روزنامه ایران ورزشی
1398/05/05
ورزش و ورشکستگی سیاستگذاری
علی عالی1- گفتوگو با وزیر ورزش و جوانان، فرصتی است برای طرح موضوعات و مشکلات مهمی که این بخش از جامعه را درگیر خودش کرده است. فقط کافی است کمی با فاصله به ساختار دولت نگاه کنیم تا دریابیم که اهمیتِ وزارت ورزش و جوانان کمتر از مثلا وزارت صنعت نیست. نشاط آدمها و سلامتی تکتک افراد است که جامعهای با ظرفیت و خلاق میسازد. صحبت از ورزش که میشود، مساله فقط قهرمانپروری نیست، که بالاتر از آن سلامت و نشاط اجتماعی اهمیت دارد. موضوعی که متاسفانه در دولتهای ما آنطور که باید دیده نمیشود و به ورزش فارغ از مبحث قهرمانی، بهعنوان یک فعالیت فرهنگی - اقتصادی توجه نمیشود.
2- عدم توجه به شاخصهای فرهنگی و اقتصادی ورزش یک دلیل بیشتر ندارد و آن هم ذهنیتِ غیرفرهنگی و مکانیکی مدیرانِ ورزشی ما در سالهای گذشته است. توسعهمحوری اجتماعی در ذهنیتِ مدیران ورزش ما جایی ندارد. بیشتر مدیران حوزۀ ورزش در جامعه ما، اگرچه به دانش تربیتبدنی آگاهند و ورزش را بهعنوان یک علم میشناسند اما دغدغه توسعه نداشتهاند و از همینرو اندیشههای تازهای هم اگر بودهاند، پشتِ درهای بسته ماندند و راهی به جامعه پیدا نکردند. تجربه نشان داده است که ارتباط مدیران حوزه وزارتی ورزش در کشور ما با رسانهها، تشکلها و باشگاههای ورزشی محدود است و همین دوریگزینی، چشمانداز آنها را برای توسعۀ ورزش محدودتر میکند. بیتعارف باید گفت که مدیریت چهل سال گذشته در سیاستگذاری ورزشی، اقیانوسی به عمقِ یک وجب را پیشروی ما گذاشته است. دانشی به روز نشده و باورِ اعتلا و توسعۀ ورزش بهعنوان عامل پیش برندۀ جامعه شکل نگرفته است. مدیریتِ ورزش ما متاثر از فضای تیمداری و باشگاهداری، مناسبات لابیگری و روابط پشتپرده را بهخوبی آموخته و میشناسد اما هنوز مکانیزمهای تحول و توسعۀ ورزش را نمیشناسد، از تخریبِ حداقلهایی که برای توسعۀ ورزش شکل گرفته و میگیرد ابایی ندارد و در بهترین حالت به مدیرانی بیتفاوت تبدیل شدهاند.
3- اما مهمتر از مدیران، ساختاری است که مدیران در آن تصمیم میگیرند. این ساختار شرایطی را رقم زده است که نتیجهاش تنهاتر و محدودتر شدن جایگاهِ وزیر ورزش و جوانان است. در این ساختار حرفِ جنابِ وزیر شنیده نمیشود و در عوض بدنه مدیریتی سازمان هستند که وزیر را مجبور به همراهی با سیاستهای خود میکنند. درحالی که ساختار ورزش در دنیا متحول شده و سیاستگذاری ورزشی هر روز چارچوبهای نو و تازهای را تجربه میکند، ما هنوز در الفبای ورزش ماندهایم و گامهای طولانی تا رسیدن به دنیای استاندارد سیاستگذاری ورزشی فاصله داریم. ما به ورزش نگاه گونهای از صنعت را نداریم و یاد نگرفتهایم که با توسعۀ ورزش هم میشود پول ساخت. آنچه ما داریم، در جهت تخریبِ حوزۀ ورزش عمل میکند و نه در راستای توسعۀ صنعت ورزش.
4- ورزش ما، متاثر از اقتصاد دولتی است. ورزش ما متاثر از رانتِ نفت است و ورزشِ رانتی نمیتواند چشماندازِ پیشرفت برای خود ترسیم کند. مدیرانی که با رانت سیاستهای ورزشی را پیش میبرند، آیندهنگری ندارند و الفبای توسعۀ ورزش را نیاموختهاند. نیازی برای یاد گرفتن و جلو رفتن احساس نکردهاند. به قول سعید مدنی، روزنامهنگار مهم و شناخته شدۀ حوزۀ ورزش در ایران «به تغییر افراد اعتقادی ندارم، چرا که گمان میکنم حتی اگر آنها صلاحیت کار هم نداشته باشند، تضمینی وجود ندارد که شخص جایگزین بتواند مشکلات را برطرف کند، بنابراین فکر میکنم باید به جای تغییر افراد، تغییر افکار را سرلوحه کارهایمان قرار دهیم.»
5- پیچیده صحبت نکنیم. ورزش ایران دچار «ورشکستگی سیاستگذاری» شده است. در شرایط امتناعِ سیاستگذاری و نبود نگاهِ مبتنی بر توسعه، وزیر ورزش و جوانان چه گامهایی میتواند برای تحول بردارد؟ سخت است اما غیرممکن نیست. ورزش ایران نیاز اساسی به «دانش» دارد. قبل از پول، باید دانش به بدنۀ ورزش تزریق شود تا مسیر درستِ بعد از این انتخاب شود و سیاستگذاریها در مسیر درست ریلگذاری شوند. ریلِ ورزشِ ایران اگر درست و اصولی گذاشته شود، قطار ورزش ما هم در مسیر درست حرکت خواهد کرد. آنوقت است که سیاست خارجی و اقتصاد ما هم با ورزشمان همراهی خواهند کرد. در آنصورت است که ورزش ما، سرمایۀ خارجی جذب میکند و سرمایۀ داخلی میسازد. ورزش ما برای تنفس بهتر نیاز به اصلاحات حقوقی دارد. دولت به جای تخصیص رانت به ورزش، باید راه را برای اصلاحات حقوقی این بخش باز کند تا امکان فعالیت بخش خصوصی در ورزش فراهم شود. تا از این رهگذر صنعت ورزش شکل بگیرد و ورزش ما پوستاندازی کند. این پوستاندازی آسان نیست اما شدنی است. آقای وزیر؛ راه سختی در پیش دارید.
پربازدیدترینهای روزنامه ها

