معادله چندمجهولی یارانه و آنها که زود سرشان کلاه رفت

احمد امیرآبادی فراهانی، نماینده مجلس، می‌گوید: «بهمن‌ سال 89 که دولت دهم یارانه نقدی را برقرار کرد، قرار بود مردم در مصرف آب، برق و حامل‌های انرژی صرفه‌جویی کنند و دولت از مازاد این درآمد‌ها یارانه‌ای نقدی به مردم پرداخت کند اما دولت بعد از چند سال به این نتیجه رسید که یارانه به نیازمندان تعلق دارد و باید یارانه پردرآمد‌ها را حذف کند. نه‌تنها از ‌سال اول که 63‌میلیون نفر یارانه می‌گرفتند کم نشد بلکه تاکنون حدود 80‌میلیون نفر یارانه‌بگیر شدند و سالانه نیز حدود یک‌میلیون نفر به این جمع اضافه می‌شود.» این نماینده مجلس ادامه می‌دهد:   «از ‌سال 93 و 94 در قانون بودجه، مجلس دولت را مکلف کرده است که یارانه افرادی را که پردرآمد هستند، قطع کند که دولت هنوز این کار را انجام نداده است؛ چون یارانه به سمت بحث‌های سیاسی و رأی‌گیری و انتخابات ربط داده شد؛ اما واقعیت این است که کسی نمی‌تواند یارانه‌ها را قطع کند.» این عضو هیأت‌رئیسه مجلس با بیان این‌که افراد پردرآمد و دهک‌های بالا قابل شناسایی نیستند، می‌گوید: «بیشتر افرادی که یارانه‌شان قطع شده است، افرادی هستند که زیرپوشش کمیته امداد، تأمین اجتماعی، بازنشسته و مستمری‌بگیر هستند.  به علت این‌که بانک اطلاعاتی منسجمی در کشور نداریم نمی‌توان خانوار‌ها را از نظر درآمد به صورت دقیق تفکیک کرد. وقتی هنوز ما نمی‌دانیم سه دهک بالا چه کسانی هستند، نمی‌توان همان‌ها را نیز حذف کرد و دولت نمی‌تواند این کار را عملیاتی کند و همچنان به دلیل نبود زیرساخت‌ها و ابزار‌های لازم و اطلاعات کافی، این کار امکان‌پذیر نخواهد بود. دولت توانایی شناسایی دهک‌ها را ندارد و با این کار باز هم یارانه افراد فقیر قطع خواهد شد.»
درباره صحبت‌های جناب امیرآبادی باید به چند نکته اشاره کرد:
اول این‌که اگر توانایی شناسایی دهک‌های بالا وجود ندارد، پس چطور بخشی از یارانه‌بگیران در همان اولین ‌سال پرداخت یارانه از فهرست حذف شدند و یارانه‌شان قطع شد؟ پیگیری‌ها هم نتیجه نداد و شرایط برای بازگشت به فهرست بسیار سخت و پیچیده بود.  اگر به قول آقای امیرآبادی آن شیوه شناسایی نادرست بوده و عده‌ای مستحق حذف شده‌اند -که شده‌اند- انصافا و قانونا باید زمینه‌ای مهیا کرد تا شناسایی شوند و یارانه به آنها تعلق بگیرد. اگر هم مدیران معتقدند که آن شیوه شناسایی درست بوده، چرا چند ‌سال پیش قابل اتکا بود و حالا نیست.
دوم این‌که اگر واقعا این‌گونه باشد که آقای امیرآبادی می‌گوید و شناسایی دهک‌های بالا ممکن نباشد که حساب‌مان با کرام‌الکاتبین است. به این ترتیب نه می‌شود مالیات مناسبی از افراد پردرآمد و دهک‌های بالا اخذ کرد نه می‌شود نظارتی بر فعالیت‌های مالی‌شان داشت. (نکته این است که استانداردهای دوگانه و چندگانه موجود باعث شده احتمالا خود مسئولان هم دقیقا متوجه نشوند که تا کجا می‌توانند پیش بروند و چقدر برای شناسایی و مانیتورکردن ثروتمندان قدرت دارند. بعضی وقت‌ها صحبت از اطلاعات ریز و صد‌درصدی است و گاهی عده‌ای مثل آقای امیرآبادی از ناتوانی در تشخیص و فهرست‌کردن دهک بالای جامعه می‌گویند.)
سوم این‌که قطع و کاهش پرداخت یارانه ظاهرا از نیازهای ضروری دولت است و ادامه این وضع امکانات مالی دولت را خواهد کاست و عملا بسیاری از فعالیت‌ها را تعطیل خواهد کرد. اگر واقعا دولت فکر می‌کند که با قطع‌کردن یارانه چند دهک می‌تواند قدرت مانور بیشتری پیدا کند و کارایی خود را بالا ببرد، این تغییر به رضایت عمومی هم خواهد انجامید و صدمه‌ای به صندوق‌های رأی هم نخواهد زد، پس نباید برایش دست دست کرد. اما اگر تحلیل‌ها بر این اساس است که با درآمد ناشی از قطع یارانه‌ها کار مثبتی نمی‌توان انجام داد و فقط مایه نارضایتی خواهد شد، همان بهتر که این شیوه ناصواب ادامه پیدا کند و همه ثروتمندان و اقشار مرفه هم از حساب فقرا یارانه بگیرند. این وسط باز هم سر کسانی کلاه رفته که همان اول و در اقدامی غیر قابل فهم یارانه‌هایشان قطع شد و دیگر هم وصل نشد.