درباره خودم سوال کن

فاطمه رجبی روزنامه‌نگار «با اینهمه مشغله آیا می‌رسی در خانه آشپزی کنی؟»، «پس کارهای خانه را چه کسی می‌کند؟»، «دوماه درگیر فلان پروژه بودی، دلت برای بچه‌ات تنگ نشد؟»، «با خودت نمی‌گویی کاش شغلی انتخاب می‌کردم که می‌توانستم بیشتر کنار بچه‌ام باشم؟» آن‌قدر سابقه تلویزیون در برخورد با میهمان‌های زن مشعشع است که اگر این سوال‌ها را نشانتان بدهند بی‌بروبرگرد می‌توانید حدس بزنید که آنها را از یک زن پرسیده‌اند، فرقی هم نمی‌کند که آن زن اصلا به چه مناسبت دعوت شده است. می‌خواهد موفق‌ترین کارآفرین بوده باشد یا یک بازیگر مطرح و حتی اولین زن خلبان هلی‌کوپتر در کشور، آن‌چه که برای مجری و شاید بقیه عوامل برنامه اهمیت دارد این است که پس چه کسی آشپزی می‌کند؟ چه کسی بچه را نگه می‌دارد؟ چه کسی مسئول دلتنگی بچه است؟ البته قبول دارم که مهم است که یک چهره موفق چطور از پس مدیریت امور زندگی‌اش برمی‌آید و اساسا یکی از اهداف دعوت از موفق‌ها به رسانه این است که از آنها برای بقیه الگو درست کنیم اما چرا در بین تمام اموری که یک زن می‌تواند در زندگی‌اش به آنها مشغول باشد، شستن ظرف‌ها و نظافت خانه بیشترین اهمیت را دارد؟ چرا کسی از مردان بازیگر، موفق، کارآفرین و... درباره این‌که چطور می‌توانند بین کارهای خانه و بیرون هماهنگی ایجاد کنند، نمی‌پرسد؟ چرا کسی با دیدن تلاش بی‌وقفه آنها برای موفقیت به این فکر نمی‌کند که پس بچه‌اش چه می‌شود؟ آیا دل بچه‌ها برای پدرانشان تنگ نمی‌شود؟ آیا مردان بهتر نیست شغلی انتخاب کنند که بیشتر کنار خانواده و بچه‌هایشان باشند؟ البته وقتی یک مرد خلبان موفق هم به تلویزیون می‌آید آن‌قدر سوالات مهمتر در مورد موفقیتش وجود دارد که بهتر است درباره نحوه مدیریت کارهای خانه و بچه‌ها سوالی پرسیده نشود؛ اما هدفم از این مقایسه نشان‌دادن این واقعیت است که هنوز هم خیلی‌ها فکر می‌کنند وظیفه اولیه یک زن اداره امور خانه است و اگر موفقیت دیگری هم دارد باید تضمین بدهد که در آن عرصه چیزی کم نخواهد گذاشت. از آن گذشته یکی از اصلی‌ترین آسیب‌های پرسیدن چنین سوال‌هایی بازتولید عذاب وجدانی است که جامعه به یک زن فعال در بیرون از خانه می‌دهد، عذاب وجدانی دایمی در مورد این‌که آیا به اندازه کافی پیش بچه‌ها هست؟ آیا این‌که برای موفقیتش تلاش می‌کند خودخواهی نیست؟ و ‌هزار سوال دیگر که هر روز این زنان از خود می‌پرسند، پس چه بهتر که ما دیگر با پرسیدن آنها فشار بیشتری روی تمام فشارهایی که تحمل می‌کنند، نیاوریم.