لازمه احساس همدلی مردم با دولت

دولت و حاکمیت که می خواهند در برابر فشارها، تحریمات و خطرات فعلی جهانی ، مردم مقاومت کنند باید به این واقعیت مسلم اقرار واعتقاد بیابند که جامعه ما ذاتاً متکثر و متنوع است و به هرحال عقاید، سلایق، منافع و مصالح مختلفی در درون آن وجود دارد. 
استدلال عقلانی و تجربه تاریخی نشان می‌دهد که نمی‌توان هیچ یک از اجزاء را به کلی نادیده گرفت، نابود کرد و یا به دریا ریخت، یا همه آن‌ها را در یک قالب فرهنگی یا سلیقه سیاسی ریخت و فرهنگ واحد و سلیقه سیاسی تک شکلی درست کرد. 
وقتی سخن از وحدت و انسجام ملی، به عنوان یک ضرورت تاریخی برای ایستادگی و مقابله باشد، دشمن مطرح می‌شود بایستی با یک روند جاذبه و فراگیر و رأفت اسلامی، آشتی راستین را در کشور رقم زد. اگر به چنین آشتی ملی و نیز وحدتی دست یابیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که طوفان‌هایی همچون تهاجم خارجی و یا تحریم ظالمانه فراگیر اقتصادی نمی‌تواند بنیان هستی ملی ما را براندازد، بلکه موجب تقویت و تحکیم بیشتر آن نیز خواهد شد، در شرایط مقابله با تحریم خارجی، وحدت و انسجام درونی لازم است، انسجام، وحدت، همکاری و یگانگی و یکرنگی مردم با نظام را تنها و تنها از طریق احترام به حیثیت آن‌ها و مشارکت دادن آنها در چرخش امور مملکت می‌توان طلب کرد و این پند تاریخ است.
تنها از طریق آزادی شرکت در انتخابات و مشارکت پرشور مردمی می‌توان امید به اصلاح امور به جای آشفتگی و فروپاشی و برقراری آرامش و ثبات اجتماعی، سیاسی، اخلاقی در جامعه به جای تلاطم، عدم ثبات و فساد اخلاقی می‌رود و اگر راهی برای تحقق این امید باز نشود، گشایش دیگر راه‌ها در اختیار هیچ کس نیست و این سنت تاریخ است. تا زمانی که مردم و نیروی کار و کارآفرینان کشور و متصدیان امور کشور، احساس همدلی و اشتراکی در نظام مملکت نکنند و توزیع قدرت و کیفیت روابط و مناسبات قدرت با جامعه، سامان نپذیرد، گشایشی در بهبود امور اقتصادی ملت حاصل نخواهد شد. 


دستیابی به یک ساختار اقتصادی تولیدی و خوداتکا و خلاق و بسیج تمام جامعه برای توسعه و تعالی با اعطای کامل حقوق شهروندی و در نهایت مشارکت موثر و واقعی فراگیر مردمی میسور است. 
مسئولین دولتی، سخنان و شعارهای جاه‌طلبانه را رها کرده و حاکمیت آشتی راستین ملی و اقتصاد و یگانگی اقشار و گروه‌های سیاسی و حسن همکاری قوای سه‌گانه را تحت هدایت عقل و تدبیر و تعهد و مسئولیت خویش مجدانه پیگیری کنند. 
امروز اولویت با ایران و بازسازی اقتصاد آن است. این کشور امکاناتش به اندازه یک قاره است که بایستی در قالب یک برنامه توسعه اقتصادی فراگیرمطرح و اجرا شود که همه عرصه‌های اقتصاد و رفتارهای مالی-اقتصادی جامعه و به ویژه دولت را در برمی‌گیرد. امید است که به منظور دستیابی به خوداتکایی و استغنای اقتصادی، استرداد و استیفای منافع ملی در رأس برنامه‌ها قرار گیرد. 
اگر صاحب منصبان کشور بتوانند همه مردم را در تولید مادی و بهره‌گیری از آن شریک کنند، ارزش توسعه‌ای دارد. مردم بایستی احساس مشارکت از یک طرف و احساس امید و افتخار را از طرف دیگر در امورات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور بنمایند.
بی‌تردید با اعطای حقوق کامل شهروندی و بهبود شرایط معیشت مردم و ارتقای کیفیت زندگی ایرانیان به ایجاد امید و مسئولیت و دلبستگی افتخارات در مردم، همت بیشتر بایستی به خرج رود تا مردم خودشان انگیزه‌های لازم برای مقابله و مقاومت را بیابند.
آیا ممکن است که آفتاب عقلانیت در این سرزمین بتابد و شکل و صورت دیگری از تعییر بنیادی در اندیشه‌ها و بینش‌های حاکمان و مردمان رخ نماید؛ در تاریخ ایران، خیلی از غیرممکن‌ها به عرصه امکان تخقق درآمده اند. مشارکت مردم در تعیین جهت و مقصد جامعه بس ضروری است. 
آموزش‌های دینی و قرآنی به ما می‌آموزد که جامعه‌ای که معاش نداشته باشد، معاد ندارد، یعنی با شکم‌های گرسنه و جوانان بیکار و بی‌آینده، سخن از ارزش‌های معنوی وآخرت را زدن بی‌ثمر است. شما اول باید دلهره و نگرانی جوانان را جستجو و درمان کنید و بعد...