مربیان ایرانی چه زمانی اوج می‌گیرند؟

آرمن ساروخانیان

 محال است مصاحبه مفصلی از مجید جلالی بخوانید و او به وضعیت مربیان ایرانی اشاره نکرده باشد. این مربی باسابقه در مصاحبه با ایران ورزشی هم به بحث پیشرفت مربیان در ایران پرداخته و از ایده‌هایش برای آموزش آنها گفته است. جلالی معتقد است که مربیان ایرانی با آموزش بهتر می‌توانند با همکاران خارجی رقابت کنند و حتی بهتر از آنها باشند. در این موضوع نمی‌توانیم با جلالی هم‌نظر نباشیم. تنها راه جبران این فاصله آموزش بهتر و کمک گرفتن از آموزه‌های مربیان پیشرو و روزآمد دنیاست.
آموزش مربیان در ایران با آنچه باید باشد فاصله زیادی دارد. گپ زدن با مربیانی که در این کلاس‌ها بوده‌اند و مقایسه با آنچه در اروپا یا حتی آسیا اتفاق می‌افتد، مشکل این بخش از فوتبال ایران را به خوبی آشکار می‌کند. مجید جلالی به‌عنوان یک مربی باتجربه و اهل تحقیق قطعا بهتر از دیگران ضعف‌ها و کمبودهای این سیستم آموزشی را می‌داند. او در این مصاحبه به کمبود امکانات آموزشی هم اشاره کرده و معتقد است بدون امکانات نمی‌توان فرآیند آموزش را به درستی پیش برد.


فدراسیون فوتبال در آموزش مربیان نتوانسته به اندازه بخش درون زمین موفق باشد. هرچند این کلاس‌ها خروجی بالایی داشته، ولی حضور این مربیان جدید در بالاترین سطح فوتبال ایران کمرنگ است. با این حال نمی‌توان تنها فدراسیون را به خاطر به‌وجود آمدن این شرایط زیر سوال برد. هیچ مجموعه‌ای بدون خودانتقادی نمی‌تواند راهش را به سوی پیشرفت باز کند و مربیان ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیستند. جلالی که سیر پیشرفت مربیان بزرگ را دائما مطالعه می‌کند، قطعا می‌داند که آنها با زیر سوال بردن عملکرد خود و تیم‌شان توانسته‌اند به بالاترین مراتب فوتبال برسند. پس باید از جلالی بپرسیم که کانون مربیان و خود مربیان برای ارتقای سطح دانش‌شان چه تلاشی داشته‌اند؟
مربیان ایرانی، حداقل آنها که در لیگ برتر کار می‌کنند درآمد خوبی دارند و از آنها انتظار می‌رود در ازای این دستمزد بالا تلاش دائمی برای بالا بردن کیفیت فوتبال داشته باشند. آنها نباید به کلاس‌های فدراسیون اکتفا کنند و بخش بیشتری از زمان و عایدی‌شان را به آموزش اختصاص بدهند. با این حال به نظر می‌رسد که به‌روز شدن برای آنها چندان در اولویت نیست. این رخوت و رکود در لیگ هم خودش را با پارامترهای مختلف فنی از جمله کم شدن میانگین گل نشان می‌دهد.
جلالی در این مصاحبه به دستمزد بالای مربیان خارجی شاغل در ایران اشاره کرده و معتقد است این هزینه می‌توانست صرف آموزش مربیان شود. این نگاه یادآور سیاست‌های محدودکننده‌ای است که پیش از این در صنایع هم به کار گرفته شده و معمولا نتیجه مثبتی نداشته، مثل سختگیری در واردات اتومبیل یا منسوجات که کمکی به ارتقای نمونه‌های داخلی نکرده و همچنان نگاه مشتریان به نمونه‌های باکیفیت‌تر وارداتی است. در فوتبال هم انتظار می‌رود فضای رقابتی مشوقی برای مربیان ایرانی باشد تا به دنبال ارتقای کیفیت‌شان بروند و مچ رقبای خارجی را بخوابانند.
انتخاب مربیان هرقدر با دستورات و بخشنامه‌ها محدود شود، باز هم نتایج است که نقش مهم‌تر را در گزینش نهایی دارد. لیگ برتر در سال‌های گذشته تحت تاثیر موفقیت برانکو قرار گرفته و هواداران هم به تبع آن باشگاه‌ها را برای استخدام مربیان خارجی تحت فشار قرار می‌دهند. ایوانکوویچ هرچند از مربیان مطرح اروپایی نیست و در قاره سبز بازار کاری ندارد، در لیگ برتر توانست به سه قهرمانی متوالی برسد و یک قهرمانی را هم تنها به خاطر تفاضل گل از دست داد. جلالی به درستی بحث آموزش مربیان را پیش کشیده و هدفش خلاص شدن از این وابستگی است، ولی مربیان هم برای به هم زدن این معادله باید تلاش بیشتری داشته باشند. ارتقای کیفیت مربیان کار غیرممکنی نیست و در کشورهای همسایه هم شاهد نمونه‌های مثبتی هستیم. ترکیه در این سال‌ها توانسته مربیان جوانی تربیت کند، فصل گذشته قهرمانی امارات به تیمی رسید که هدایتش را یک مربی بومی در اختیار داشت. ژاپن مدتی است هدایت تیم ملی‌اش را به مربیان داخلی می‌سپارد. حالا نوبت مربیان ایرانی است که مثل بازیکنان و داوران به بالاترین سطح قاره برسند، ولی این پیشرفت نه با شعارهای رویاپردازانه که با ایده‌های قابل اجرا در حوزه آموزش و البته وسواس و سختکوشی مربیان به دست می‌آید.