روزنامه فرهیختگان
1398/05/03
سند ملی چین: آمریکا بزرگترین دشمن ماست
دولت چین دیروز چهارشنبه (24 جولای) کتاب سفید «امور دفاعی چین در عصر جدید» را منتشر کرد. در این کتاب برای اولین بار به بررسی دورنمای پیشرفت و توسعه نظامی و امنیت ملی این کشور از سال 2012 تاکنون پرداخته شده است. شورای دولتی چین در این کتاب که معمولا هر چند سال یک بار در راستای تعیین سیاستگذاریهای نظامی این کشور منتشر میشود، تلاش کرده است به شرکای تجاریاش این اطمینان را بدهد که پکن به دنبال تجاوز و استیلا بر آنان یا تبدیل شدن به هژمونی، گسترش قلمرو و حوزه نفوذ نیست و این را بخشی از «ویژگی متمایز از دفاع ملی چین در عصر جدید» خوانده است. در این کتاب به نسبت بودجه دفاعی چین در سرانه تولید ناخالص ملی نیز اشاره شده و گفته میشود که چین به نسبت در پایینترین سطح کشورهای عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل و پایینتر از آمریکا، روسیه، انگلستان، فرانسه و هند است. چینیها برای اطمینان خاطر دادن به شرکای تجاریشان تاکید کردهاند که در هیچ گروه نظامیای شرکت نمیکنند. در بخشهایی از این سند، چینیها بدون نام بردن از آمریکا، در نقد شیوه دست یافتن آنان به قدرت اقتصادی برتر دنیا نوشتهاند که بدون دریافت کمک از کشورهای ثالث و بدون گسترش نظامی یا غارت استعماری، چین به دومین قدرت اقتصادی بزرگ جهان تبدیل شده است. در این سند مقامات چین، واشنگتن را عامل تضعیف ثبات راهبردی در جهان و رقابت نظامی در میان کشورهای بزرگ جهان دانستهاند. چین در این سند به اقدامات آمریکا در حمایت از تلاشهای استقلالطلبانه برای جدا کردن بخشی از خاکش چه در تایوان و چه در مناطق دیگر نظیر تبت و سینکیانگ واکنش نشان داد و صراحتا از واکنش نظامی به آن سخن گفت. پکن برخلاف آمریکا که تقریبا در تمامی اسناد راهبرد امنیت ملی خود بیشتر بر وجوه نظامی و کشورهای تهدیدکننده تاکید دارد، تلاش کرده کمتر از درگیری نظامی سخن بگوید. در مجموع چینیها در این سند ضمن دادن اطمینان خاطر به شرکای تجاری پکن و اشاره به توسعه نظامی آمریکا در حوزههای مختلف، خط قرمز خود را مخالفت با چین واحد دانسته است.امور دفاعی چین در عصر جدید کتاب «امور دفاعی چین در عصر جدید» با این هدف منتشر میشود که نشان دهد ارتش چین تحولات مختلف و بهروزی را سپری میکند. بررسی این سند میتواند درک درستی از طرحهای نظامی پکن و همچنین برنامههای آن برای توسعه بزرگترین ارتش جهان را نشان دهد. در این سند آمده است: «رقابت راهبردی بینالمللی رو به افزایش است و ایالات متحده آمریکا راهبردهای نظامی و امنیت ملی خود را تطبیق داده و سیاستهای یکجانبه در پیش گرفته است.» در ادامه این سند عنوان شده است: «آمریکا به رقابت در میان کشورهای بزرگ جهان دامن زده و این رقابت را تشدید کرده و به میزان چشمگیری بودجه نظامی خود را افزایش داده است و در عین حال به دنبال افزایش ظرفیت خود در حوزههای هستهای، فضا، سایبری و دفاع موشکی بوده و ثبات راهبردی جهانی را تضعیف کرده است.» دادههای منتشرشده در این سند نشان میدهد از سال 2012 تا 2017، نسبت متوسط بودجه دفاعی چین در سرانه تولید ناخالص ملی حدود 1.3 درصد است که در پایینترین سطح کشورهای عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل بوده و پایینتر از آمریکا، روسیه، انگلستان، فرانسه و هند است، بودجه سرانه دفاعی چین در سال 2017 حدود 750 میلیارد یوان است که حدود پنج درصد آمریکا و 25 درصد روسیه است. در این کتاب آمده است در مقایسه با نیازهای حفاظت از حق حاکمیت، امنیت و منافع توسعه، هزینههای دفاعی چین در مقایسه با نیازهای حفاظت از خود، بهبود و توسعه شکاف بزرگی دارد. هزینه دفاعی چین بهطور پیوسته رشد با ثبات و مناسب خود را حفظ خواهد کرد. تهیهکنندگان این سند طرح و برنامه مربوط به توسعه ارتش چین خواستار به کارگیری تکنولوژیهای پیشرفتهتر در «ارتش آزادی خلق چین» شده و در عین حال اذعان کردهاند که ارتش چین هنوز از خیلی از ارتشهای پیشروتر در جهان عقب است. بر اساس محتوای این سند مربوط به امنیت ملی چین، جنگ در جهان به سمت مسیر «جنگ هوشمند» میرود و در این خصوص به استفاده روزافزون از هوش مصنوعی، اطلاعات حجیم، رایانش ابری و دیگر تکنولوژیهای جدید و بسیار پیشرفته نظامی مبتنیبر فناوری اطلاعات اشاره میکند. در این سند آمده است پکن هرگز به دنبال هژمونی نیست، هرگز به دنبال گسترش قلمروی خود نبوده و هرگز به دنبال حوزه نفوذ نیروی خود نیست، این یک ویژگی متمایز از دفاع ملی چین در عصر جدید است. مقامات چین تاکید کردهاند که پکن پایبند به عدم تعهد است و در هیچ گروه نظامیای شرکت نمیکند و مخالف تجاوز، گسترش، استفاده از زور یا تهدید به زور است. ساخت و توسعه دفاع ملی چین همواره بر نیازهای قانونی امنیت خود متمرکز شده و همواره به دنبال رشد نیروهای صلح دوست جهان بوده است. تاریخ ثابت کرده است که چین هرگز به دنبال هژمونی نبوده و این را که «قدرت ملی باید هژمونی باشد» بااهمیت نمیداند. در این سند تاکید شده است که این ارتش یک «نیروی حامی سرسخت صلح جهانی است و ملت چین همواره دوستدار صلح بوده است. جمهوری خلق چین از هنگام تاسیس در ۷۰ سال پیش، هرگز آغازگر جنگ یا مناقشهای نبوده است.» در این سند همچنین آمده است: «از آغاز اصلاحات و رویکرد باز، چین در ارتقای صلح در جهان مصمم بوده و داوطلبانه شمار نیروهایش در ارتش آزادیبخش خلق را بیش از چهار میلیون نفر کاهش داده است.» بر اساس کتاب سفید چین این کشور بدون دریافت کمک از کشورهای ثالث و بدون گسترش نظامی یا غارت استعماری، به دومین قدرت اقتصادی بزرگ جهان تبدیل شده و به لطف کار شدید مردم خود و تلاشهایش در جهت صلح در این جایگاه قرار گرفته است در این گزارش جدید، چین متعهد شده که «رویکرد دفاعی در پیش میگیرد اما مطمئنا اگر مورد حمله قرار بگیرد دست به ضدحمله خواهد زد.» در سند مذکور به اقدامات آمریکا، ژاپن و استرالیا برای تقویت حضور نظامی و ائتلافهای نظامی آنها در حوزه آسیا و اقیانوسیه اشاره شده و این موضوع را موجب افزایش بیاطمینانی در منطقه دانسته است. همچنین چین در این سند گفته است که «میلی برای شرکت در هیچگونه رقابت بر سر تسلیحات هستهای ندارد.» در این سند که از سوی دفتر اطلاعرسانی شورای کشور چین انتشار یافته، عنوان شده است: «چین وارد هیچرقابتی بر سر تسلیحات هستهای با هیچکشور دیگری نمیشود و قابلیتهای هستهای خود را در کمترین سطح لازم برای دفاع ملی خود حفظ میکند. چین یک راهبرد هستهای مبتنیبر دفاع شخصی را پی میگیرد که هدف از آن حفظ امنیت راهبردی ملی خود از طریق بازداشتن دیگر کشورها از هر گونه استفاده از سلاح هستهای علیه چین یا هر گونه تهدید به استفاده از آن است.» طبق این سند، نظام عدم اشاعه هستهای در سطح بینالملل به دلیل استانداردهای دو گانه تضعیف شده و با چالشهای جدید روبهرو است. چین در عین حال در این سند هشدار داده است: «تهدیدهای امنیتی غیرمتعارف مثل حملات سایبری در حال افزایش است.»
چین واحد؛ خط قرمز پکن در این سند، چین بهصراحت عنوان کرده است که با هر گونه اقدام جداییطلبانه مقابله خواهد کرد و حتی اگر موضوع به یک درگیری نظامی نیز منتهی شود، آنها دشمن را شکست میدهند. در این سند، پکن متعهد شده با جداییطلبان ازجمله در سین کیانگ و تبت برخورد کند. پکن به موضوع تایوان نیز پرداخته و متعهد شده به هیچوجه گزینه استفاده از زور را در صورت لزوم در آینده برای الحاق مجدد تایوان به چین کنار نمیگذارد. در این گزارش آمده است: «چین اتحاد مجدد پیدا خواهد کرد و باید این گونه شود. چین از عزم راسخ و قابلیت لازم برای حراست از حاکمیت ملی خود برخوردار بوده و هرگز اجازه جدا شدن هیچیک از بخشهای خاک خود توسط هیچکسی را نخواهد داد.» مقامهای چین در این سند، جداییطلبان تایوان را بزرگترین تهدید علیه یک اتحاد مجدد صلحآمیز برای چین خواندهاند. آنها گفتهاند: «ارتش آزادی خلق چین قاطعانه هرکسی را که برای جدایی تایوان از چین تلاش کند، شکست خواهد داد.» تاکید چین بر مقابله با تحرکات جداییطلبانه در تایوان در حالی است که اخیرا آمریکا با وجود مخالفت پکن اعلام کرد 2.2میلیارد دلار تجهیزات نظامی به تایوان میفروشد. در همین راستا، دیروز وو کیان، سخنگوی وزارت دفاع چین گفت: «هرکس جرات کند تایوان را از چین جدا کند ارتش چین مطمئنا با او خواهد جنگید و قاطعانه از اتحاد حاکمیتی و وحدت ارضی کشور دفاع خواهد کرد.» «امور دفاعی چین در عصر جدید» را میتوان پاسخی به اسناد راهبردی امنیت ملی و دفاعی آمریکا دانست. آمریکا در تمامی اسناد دفاعی، راهبردی امنیت ملی و موشکی چین را تهدید اصلی برای خود میداند. چین در این سند به تحرکات آمریکا در توسعه رقابت نظامی و هستهای اشاره کرده است، ولی صراحتا اعلام کرده که پاسخش به هر اقدام جداییطلبانه میتواند نظامی باشد. خطر چین در اسناد راهبردی آمریکا برخلاف دولت سابق آمریکا، اسناد راهبردی منتشرشده در دولت دونالد ترامپ در یک موضوع مشترکند و آن تهدیدی به نام چین است. «دفتر حسابرسی و نظارت دولت آمریکا» که کمیتهای مرکب از چهار نهادِ دولت، وزارت دفاع (پنتاگون)، اداره امنیت داخلی و دفتر ادارهکننده اطلاعات ملی است، در گزارشهای خود در دولت اوباما و ترامپ، دو نگاه متفاوت به تهدیدات علیه آمریکا داشتهاند. در استراتژی امنیت ملی پیشینِ ایالات متحده در دوره اوباما که این نهاد وظیفه تنظیم آن را برعهده داشته است، مهمترین تهدیدهای این کشور به ترتیب اولویت، ایران، کرهشمالی، روسیه، جرائم فراملی و چین بودند. اما در استراتژی امنیت ملی آمریکا- که در دسامبر 2018 منتشر شد و در آن تهدیدات امنیت و منافع ملی آمریکا در 26 مورد تدوین شده بود- چین جایگاه نخست تهدید علیه آمریکا را از آن خود کرد. پس از چین، روسیه، ایران، کره شمالی و در گام پنجم دولتهای ناپایدار، تروریسم، افراطگرایی و بیثباتی سیاسی در آفریقا و آمریکای لاتین بهعنوان تهدید شناسایی شدند. البته در سایر اسناد راهبردی آمریکا نیز چین در رتبه اول تهدیدات علیه این کشور به شمار رفته است. دونالد ترامپ در راهبرد امنیت ملی ۲۰۱۷، چین را بهعنوان تهدید و یک قدرت تجدیدنظرطلب عنوان کرده است. در این چارچوب ایالات متحده جدیترین و فوریترین تهدید خود را چین میداند. با توجه به سرمایهگذاری کلان پکن در غرب آسیا، گردش مالی سنگین این کشور در منطقه علاوهبر دسترسی بیشتر، نفوذ گستردهتر نیز بهدنبال داشته است. در راستای راهبرد «موازنه از راه دور» هدف اصلی آمریکا مهار چین در مرزهای خود است. در سند استراتژی دفاع موشکی آمریکا که در سال جاری میلادی منتشر شد. در خلاصه منتشرشده و همچنین بنابر پارهای اطلاعات و جزئیاتی که از استراتژی جدید دفاع موشکی آمریکا در برخی رسانهها چاپ شده است، به جزئیات طرحهای وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) برای مقابله با تهدید موشکهای جدید «اَبَرصوت» اشاره شده که توسط روسیه و چین توسعه یافته است. این موشکها توانایی پرواز با سرعت بیش از پنج هزار کیلومتر در ساعت (بیش از چهار برابر سرعت صوت) و در همان حال قابلیت تغییر و اصلاح مسیر را نیز دارند. علاوهبر این، در سند استراتژیِ دفاع ملی که در اوایل سال جاری میلادی منتشر شد، درخواست شده بود تمرکز آمریکا از استراتژی «جنگ با تروریسم» که سالهاست ارتش این کشور را اسیر خود کرده، برداشته شود و راهبرد موسوم به «بازگشت به رقابت با قدرتهای بزرگ» همچون جمهوری خلق چین و روسیه جایگزین آن شود. یکی از نشانههای ملموس تلاشهای ارتش برای دنبال کردن این استراتژی، این بود که پنتاگون اعلام کرد تشکیل ارتش فضایی را در دستور کار قرار داده و بستر لازم را برای ایجاد این شاخه از ارتش فراهم کرده است. ضمن آنکه در چند سال آینده از شمار نیروهای خود در آفریقا، خاورمیانه و افغانستان خواهد کاست. بنابراین ضعف نیروی نظامی آمریکا، شانس این کشور برای رقابت و مقابله با قدرتهایی چون چین و روسیه را از بین برده، لذا بودجه دفاعی آمریکا برای سال آتی میلادی عموما بر محوریت چین و روسیه استوار است. آمریکا بر مبنای این تهدیدات تلاش کرده است بودجه دفاعی خود را تنظیم و هدایت کند. بودجه نظامی آمریکا در بازه زمانی چهارساله از 2017 تا 2020، بیش از 18.5 درصد (112 میلیارد دلار) رشد داشته و به رقم 718 میلیارد دلار رسیده است. این بودجه در سال 2017 معادل 606 میلیارد دلار، در سال 2018 معادل 670 میلیارد دلار و در سال 2019 معادل 685 میلیارد دلار بوده است. در سال 2020 بودجه نظامی با رشدی 4.7 درصدی نسبت به سال گذشته قرار است به 718 میلیارد دلار برسد. بر اساس گزارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری، نکته قابلتوجه در این افزایشها تنظیم شدن بودجه نظامی سالانه آمریکا بر مبنای سیاست «Strategy Offset Third» یا «برنامه جبرانی سوم» است. استراتژی جبرانی، اصطلاحی در نظام دفاعی ایالات متحده آمریکاست؛ بر پایه این استراتژی، آمریکا به جای تقویت توانمندیهای دفاعی و نظامی خود در حوزههایی که رقیب، حریف یا دشمنِ این کشور دارای توانمندیهای نسبی است، باید به سمت ابزارهایی برود که سرمایهگذاری در آنها باعث تغییر صحنه رقابتی به سود آمریکا شود. «جبرانی اول»، جهشی تکنیکی در دهه 1950 و دستیابی به بمب اتمی بود که به وسیله آن با ژاپن مقابله کرد. سپس در دوره «هارولد براون» در وزارت دفاع آمریکا، سلاحهای هدفزن دقیق و نیز فناوری سیستمهای تسلیحاتی رادارگریز در دهه 70 میلادی به اتخاذ استراتژیِ «جبرانی دوم» در مقابله با شوروی منجر شد. آنطور که از اولویتهای امنیتی آمریکا مشخص شده برنامه «جبرانی سوم» جهت مقابله با قدرت روزافزون چین تنظیم شده است.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
روانشناسی خودتحریمی اصلاحطلبان
کنکاش در منابع اطلاعاتی سایتی که قیمت خانهها را دارد
شورایاری یا شبکهسازی انتخاباتی
باید در حوزه علوم انسانی کار عمیق کرد
مساله مافیای موسیقی فقط پول است
سند ملی چین: آمریکا بزرگترین دشمن ماست
باید در حوزه علوم انسانی کار عمیق کرد
درباره خطای جانسون هراسی
چرا به احیای رشته کشاورزی نیاز داریم؟

