دارد که در صورت اصرار سه کشور به استفاده از عبارت «اطلاع دادن» به شورای امنیت (inform) بیانیه تهران ملغی اعلام شود. درنهایت در آن جلسه، انگلیسیها عقبنشینی کردند... به اعتقاد من این مقاومتها، سیاست درستی از طرف جمهوری اسلامی ایران بود. این حرکت اولیه لازم بود تا پرونده در مقاطع بعدی هم به هیچعنوان به شورای امنیت ارجاع نشود. در متن قطعنامه، علاوهبر مساله «اطلاع» در مورد بحث «ماشه» هم حساس بودیم و آن را خط قرمز قلمداد کردیم.»
صفحات207 تا 227
برخلاف توافق اروپا به تعهدات خود عمل نکرد و تصویب پروتکل الحاقی را شرط کرد! «در 21 فوریه 2004 (2 اسفند 1382) سفری به وین داشتم. تصمیم بر این بود که این سفر رسانهای نشود. در وین در منزل البرادعی مذاکرات مفصلی با وی داشتم و درنهایت این طرح را با او در میان گذاشتم. گفتم ما حاضریم تعلیق را بر مبنای تفسیر آژانس اجرا کنیم به شرط اینکه پرونده ایران در اجلاس ژوئن بسته شود... با این ملاحظات بود که ملاقات دوم اسفند 82 با مدیرکل آژانس در وین برای زمینهسازی تصمیم مهمی انجام شد. تصمیمی مبنیبر تعهد سه کشور برای بستن پرونده هستهای ایران در اجلاس ژوئن 2004 (خرداد 1383) و همچنین قول ایران مبنیبر آغاز تعلیق بر اساس تعریف آژانس که شامل ساخت قطعه و مونتاژ سانتریفیوژ نیز میشد...دومین توافق ایران و سه کشور اروپایی پس از توافق اول (بیانیه تهران) به نام توافق بروکسل در تاریخ 23 فوریه 2004 (4 اسفند 1382) حاصل شد. بر اساس این توافق،در چارچوب تعهد اروپا برای بستن پرونده در اجلاس ژوئن، ایران پذیرفت که ساخت قطعه و مونتاژ را به حالت تعلیق درآورد....اروپا عملا کاری از پیش نبرد... همانطور که در مصاحبه مطبوعاتی 23 اسفند 82 اشاره کرده بودم در مجموع قطعنامه مارس وضعیت را به شرایط قطعنامه سپتامبر (پیش از مذاکرات با اروپا) برگرداند. انگلیس و فرانسه در توضیح رای خود تصمیم برای عادیسازی پرونده ایران در اجلاس ژوئن را- یعنی آنچه در توافق بروکسل ذکر شده بود- به سه شرط منوط کردند: اول تصویب فوری پروتکل الحاقی در مجلس ایران؛ دوم تصریح مدیرکل بر همکاری کامل ایران و پیشرفت مناسب در حل مسائل آژانس و سوم عدم کشف هرگونه قصور... اروپا نه در بروکسل نه در دیگر جلسات، هیچ بحثی پیرامون تصویب پروتکل نکرده بود... این قسمت کاملا نامربوط بود. با اینکه براساس توافق فوریه بروکسل، پرونده ایران باید در اجلاس ژوئن 2004 بسته میشد، این اتفاق نیفتاد و حتی در مارس و ژوئن 2004، شورای حکام قطعنامههای نامناسبی علیه ما صادر کرد.»
صفحات242 تا 250
نقش ژاپن در پذیرش پروتکل الحاقی «یکی از کشورهایی که راجع به تصویب پروتکل (الحاقی) تاکید فراوان داشت، ژاپن بود. من در اسفند 1382 سفری به هند و ژاپن داشتم. در سفر به ژاپن، در ملاقات با وزیر امور خارجه آن کشور ضمن بحثهای فراوان پیرامون اعتمادسازی و صلحآمیز بودن فعالیت هستهای ایران، وی گفت در ژاپن ما مشغول غنیسازی هستیم و هرچه آژانس خواسته بدون استثنا در اختیارش گذاشتیم. حتی هنگامی که برای بازدید بازرسان، ویزا میخواست گفتیم در توکیو به شما یک ساختمان میدهیم تا تیم بازرسی شما همیشه در اینجا مستقر باشد تا هر ساعتی که بازرسان بخواهند، بتوانند از تاسیسات بازدید کنند. وی گفت ما با این گونه اقدامات اعتماد ایجاد کردیم. آژانس یک تیم در اینجا مستقر و هر ساعت از هر مرکزی که بخواهد بازدید میکند. پروتکل را بدون قید و شرط امضا و بلافاصله تصویب کردیم. به من گفت تا روزی که شما پروتکل را تصویب نکردهاید توقع نداشته باشید دنیا به شما اعتماد کند... درمورد پایان تعلیق هم آنقدر عجله نکنید، بگذارید اعتماد جلب شود!»
صفحه248 اروپا نخواست یا نتوانست به تعهد خود عمل کند! «در مورد توافق بروکسل، این مساله کاملا روشن شد که اروپا نمیتواند در برابر فشار آمریکا بایستد... یعنی ما بهطور کامل به تعهدات خود در مورد توافق بروکسل عمل کردیم ولی اروپا نتوانست یا نخواست به تعهد خود عمل کند و در نتیجه ما به وضع سابق برگشتیم... در واقع اروپاییها در اجرای تعهدی که متقبل شده بودند، ناتوان بودند.» صفحات250 تا 251 اروپاییها میگفتند ما نمیتوانیم شرکتهایمان را مجبور کنیم! «اروپا نمیتوانست به ما تضمین امنیتی بدهد، چون تضمین امنیتی بدون تضمین آمریکا امکانپذیر نبود و اروپا هم توان این کار را نداشت. در گسترش معاملات و تجارت و اقتصاد و تکنولوژی بدون رضایت آمریکا شرکتهای بزرگ اروپایی نمیتوانستند با ایران همکاری داشته باشند. اروپاییها به ما میگفتند ما به شرکتهای خود توصیههای لازم را میکنیم ولی آنها آزاد هستند و نمیدانیم که شرکتها درنهایت با شما به توافق میرسند یا نه، چون این شرکتها با شرکتهای آمریکایی حجم معاملات بالایی دارند و در شرایط کنونی طرف آمریکایی راضی به این کار نخواهد شد. ما نمیتوانیم یک شرکت خصوصی را مجبور کنیم که با ایران در فعالیت هستهای مشارکت داشته باشد. حداکثر کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که به شرکتها بگوییم مجاز هستند با ایران معامله کنند.»
صفحه 320 اروپاییها حتی نتوانستند یک هواپیمای ایرباس را به ما بفروشند! «مشکل ما این بود که هرگاه مذاکرات پیشمیرفت اروپاییها بدون چراغ سبز آمریکا قادر به انجام هیچ کار مهمی نبودند. حتی اگر میخواستند به ما نیروگاه هم بدهند، در صورتی که آمریکا مخالفت میکرد نمیتوانستند خلاف نظر آمریکا حرکتی انجام دهند. بر همین اساس، انگلیسیها همیشه میگفتند ما درنهایت با آمریکاییها بهنوعی به توافق برسیم تا مساله حل شود... .
یکی دیگر از مشکلات ما این بود که برخی مسئولان کشور باور نمیکردند که اروپا بهتنهایی قادر به حل کامل مساله نیست. ما میگفتیم توان اروپا هم در آژانس، هم در شورای امنیت محدود است و حتی برای تضمین امنیت خودش نیز محتاج آمریکاست. اروپاییها حتی نتوانستند یک هواپیمای ایرباس را بدون هماهنگی آمریکا به ما بفروشند. به عبارتی اروپایی که قادر نیست هواپیمای ساخت خودش را به ما بفروشد، چگونه میتواند تضمین امنیتی ارائه دهد؟!»
صفحات320 تا 321
شیوه وقتکشی و دستان خالی اروپاییها «(پس از توافق پاریس) هنگامی که ساورز، مدیرکل وزارت امور خارجه انگلیس در زمستان 1383 به تهران آمده بود... به او گفتم قبلا هم به استراو گفتهام... شما میخواهید با وقتکشی مذاکرات را طولانی کنید و این شیوه قطعا مذاکرات را به شکست میکشاند. چرا طرح تضمین عینی را پیشنهاد نمیدهید؟! ساورز گفت پیشنهاد اولیه ما در تضمین عینی توقف است. گفتم پس شما میخواهید به قبل از بیانیه تهران برگردید؟ چون پیش از بیانیه تهران، در آگوست 2003 نظر سه کشور توقف بود که در مذاکرات و بیانیه تهران آن را کنار گذاشتند و در توافق پاریس پذیرفتند که به هیچ عنوان حرفی از توقف نزنند... در حوزه اقتصادی به این دلیل کار پیش نمیرفت که ما میگفتیم تحریمها باید شکسته شود، اما آنها میگفتند اینها مراحلی دارد و در کوتاهمدت نمیتوان به نتیجه رسید. ما دیدیم گویی میخواهند بحث را چند سال ادامه دهند... پیشنهادهای اقتصادی آنها (اروپاییها) هم در حد دادن وام و خرید گاز از ایران یا ادامه مذاکرات درخصوص موافقتنامه تجارت و همکاری (TCA) بود.»
صفحات375 تا 376
سیاست دوگانه اروپا «از مجموع مذاکرات رسمی و غیررسمی و صحبتها و ملاقاتهای انجام شده در سطوح مختلف استنباط میشد هر سه کشور برای حفظ جایگاه خود در برابر آمریکا و حتی در قبال سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا به نحوی گزارش مذاکرات را منعکس میکنند که نشان دهند ایران را درنهایت، نسبت به توقف یا تعلیق بلندمدت غنیسازی متقاعد خواهند کرد. آمریکاییها هم سیاست یکی به نعل یکی به میخ را در پیش گرفتهاند، به عبارتی، در عین حمایت از دیپلماسی و مذاکره، همزمان تهدید میکنند که ایران باید برنامه غنیسازی را کنار بگذارد. آنچه سه کشور و بهویژه انگلیس در شرایط کنونی مطرح میکنند، حد وسطی است که با هر دوطرف نرم صحبت کنند، به نحوی که هیچیک از طرفین را از دست ندهند. برای ایران راه را برای طرح جایگزین که شامل غنیسازی است، باز میگذارند و برای آمریکا دیپلماسی و مذاکرات راباهدف توقف یاتعلیق بلندمدت غنیسازی مطرح میکنند.» صفحات 391 تا392 وقتی پای موشکهای میانبرد و موجودیت اسرائیل به مذاکرات هستهای باز شد! «مهمترین مطالب طرحشده در ملاقات با خانم مرکل رئیس حزب دموکرات مسیحی آلمان در تاریخ 13843/12/7 در برلین به این شرح است: روحانی: اخیرا احساس کردهایم روند کارگروهها خوب پیش نمیرود. بخشی از مشکل به دلیل روابط فراآتلانتیکی اروپا و فشارهای آمریکاست. برای ایجاد تحرک در مذاکرات به پاریس و برلین سفر کردم. مشکل در چگونگی حرکت ایران به سمت غنیسازی است، به نحوی که اطمینانبخش باشد که این فعالیت به سمت ساخت سلاح منحرف نمیشود. سلاح کشتار جمعی در دکترین سیاسی-دفاعی-امنیتی ایران جایی ندارد و به همین دلیل هم تمامی معاهدات اصلی مربوط به خلع سلاح را امضا و اجرا میکنیم. ایران خود قربانی سلاح کشتار جمعی است... . مرکل: اعتمادسازی بسیار مهم است. ایران فعالیت شدیدی در زمینه تولید موشکهای میانبرد دارد. به چه منظوری این کار انجام میشود؟ این موشکها در ارتباط با سلاحهای کشتار جمعی بسیار خطرناک شمرده میشوند. مهم این است که شما موجودیت اسرائیل را قبول ندارید!»
صفحات 421 تا 422
در مقابل تمام اقدامات اعتمادساز ایران مابهازایی اندک دریافت کردیم پس از گذشت دو ماه از اجلاس ژنو و مذاکره با سه وزیر در حالی که به پایان دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی نزدیک میشدیم از تمام مذاکرهکنندهها خواستم یک نامه مستدل حقوقی برای راهاندازی اصفهان تهیه کنند... (مورخ 1384/5/10، اول آگوست 2005) دکترمحمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، (پس از تعارفات معمول)... بازرسیهای فراگیر آژانس از ایران، مکررا اظهارات ایران را مبنیبر اینکه هر میزان از بازرسی و بررسیهای موشکافانه هرگز کمترین انحرافی به سوی فعالیت نظامی را نشان نخواهد داد، تایید کرد... . متاسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابهازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قولهای انجام نشده و درخواستهای بیشتر روبهرو شد. قولهای اکتبر ۲۰۰۳ (مهر۱۳۸۲) سه کشور اروپایی... هنوز حتی بررسی هم نشدهاند. تعهد فوریه ۲۰۰۴ (بهمن۱۳۸۲) سه کشور اروپایی که بهعنوان مابهازای گسترش تعلیق به مونتاژ و تولید قطعات ارائه شده بود... تحقق نیافت تا اینکه ایران در نوامبر ۲۰۰۴ (آذر۱۳۸۳) موافقت نمود تعلیق داوطلبانه خود را بیشتر گسترش دهد... و سه کشور اروپایی/ اتحادیه اروپا هنوز به تعهد خود در موافقتنامه نوامبر ۲۰۰۴ (آذر۱۳۸۳) پاریس عمل نکردهاند. پس از گذشت بیش از سه ماه مذاکره بعد از موافقتنامه پاریس، آشکار شد که سه کشور اروپایی/ اتحادیه اروپا خواهان تطویل مذاکرات و احتمالا عدم دستیابی به نتیجه مطلوب هستند و بنابراین، نمیخواهند در برابر حق غیرقابلانکار ایران برای از سرگیری فعالیت غنیسازی تسلیم شوند و انگیزه یا توانایی ارائه طرح خود درباره تضمینهای عینی ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران و نیز تضمینهای محکم درباره همکاریهای اقتصادی، فناوری و هستهای و تعهدات محکم درباره مسائل امنیتی را نیز ندارند.»
صفحات580 تا 583
پیشنهاد کاپیتولاسیون از سوی اروپاییها «روسای نمایندگیهای اروپایی آلمان، انگلیس و فرانسه در تاریخ 1384/5/11 با دبیر کمیته سیاسی دبیرخانه ملاقات و پیام مکتوب وزرای امور خارجه خود را تسلیم کردند... . پیشنهاد ارائهشده از سوی سه کشور اروپایی در تاریخ پنجم آگوست 2005، نقض آشکار حقوق بینالملل، منشور سازمان ملل متحد، NPT، بیانیه تهران و توافق پاریس است. این پیشنهاد به نحو حق به جانبی حقوق و مجوزهایی را برای سه کشور اروپایی فرض میکند که به وضوح فراتر از حقوق بینالمللی است و حتی در تعارض با آن قرار میگیرد و تکالیفی را برای ایران فرض میکند که هیچجایگاهی در حقوق و رویهها ندارد... این طرح درصدد مرعوب ساختن ایران برای پذیرش بازرسیهای مداخلهجویانه و غیرحقوقی است که فراتر از توافقنامه پادمان یا پروتکل الحاقی میباشد... درمجموع پیشنهاد مذکور در زمینه تقاضاها از ایران بسیار طولانی، اما در مورد پیشنهادهای ارائهشده به ایران به شکل مضحکی کوتاه و نارسا است. فقدان هرگونه تلاش برای ایجاد ظاهری متوازن، این پیشنهاد را به دستور استعماری کاپیتولاسیون شبیه میسازد. پیشنهاد یادشده توهینی به تمام ملت ایران است که سه کشور اروپایی باید به خاطر آن از ملت ایران پوزش بطلبند.»
صفحات 589 و 597 تا 598
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
رمزگشایی از کشف باند بزرگ جعل مدارک دانشگاهی
تیرخلاص گاندو به توهم آمریکای خوب
شلیک انگلیسی به برجام
دکتر ولایتی: هر اندازه که اروپا برجام را نقض کند ما هم واکنش نشان خواهیم داد
بازخوانی خاطرات رئیس جمهور در دهه ۸۰؛ «راه طیشده» روحانی
پرفروشهای سینمای جهان؛ خبری از کمدیها نیست
جای خالی ائتلاف رسانهای تهران - پکن - مسکو
عدالتخواهی از نماز جمعه
خبری در راه است؟

