روزنامه ایران ورزشی
1398/04/30
ویندوز قدیمی آقا معلم؟
احسان محمدیکامپیوتر تازه وارد بعضی خانهها شده بود. آنقدر لوکس و شیک بود که معمولاً آن را گوشهای از هال میگذاشتند که مثل بوفه و بشقابهای چینی داخلش به چشم بیاید. بیشترین کارکردش هم آلبوم عکس بود. اگر کسی کمی واردتر بود میتوانست با نرمافزار پینت نقاشی کند. اینترنت هم اینطور همگانی نشده بود، گاهی با دایلآپ وصل میشدیم و تلفن ثابت خانه را مشغول میکردیم و در کنار غژغژ، غرغر هم میشنیدیم.
در چنین روزگاری مجید جلالی با لپتاپ رفت و آمد میکرد و میگفت تیم آنالیز دارد که بازی حریفان را کامپیوتری بررسی میکند. فوتبال علیاصغری و بکش زیرش و کامپیوتر؟! جایی که میشود در رختکن بازیکنان را به فحش بست و تهدید کرد که اگر نیمه دوم گل نزنند پوستشان کنده میشود، کامپیوتر به چه دردی میخورد؟ اما مجید جلالی در برنامههای تلویزیونی آنقدر از کامپیوتر گفت تا توانست با جوانهای پاس قهرمان لیگبرتر شود که لقب «آقا معلم» را پیشکشش کردند.
او از نسل وحدت بود. تیمی که با سیدمهدی ابطحی و قاسم کشاورز همیشه ترسناک بود. استخوان گلوگیر پرسپولیس و استقلال. مجید جلالی کوتاه قامت و پا به توپ بود اما سمج و با فکر. شاید برای همین بود که خیلی زود تصمیم گرفت مربی شود. هفت سال روی نیمکت وحدت نشست بعد به هما رفت و در دوران پوستاندازی جدید فوتبال ایران به پیام مشهد رفت. یک دهه با تیمهای پایه فوتبال ایران کار کرد. از زیر 16 سال تا زیر 20 سال.
او در برههای هم سرمربی تیم فوتبال نیروهای مسلح شد. صادق ورمزیار، مهدی مهدویکیا، علی چینی، محمود فکری، مهدی تارتار، مهرداد میناوند، هاشم حیدری، حمید مطهری، علی موسوی، نیما نکیسا و محمد خاکپور و . . . بازیکنانش بودند. یک جورهایی تیمملی فوتبال ایران! این شاید نزدیکترین زمانی بود که جلالی به نیمکت تیم ملی نزدیک شد.
جلالی بعد از آن در لیگ فوتبال ایران به یک پای ثابت تبدیل شد. در نیمفصل بعد از قهرمانی با پاس طی نامهای از سوی آجرلو برکنار شد. به صباباتری رفت و قهرمانی در جام حذفی و سوپرجام را جشن گرفت اما فصل بعد با شهید قندی یزد به دسته پایین سقوط کرد. پاس، استقلال اهواز، فولادخوزستان، تراکتورسازی، سایپا، پیکان، نساجی و ... فهرست تیمهای بعدی او بودند. گاهی تیمهایش خوب و چشمنواز بازی میکردند اما دیگر خبری از جام نشد. بعضیها میگفتند ویندوز کامپیوترش قدیمی شده و در عصر دیجیتال «دورهات گذشته مربی»!
اما او همیشه مجید جلالی است. میهمان ثابت برنامههای تلویزیونی با حرفهای غیرتکراری، دلخور از بیبرنامگی در فوتبال ایران و تسلط مدیران غیرفوتبالی بر حوزهای که او موهایش را آنجا سفید کرده است. جلالی چه با کت و شلوار و چه با گرمکن سهخط، بخشی از فوتبال ایران در چهاردهه اخیر است.
بخشی که حتی اگر با لجبازی نسل جدید در انکار نامهای بزرگ و محترم همراه شود باز هم نمیشود روی تأثیر او چشم پوشید. او هنوز «آقای معلم» است حتی اگر از آخرین قهرمانیاش 14 سال گذشته باشد. معلمها از قهرمانی خوشحال میشوند اما لذت بزرگ آنها «یاد گرفتن و یاد دادن» است.
پربازدیدترینهای روزنامه ها

