فقدان گفت وگو خانواده‌ها را به بحران كشانده است

فضای مجازی عاملی برای کاهش روابط
آنچه مسلم است یکی از مهمترین دلایل کاهش روابط میان اعضای خانواده استفاده بیش از اندازه از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی می‌توان عنوان کرد، چراکه امروزه متاسفانه بسیاری از افراد بیشتر زمان خود را شبکه‌های اجتماعی سپری می‌کنند. از این‌رو دیگر زمان کافی برای حرف‌زدن و یا تبادل نظر با اعضای خانواده ندارند. بنابراین به‌راحتی می‌توان این ادعا را داشت که امروزه شبکه‌های اجتماعی جایگزین روابط میان اعضای خانواده شده است که این خود می‌تواند زنگ خطری جدی برای از بین رفتن تحکیم بنیان خانواده باشد، چراکه در گذشته نه‌چندان دور خانواده از وظایف و کارکردهای بیشتری برخوردار بود اما این در حالی است که متاسفانه در حال حاضر این نهاد به‌راحتی از انجام وظایف خود فاصله گرفته است که این خود می‌تواند باعث بروز مشکلات جدی در تربیت و پرورش فرزندان و همچنین کاهش روابط میان زوجین شود که این مهم خود به مرگ تدریجی بنیان خانواده می‌انجامد.
تاثیر مشکلات اقتصادی
پرواضح است که افزایش مشکلات اقتصادی خانواده‌ها نیز یکی دیگر از دلایل کاهش روابط میان اعضای خانواده‌ها محسوب می‌شود، چراکه امروزه بسیاری از والدین برای تامین هزینه‌های جاری زندگی خود مجبور به اشتغال در دو الی سه شیفت هستند که این خود می‌تواند منجر به عدم زمان کافی برای در کنار هم بودن شود. به عبارت ساده‌تر در شرایطی که پدر و مادر بیشتر زمان خود را در سر کار هستند، چگونه می‌توان انتظار داشت که انرژی کافی را برای فرزندان و یا همسر خود داشته باشند؟


کاهش انسجام اجتماعی
آنچه مسلم است یکی دیگر از پیامدهای منفی کاهش گفت‌وگو میان اعضای خانواده را می‌توان کاهش انسجام اجتماعی عنوان کرد، چراکه تحقیقات نشان می‌دهد هرگاه روابط مناسب میان اعضای خانواده وجود نداشته باشد به‌یقین این مهم خود می‌تواند تاثیرات منفی را بر جامعه نیز برجای بگذارد. به عبارت ساده‌تر در شرایطی که خانواده از استحکام لازم برخوردار نیست، چگونه می‌توان جامعه سالمی را نیز متصور شد؟ همان‌گونه که می‌دانیم جامعه برگرفته از خانواده است و بنابراین به‌راحتی می‌توان این ادعا را داشت که هرگاه خانواده با مشکل مواجه شود این مشکل در ابعاد وسیع‌تر به جامعه نیز سرایت خواهد کرد. الگوبرداری‌های نامناسب از خانواده‌های غربی نیز می‌تواند یکی دیگر از دلایل کاهش گفت‌وگو میان اعضای خانواده باشد، چراکه بنا به بررسی‌های صورت‌گرفته بسیاری از افراد تحت‌تاثیر الگوبرداری‌های غربی دیگر چندان در خانواده حضور ندارند و یا اینکه در صورت حضور نیز بیشتر در اتاق خود و با موبایل و یا تبلت سرگرم هستند که این خود می‌تواند هم بر سلامت روحی ـ‌ روانی افراد خانواده تاثیرگذار باشد و همین که باعث از هم پاشیدن بنیان خانواده شود.
افزایش خشونت
باید در نظر داشت که یکی دیگر از پیامدهای منفی کاهش گفت‌وگو بین اعضای خانواده را می‌توان افزایش خشونت عنوان کرد، چراکه طبق بررسی‌های به عمل آمده به‌راحتی می‌توان به این مهم دست یافت که کاهش گفت‌وگو و ارتباط مناسب میان اعضای خانواده خود عاملی تاثیرگذار برای افزایش خشونت در جامعه شده است؛ وقتی فرد در خانواده آرامش نداشته باشد و محبتی دریافت نکند چگونه می‌تواند در جامعه سالم زندگی کند؟ از این‌رو او با بروز کوچکترین مشکل رفتارهای خشونت‌آمیز از خود نشان می‌دهد که این خود می‌تواند تاثیر بسزایی در افزایش خشونت در جامعه داشته باشد. افزایش طلاق عاطفی را نیز می‌توان از دیگر پیامدهای منفی کاهش گفت‌وگو میان اعضای خانواده دانست، چراکه در شرایطی که اعضای خانواده و به‌خصوص زوجین ارتباط مناسبی با همدیگر ندارند به‌یقین طلاق عاطفی صورت می‌گیرد که این خود می‌تواند باعث افزایش خیانت، افزایش درگیری‌ها میان اعضای خانواده و مواردی از این دست شود. بنابراین باید یادآور شد که گفت‌وگوی مناسب میان اعضای خانواده خود راهگشایی برای حل بسیاری از معضلات اجتماعی و خانوادگی است. شایان ذکر است که شیوع انواع بیماری‌های روحی و روانی را نیز می‌توان یکی دیگر از تبعات منفی کاهش گفت‌وگو میان اعضای خانواده عنوان کرد. به عبارت ساده‌تر در شرایطی که اعضای خانواده زمان مناسب و کافی را برای گفت‌وگو و تبادل نظر با یکدیگر ندارند، چگونه می‌توان انتظار داشت که روال مناسب و سالمی در فرایند تربیت و پرورش اتفاق بیفتد، چراکه تحقیقات نشان می‌دهد کاهش گفت‌وگو میان اعضای خانواده خود می‌تواند باعث ابتلا به بیماری‌های عصبی، افسردگی و موارد دیگر شود. در پایان باید خاطر نشان کرد که برای داشتن جامعه سالم باید اقدامات لازم را ابتدا از خانواده‌ها شروع کرد، به‌گونه‌ای که با فرهنگ‌سازی و ارائه آموزش‌های لازم بنیان خانواده را مانند گذشته مستحکم و کارآمد کرد، چراکه در غیر این صورت نه‌تنها خانواده دیگر از کارکرد خود به دور خواهد ماند بلکه خود می‌تواند عاملی برای افزایش مشکلات و آسیب‌های اجتماعی نیز شود. بنابراین در شرایطی که خانواده از سلامت کافی برخوردار نیست نمی‌توان انتظار داشت که جامعه نیز سالم باقی بماند.