روزنامه شهروند
1398/05/09
دانشگاههای ایران؛ یک فضای خاکستری
شهروند| سال تحصیلی ۹۷-۹۸ دانشگاههای ایران در حالی به پایان رسید که چندان خبری از آن شور و نشاط همیشگی دانشجویان شنیده نشد و تجمعات معمولا صنفی چند دانشگاه هم نتوانست این فضای یخزده را تغییر دهد. این البته به روایت دانشجویان و فعالان دانشجویی نزدیک است و در سمت دیگر مسئولان دانشگاهها و وزارت علوم روایت دیگری دارند؛ آنها معتقدند که در این سال تا حد زیادی مشکلات دانشجویان معروف به ستارهدار برطرف شده و کمتر دانشجویی از تحصیل ممنوع شده است. درست در همین روزها البته حکم قضائی چندین دانشجو هم صادر شد. در همین سال تحصیلی البته انتخابات مدیران مسئول نشریات دانشجویی در شورای مرکزی ناظر بر نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هم با حاشیههای فراوانی روبهرو شد و تعداد زیادی از فعالان دانشجویی درباره نحوه اجرای این انتخابات و همچنین نتیجه آن شبهاتی را مطرح کردند. با این اوصاف البته فعالان دانشجویی میگویند که تا اندازهای فضای دانشگاهها نسبت به دولت مهرورزی تغییر کرده و حتی تعدادی از آییننامههای این دولت دچار تغییر شده است؛ هر چند که آنها این تغییرات را کافی نمیدانند. فعالان دانشجویی همچنین معتقدند که برخی دانشگاهها از حالت «پادگانی» که رئیسجمهوری گفتند به جمود رسیده و یکی از دلایل این بینشاطی دانشگاهها را در سیاستزدگی کنونی میدانند. روایت وزیرعلوم: حل مشکل اکثریت دانشجویان ستارهدارهفته پیش «منصور غلامی» وزیر مورد تایید تعداد زیادی از اعضای فراکسیون امید به جمع آنها در مجلس شورای اسلامی رفت و گزارشی از وضع دانشگاهها ارایه کرد. آنطور که «فاطمه سعیدی» سخنگوی فراکسیون امید درباره محتوای این جلسه گفته است، غلامی در بخشی از سخنان خود از حلشدن مشکل اکثر دانشجویان ستارهدار سخن گفته است. سعیدی در اینباره گفت: «ابتدا نمایندگان سوالات و دغدغههای خود را در سه حوزه آموزشی، رفاهی و صنفی، فرهنگی و سیاسی و مشکلات دانشگاههای حوزههای انتخابیهشان که زیر نظر وزارت علوم هستند، مطرح کردند.» که پس از این پرسشها نوبت به توضیحات وزیر رسید. سعیدی همچنین با اشاره به وضع دانشجویانی که مشکلاتی برای ادامه تحصیل داشتهاند، گفت: «در گزارشی که آقای غلامی ارایه داد تلاشها برای رفع مشکلات این دانشجویان از طرف وزارت علوم انجام و اکثریت این دانشجویان مشکلاتشان رفع شده است و مانعی برای ادامه تحصیلشان وجود ندارد.» این سخنان البته همواره انتقاد فعالان دانشجویی را از طیفهای مختلف به همراه داشته است؛ در یک سمت دانشجویان با گرایش سیاسی نزدیک به اصلاحطلبان از ناتوانی وزارت علوم در بازکردن فضای عمومی دانشگاهها میگویند و در سمت دیگر هم دانشجویان نزدیک به احزاب اصولگرا یا تشکل بسیج دانشجویی رضایت چندانی از شرایط کنونی ندارند. گروه سومی هم البته وجود دارند که تمرکز خود را روی فعالیتهای صنفی گذاشتهاند و آنها در این سال هم تلاش کردند با «پولیسازی روند آموزش» مقابله کنند که البته با هزینههایی هم روبهرو شدند. صادق فرامرزی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شهرکرد: مطالبهگری دانشجویان کاهش پیدا کرده است
به نظرم وضع فعلی دانشگاههای کشور نامطلوب است، چراکه در سکوت عمیق رسانهای به سر میبرد و به مراتب هرچه جلوترمیرویم، دانشجویان نسبت به مسائل مهم کشور بیتفاوتتر شده و احساس تکلیف در بین آنها کمتر دیده میشود.
مطالبهگری یکی از چیزهایی است که دانشجو همیشه باید به دنبال آن باشد و دانشجو آرمانگراست و مطالبهگری با آرمانگری آنان بیگانه نیست، اما متاسفانه مطالبهگری در بین دانشجویان کاهش پیدا کرده و قسمت اعظم آن به بیتوجهی مسئولان به مطالبات دانشجویی برمیگردد که دانشجویان را سرخورده کرده، چراکه این فضای باز از دانشجویان سلب شده است و نگاه مسئولان نسبت به تشکلهای دانشجویی چه غیرعادلانه و چه بیطرفانه باشد، فرقی ندارد؛ چراکه تشکلهای دانشجویی به خواب زمستانی فرو رفتهاند و نیاز به یک تلنگر دارند. جنبش دانشجویی همیشه یادآور استقلال، عدالت و آزادی است، ولی متاسفانه هرچند حامیان دولت اعتقاد دارند دانشگاه سنگر آزادی است، اما این آزادی بیان و مطالبهگری در این دولت محقق نشد. به نظرم تنها راه برونرفت نظام از وضع فعلی و رسیدن به وضعیت مطلوب، پرداختن به بیانیه گام دوم انقلاب و جوانگرایی است. لذا میطلبد با ایجاد روحیه انقلابیگری بین دانشجویان و جوانان در بستر نظام؛ حصر و راههای انسدادی نظام را درهمشکست تا اینکه راه انقلاب باز و تغییر نگاه به وضع موجود حاصل شود و این گفتمان در فضای جامعه تلقی شود؛ چراکه نیروهای سیاسی و فرهنگی در جایگاههای مدیریتی درجازدند و این اعتماد برای جوانان حاصل نشد. ابراهیم اسکافی، فعال دانشجویی و نماینده پیشین مدیران مسئول در شورای مرکزی ناظر بر نشریات وزارت علوم: سختگیریهای عجیبی که با آن مواجهیم
در طول یک سال گذشته فضای فعالیتهای دانشجویی بشدت دچار رکود شده است؛ بخشی از آن به فضای کلی جامعه و انسداد سیاسی که حاکم است، مربوط میشود و همانطور که به نظر میرسد بخش زیادی از مردم از سیاست ناامید شدهاند، دانشگاهها نیز دچار رخوت شدهاند اما بخش عمده آن به خاطر رویکرد مدیران وزارتخانه و همینطور مسئولان دانشگاهها است. پس از گذشت یک سال فضای بیتحرکی و بیاعتنایی به حقوق دانشجویان در تمام ارکان وزارتخانه و دانشگاهها رسوخ کرده است. مسئولان فرهنگی وزارتخانه بیشتر به دفعالوقت مشغولند و اتفاق مثبتی در زمینه گشایش سیاسی و فرهنگی در دانشگاه رخ نداده است. در اعتراضات دیماه بسیاری از فعالان دانشجویی احضار و بازداشت شدند. مسئولان وزارتخانه به جای آنکه از حقوق مسلم آن دانشجویان معترض دفاع کنند، صرفا به حل موقت مسأله فکر میکردند و آزادی موقت آنها را دستاورد بزرگی میدانستند درحالیکه برای اغلب آنها پرونده قضائی تشکیل شد و به تدریج شاهد بودیم که احکام سنگینی برای آنها صادر شده است و حالا هم دیگر آن مسئولان فرهنگی لزومی نمیبینند موضعی بگیرند. دانشجویان بهطور کلی در سال گذشته بیپناهتر شدهاند. برخوردهای انضباطی در داخل دانشگاهها و احضار به نهادهای خارج از دانشگاهها بیشتر شده است. در سال گذشته متاسفانه با تشکلهای منتقد زیادی در دانشگاههای مختلف برخورد شده و به حالت تعلیق درآمدند. نشریات دانشگاهی زیادی بدون طیکردن روند رسیدگی به شکایات در علم و صنعت، امیرکبیر و فردوسی و دانشگاههای دیگر تعلیق شدهاند. آنچه از همه بیشتر در سال گذشته نمود پیدا کرد، تحرکاتی بود که درخصوص پوشش دختران دانشگاه صورت گرفت. به طرز عجیبی بدون آنکه اتفاق خاصی بیفتد ناگهان در دانشگاههای مختلف، سختگیریهای عجیبی روی پوشش دختران انجام شد و در بعضی دانشگاهها نیز آییننامههای سختگیرانهای ابلاغ کردند. محمدحسین عربی، فعال دانشجویی و دبیر انجمن فرهنگ و سیاست رازی: در دولت تدبیر و امید شرایط بهبود پیدا کرده، اما...
از دو جهت میتوان عملکرد دولت روحانی را با دولت احمدینژاد مقایسه کرد. از حیث سمتگیری کلی که به هر حال، شعارها و چشماندازها عموماً متضاد بود. احمدینژاد اگرچه در شعارهایش با صراحت بیان نمیکرد که میخواهد دانشگاه را به پادگان تبدیل کند، عملا با اقدامات مشخصی که انجام داد دانشگاه را به سمت پادگانیشدن پیش برد، اما شعار این دولت درست عکس این بود. دولت روحانی با این شعار مشخص در حوزه دانشگاه وارد شد که دانشگاه نباید پادگان باشد. بنابراین ملاکهای قضاوت ما باید منطبق با شعارها باشد. ضمن اینکه مهم است این سمتگیری را مدنظر داشته باشیم. از جهت دیگری نیز میتوان عملکرد این دو را مقایسه کرد؛ اینکه هر کدام تا چه حد در راستای اهداف خودشان فعال بودند، درواقع تا چه اندازه تحرک و ابتکار داشتند. در این صورت دولت احمدینژاد قطعا تحرک بیشتری به خرج داد! در دوران خودش تلاش کرد آییننامههای ناظر بر فعالیتهای دانشگاهی را به نحوی بازبینی کند که راحتتر بتواند با مخالفانش برخورد و آنان را محدود و نهایتاً اخراج کند. مسئولان دانشگاهها هم عموماً عملگرا و از طیف تندرو جناح سیاسی مطلوب دولت انتخاب میشدند که در عمل کردن به برنامههای دولت تردیدی به دلشان راه نمیدادند. تقریبا در همه زمینهها شاهد بودیم که آییننامهها تغییر کرد و اقتدارگرایانهتر شد. اما در دولت روحانی شاهد چنین تحرکاتی نبودیم. به جز در مورد آییننامه انضباطی که انصافاً تغییرات شگرفی کرد، در سایر آییننامهها حتی به حالت قبل از دولت احمدینژاد هم برنگشت. در دولت تدبیر و امید شرایط بهبود پیدا کرده است و مثلا دیگر شاهد این نیستیم که هشت دانشجو در یک روز با دستور رئیس یک دانشگاه ممنوعالورود شوند یا اساتید مخالف دولت بازنشسته شوند یا از سوی مسئولان دانشگاه، دانشجویان به خاطر فعالیت مطبوعاتی از دانشگاه اخراج و به قوه قضائیه فرستاده شوند. محمدعلی کامفیروزی، فعال دانشجویی و دانشجوی دکترای حقوق دانشگاه تهران: دانشجویان فعال مدام به بنبست میخورند
هر چند ما در طول سال گذشته شاهد فعالیتهای جدی و قابل توجهی در دانشگاهها بودیم اما واقعیت این است که این روزها دیگر فعالیت دانشجویی آن رونق سابق را ندارد. بسیاری از دانشجوهای فعال ناامید شدهاند چون در خلال فعالیتهایشان مدام به بنبست میخوردند؛ به برخی از فعالان دانشجویی و یا فعالیتها هم که اصلا مجوز داده نمیشود. برخی فعالیتهای مجوزدار هم با احضار امنیتی و قضائی و یا تهدید و تشکیل پرونده و... مواجه میشود. از طرف دیگر به نظرم ناکارآمدی در تحقق وعدهها و شعارها ناامیدی و بیاعتمادی و دلزدگی گستردهای را در بین دانشجویان به وجود آورده است. این روزها وجودنداشتن تعهد سیاسی-اجتماعی یا سیاستزدگی، حتی تبدیل به یک مد و ژست شده است. راستش برای منی که در دهه ۸۰ هم دانشجو بودم، فضا از جهاتی خیلی شبیه سالهای ۸۳ و ۸۴ است. وقتی تلاشهای فعالان دانشجویی برای ایجاد حداقل گشایشهایی در فضای موجود بینتیجه باقی میماند و حتی با تجمعهای دانشجویی و یا مراسم مجوزدار دانشجویی یا یک نشریه دانشجویی مجوزدار برخوردهای سخت و سنگین میشود، طبیعتا یک فعال دانشجویی انتخابی جز ناامیدی از اثرگذاری و کنارهگیری از فعالیت نخواهد داشت؛ از یک تعداد دانشجوی ۲۰-۲۵ ساله که انتظار دیگری نمیتوان داشت. آن هم وقتی که دولت حمایت نمیکند. متاسفانه همه ستارهدارها موفق به بازگشت به دانشگاه و ادامه تحصیل نشدند. از طرف دیگر پروندههای قضائی دانشجویان هم باوجود وعدههای مسئولان همچنان باز است یا منجر به صدور احکام قطعی دو سال حبس و سی ماه حبس شده است و هر روز اخبار جدیدی از فشار بر فعالان دانشجویی شنیده میشود. آخرین موردش همین صدور حکم سی ماه حبس برای خانم لیلا حسینزاده و آقای علی مظفری یا بازداشت خانم مرضیه امیری بود.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
114 تن گوشت، یک مثقال وجدان
این همه نبرد این همه پیروزی
رقابت پسرانه برای شرایط سخت
عربده میکشیدیم تا بترسانیم
روزگار خوش منات در بیله سوار
هنرمندان همراه هلال در کنار مردم
از حکم قصاص نجفی تا محکومیت رضوی و پرونده باستیهیلز
داغداران در انتظار اشد مجازات
خربزه یا مغز کاهو چه تفاوتی دارد؟
خطر سرطان در تیراژ انبوه
دانشگاههای ایران؛ یک فضای خاکستری
بامزه باش و بفروش
ماجراهای باورنکردنی اوشین شاهگوش مجید صالحی و رفقا
مسافران و مردم قربانی هتلها
صفحه شهرونگ
پزشک بیشتر میخواهید؟ همینها را نگه دارید تا نروند
شبکه مخوف همدان بالاخره دنبال چه هدفی بود؟

