روایت دکتر ولایتی از پنجم مرداد ۱۳۶۷

پنجم مرداد ۱۳۶۷ مزدوران گروهک منفور منافقین با حمایت ارتش بعث عراق وارد خاک ایران شده و به‌علت عدم آمادگی نیرو‌های مسلح ایران موفق به پیشروی تا دروازه‌های شهر کرمانشاه می‌شوند. همزمان هیات دیپلماتیک ایران به ریاست دکتر علی‌اکبر ولایتی، وزیر وقت امور خارجه در شهر نیویورک و در مقر سازمان‌ملل متحد مشغول مذاکره برای تعیین روند اجرای قطعنامه بودند.
بخشی از خاطرات دکتر علی‌اکبر ولایتی را در زیر می‌خوانید.
«نکته جالب اینجاست که ما قطعنامه را پذیرفتیم و ترتیبات اجرایی را هم قبول کردیم، اما عراق قطعنامه را پس از صدور پذیرفت اما ترتیبات اجرایی را نپذیرفته بود. به اجرا که می‌رسید آنها می‌خواستند آن چیزی را که در جنگ به دست نیاورده‌اند، در صلح به دست آورند. مقدمات را با آقای دبیرکل صحبت می‌کردیم؛ یک روز صبح که نشسته بودیم و راجع به  آتش‌بس و ترتیبات اجرایی قطعنامه صحبت می‌کردیم، پشت میز مذاکره بودم که یک‌مرتبه آقای محلاتی، کاردار موقت ما در سازمان‌ملل متحد، نوشته‌ای را به من نشان داد که در آن آمده بود، منافقین از مرز ایران و عراق رد شده‌اند و با پشتیبانی نیروهای عراقی از اسلام‌آباد گذشته‌اند و در پشت دروازه‌های کرمانشاه هستند. حالا تصور کنید عراق، حامیان غربی و عربی‌اش یک‌سال بود تبلیغ می‌کردند که عراق قطعنامه را پذیرفته ولی ایران آن را نپذیرفته است، حالا که ما پذیرفته بودیم، آنها ترتیبات اجرایی را نپذیرفته و برای  آتش‌بس هم حاضر نشده بودند و منافقین هم که تحت تعلیم و پشتیبانی آنها بودند، با اشاره آنها به ایران حمله کرده بودند. در حالی که قرار بود  آتش‌بس برقرار شود و این برای ما خیلی سنگین بود. خلاصه بار سنگینی که بر دوش بود این بود که ما بعد از این همه جانبازانی که تقدیم دفاع مقدس شد و شهدایی که دادیم و اسرایی که داشتیم، حالا بعد از حدود هشت‌سال، اینها یک بازی جدیدی‌ را شروع کرده بودند که عملا  آتش‌بس را نپذیرند و قطعا هم بگویند اینها که حمله کردند مبارزان خود ایرانی‌ها هستند. در حالی که اینها دست‌پرورده عراق و وطن‌فروشانی بودند که مورد حمایت اروپا به‌خصوص فرانسه، آمریکا، رژیم صهیونیستی و در آن زمان صدام‌حسین قرار داشتند. فشار خیلی سنگینی بر بنده و هیات مذاکره‌کننده وجود داشت. البته سعی کردیم خودمان را حفظ کنیم و مذاکره را ادامه دهیم. درواقع این پیچیدگی کار ما را نشان می‌داد و این‌طور که در صحنه بین‌المللی تبلیغ می‌کنند، سازمان‌ملل متحد یا صاحبان حق وتو در شورای امنیت، اینها به‌دنبال صلح واقعی نیستند، بلکه به‌دنبال منافع خودشان هستند؛ منافع‌شان اگر از جنگ به دست بیاید، جنگ ایجاد می‌کنند، اگر از صلح به دست بیاید، از صلح طرفداری می‌کنند. فلذا اینکه حمله کردند خب خبر سنگینی بود ولی اینکه اینها در مدت کوتاهی شکست خوردند؛ نشان داد که ایران اگر  آتش‌بس را پذیرفته است، این به منزله کاهش قدرت دفاعی‌اش نیست.»