همدلی و دوستی مهمتر از رقابت

عطیه کریمی| شاید کمتر دختر 14ساله‌ای باشد که زندگی در شرایط اردوگاهی سخت و دور از خانواده را تجربه کرده باشد. معمولا این فرصت به‌ندرت در اختیار دختران نوجوان گذاشته می‌شود تا بتوانند تجربه‌های جدیدی را خارج از محیط زندگی و شهر خود و به دور از خانواده به دست آورند. نوجوانانی که نه آن‌قدر بزرگ شده‌اند که بتوانند کاملا مستقل باشند و نه آن‌قدر سنشان کم است که نتوانند از پس کارهای خود بربیایند، اما این‌بار شرایطی فراهم شد تا بتوانند برای چند روز در کنار دوستانشان در فضایی جدید و دور از عادت‌های قبلی خود، زندگی در شرایط سخت و متفاوت اردوگاهی اما همراه با شور و هیجان و رفاقت‌های جدید را تجربه کنند و خاطرات به یادماندنی فراوانی را با کوله‌پشتی خود به خانه ببرند. اردوگاه شهید باهنر تهران در هفته‌ای که گذشت، حال و هوای دیگری داشت. شاید در این سال‌ها کمتر چنین جنبش و انرژی را در خود دیده باشند. اردوگاهی با فضایی بزرگ در پای کوه‌های شمال تهران با هوایی مطلوب و نسبتا خنک، چند روزی را میزبان دختران 14ساله دادرس جمعیت هلال‌احمر بود. 31 تیم 14نفره از سراسر کشور در روزهای گرم تابستان در اردوگاه باهنر مستقر شدند تا تجربه‌های جدیدی را از دل رقابت‌های خود به دست آورند. نوجوانانی که از شمالی‌ترین تا جنوبی‌ترین نقطه ایران و حتی از محروم‌ترین شهرها به پایتخت آمدند تا در هفتمین دوره المپیاد کشوری آماده شرکت کنند. تیم‌هایی که با پشت‌سرگذاشتن مراحل استانی از میان دیگر گروه‌ها انتخاب شدند و به تهران آمدند تا در مرحله کشوری نیز بار دیگر توانایی‌های خود را به مربیان و داوران ثابت کنند. دختران پرشور و سرزنده که با انرژی خود فضای اردوگاه را گرم کرده بودند. فضای مجموعه کاملا رنگ و بوی هلال‌احمری به خود گرفته بود و دادرسان با کاورهای قرمز خود در میان انبوه درختان به چشم می‌خوردند. دخترانی که شاید در روزهای عادی تا نزدیکی ظهر می‌خوابیدند، یادگرفتند پنج‌ونیم صبح از خواب برخیزند و پس از ورزش صبحگاهی و صبحانه، خود را برای مسابقات آماده کنند. صدای شادی بچه‌ها از هرسمتی به گوش می‌رسید، وقتی که تیم‌های خود را تشویق می‌کردند. بچه‌های هرمزگان با گفتن شیر شیران آمده، هرمزگان به تهران آمده، به هم‌تیمی‌های خود انرژی می‌دادند یا صدای ماشاالله ماشاالله که از هر گوشه‌ای شنیده می‌شد، حس‌وحال سرزندگی را در فضا دوچندان می‌کرد. اختتامیه مرحله کشوری هفتمین دوره مسابقات آماده (بخش دختران) روز یکشنبه 6 مردادماه درحالی برگزار شد که تیم البرز موفق شد به مقام قهرمانی برسد. نماینده استان یزد دوم شد و تیم‌های خوزستان و گلستان نیز به صورت مشترک به مقام سوم رسیدند. تمام چیزهایی که یادگرفته‌ایم
در زندگی واقعی به کار می‌بریم
در قسمت شمالی اردوگاه دو سایت نسبتا بزرگ در دوطرف یکی از خیابان‌ها برای آیتم‌های اصلی و جانبی مسابقات طراحی شده است و دانش‌آموزان دادرس سخت مشغول رقابت‌های خود هستند. آیتم‌های اصلی احیای قلبی وریوی، پانسمان، آتل‌بندی، حمل مصدوم و.. و آیتم‌های جانبی حمل آب و الوار چینی در یک سایت قرار دارند. آیتم‌های اصلی اسکان اضطراری، اطفای حریق و آیتم‌های جانبی دو امدادی، پازل‌بافی و پرتاب کیسه طناب نیز در سایت مجاور قرار گرفته‌اند. بچه‌های خراسان‌رضوی، هرمزگان، بوشهر و اصفهان صبح روز اول مسابقات، آیتم‌های اصلی خود را پشت‌سر گذاشته‌اند و درحال انجام آیتم‌های جانبی هستند. در این میان صدای تیم‌های هرمزگان و بوشهر بیشتر به گوش می‌رسد. هرکدام با لهجه شیرین جنوبی هم‌گروهی‌های خود را تشویق می‌کنند. بچه‌های تیم هرمزگان درحال انجام آیتم حمل آب هستند و تمام تلاش خود را می‌کنند تا زمان را از دست ندهند. اینجاست که شعار شیر شیران آمده، هرمزگان به تهران آمده به گوش می‌رسد. بچه‌ها خیلی هیجان دارند و نمی‌خواهند امتیازی از دست بدهند. چند دقیقه‌ای را با آنها صحبت می‌کنم. وقتی از آنها می‌پرسم کدام آیتم برای آنها جذاب‌تر است، همگی با هم جواب می‌دهند اطفای حریق، یکی از بچه‌ها هم به زبان خود می‌گوید رله‌کردن آب یا همان آیتم حمل آب که دانش‌آموزان باید سطل آب را داخل یک لاستیک گذاشته و آن را بکشند و سالم به انتها برسانند. همچنین بچه‌ها آیتم CPR یا احیای قلبی و اسکان اضطراری را در زندگی واقعی کاربردی‌تر می‌دانند. وقتی از آنها می‌پرسم چه چیز در فضای اردوگاه را بیشتر دوست دارند، مربی هلال احمری بچه‌ها با خنده می‌گوید: «بچه‌ها که از جای خشک و گرم آمده‌اند، این‌همه جنگل و دار و درخت می‌بینند، لذت می‌برند». یکی از اعضای تیم هرمزگان خیلی جدی می‌گوید: «تمام چیزهایی که این‌جا یاد گرفته‌ایم، قطعا می‌توانیم در زندگی واقعی استفاده کنیم. حتی یکی از آنها در مدرسه میخی به پایش رفته بوده و توانسته خودش پای خود را پانسمان کند.»
حمل آب با هدف « نذر آب»


مهمترین آیتم جانبی
در این مسابقات آیتم‌های جانبی در کنار آیتم‌های اصلی برای بچه‌ها آموزنده هستند و هرکدام با تکیه بر یک هدف خاص طراحی شده‌اند. البته درکنار سرگرم‌کردن بچه‌ها داوران به آنها امتیاز هم می‌دهند، یعنی دانش‌آموزان باید علاوه بر دریافت امتیاز بالا در آیتم‌های اصلی، آیتم‌های جانبی را نیز به خوبی پشت‌سر بگذارند. سپیده احمدپور یکی از داورانی است که در سایت نخست در کنار بچه‌ها حضور دارد. وقتی از او درباره آیتم‌های جانبی سوال می‌کنم، می‌گوید: «آیتم‌های جانبی پنج مورد هستند؛ حمل آب، دو امدادی، کیسه طناب، الوار چینی و پازل‌بافی است. هدف آیتم حمل آب در واقع همان نذر آب است که قصد دارد به بچه‌ها اهمیت آب را نشان دهد. این‌که بتوانند آب را برای مناطق محروم و خشک جمع‌آوری کنند، بسیار مهم است. در دو امدادی برای حفظ تعادل بچه‌ها نردبان طنابی معلقی طراحی شده است که باید از آن عبور کنند. در طول مسیر نیز  اشیایی مثل باند، بتادین و.. را برمی‌دارند و در طی مسیر به هم‌گروهی‌های خود می‌دهند. در انتها نیز باید با چیزهایی که جمع کرده‌اند، یک کار امدادی انجام دهند. هدف از الوار چینی نیز تمرین برای استحکام سازه است.» او در ادامه توضیح می‌دهد که در آیتم پرتاب کیسه طناب بچه‌ها یاد می‌گیرند یک فرد غریق را چگونه نجات دهند. وقتی از او می‌پرسم که علاوه بر آیتم‌های جانبی، چه سرگرمی‌های دیگری نیز برای بچه‌ها درنظر گرفته شده است، می‌گوید: «دو بازی پنتاگو و اتللو و همچنین بازی‌های محلی مازندران را نیز برای دانش‌آموزان درنظر گرفته‌ایم تا در کنار مسابقات برای آنها جذابیت بیشتری داشته باشد.» احمدپور آمادگی جسمانی دختران را خیلی خوب می‌بیند و معتقد است که بچه‌ها بسیار باهوش هستند «شاید آیتم‌های جانبی برای بچه‌ها بیشتر جنبه تفریحی داشته باشد و به اصطلاح برای آنها تجدید قوا باشد اما کوچکترین نکته را نیز سوال می‌پرسند. بعضی از دختران حتی با داشتن جثه‌ای کوچک اما بسیار زرنگ و پرتحرک هستند».
انسان‌دوستی و بشردوستی
دو هدف مهمتر از رقابت
بچه‌های خراسان رضوی نیز آیتم احیای قلبی را جذاب‌ترین و کاربردی‌ترین بخش مسابقات می‌دانند. همچنین می‌گویند در آیتم الوارچینی به آنها خیلی خوش گذشته است. وقتی از آنها می‌پرسم فضای مسابقات را چطور دیده‌اند، همه با هم شروع می‌کنند به پاسخ دادن. یکی از بچه‌های تیم می‌گوید: «فضای اردوگاه خیلی صمیمی و خوب است؛ خیلی چیزها این‌جا یاد می‌گیریم. همین که به تیم‌های شهرهای مختلف سلام می‌کنیم و خسته نباشید می‌گوییم برای ما خیلی لذت دارد.» دانش‌آموزان در کنار مسابقات چیزهای مهمتری از رقابت یاد می‌گیرند. خودشان می‌گویند که انسان‌دوستی، بشردوستی، همدلی و لهجه‌های مختلف را یاد می‌گیریم. همه آنها علاقه دارند که همکاری خود را با هلال‌احمر ادامه دهند و عضوی از آن باشند. از آنها می‌پرسم چه چیزی به آنها این انگیزه را می‌دهد؟ می‌گویند: «بیشتر به‌خاطر علاقه دلی خودمان است. وقتی بتوانیم به مردم و همنوع خودمان کمک کنیم احساس لذت‌بخشی به ما می‌دهد.» آن‌قدر کارهای امدادی برای آنها لذت‌بخش است که حتی سختی دوری از خانه را از یاد آنها برده است. خودشان می‌گویند ما دانش‌آموزان آماده برای روزهای سخت هستیم، به همین دلیل باید این سختی‌ها را تحمل کنیم.
همدلی و دوستی برایمان می‌ماند
«ما بوشهری‌ها، بوشهری‌ها، بوشهری هستیم؛ از عشق همین بوشهر که این‌جا نشستیم؛ اینیم و آنیم؛ چنینیم و چنانیم، از شیر نترسیم که خود شیر جهانیم.» این شعاری است که بچه‌های خونگرم و پرانرژی بوشهری برای تشویق هم‌تیمی‌های خود هنگام مسابقه الوارچینی می‌خوانند. آنها می‌گویند که همه بخش‌های مسابقات را دوست دارند، اما آیتم‌هایی که گروهی هستند برای آنها جذاب‌تر است. کنترل خونریزی بینی را یکی از کاربردی‌ترین کارهایی می‌دانند که آموزش دیده‌اند. وقتی از آنها می‌پرسم که در کنار رقابت و برنده شدن چه چیزی برای آنها مهمتر است؟ یکی از آنها می‌گوید: «ما برای برنده شدن نیامده‌ایم. با هم بودن، همدلی و پیداکردن دوستان جدید برای ما مهمتر است. با رفتارهایی که بچه‌ها با ما کرده‌اند و صد البته با برخوردی که دوستانمان با دیگر دادرسان داشته‌اند، فهمیدیم که فقط همدلی است که برایمان می‌ماند. نه مقام مهم است نه برنده شدن بلکه همدلی و دوستی برایمان باارزش‌تر است.»
نظم و برنامه‌ریزی
مهمترین چیزهایی که یاد می‌گیریم
بچه‌های اصفهان در صبح نخستین روز مسابقات آیتم‌های CPR، آتل‌بندی، خونریزی و پانسمان و حمل مصدوم را پشت سر گذاشته‌اند و خسته در گوشه‌ای استراحت می‌کنند. به جمعشان می‌روم تا هم خسته نباشید به آنها بگویم و هم دقایقی کوتاه را با آنها گفت‌وگو کنم. بچه‌های اصفهان با لهجه شیرینی که دارند تعریف می‌کنند که تمرینات خود را از مهر ‌سال گذشته برای مسابقات شهرستانی و استانی شروع  و از 22 خردادماه نیز خود را برای رقابت‌های کشوری آماده کرده‌اند. خودشان می‌گویند کار تیمی و بشردوستی و این‌که بتوانند جان دیگران را نجات دهند برایشان بسیار جذاب است. البته سرپرست تیم با خنده می‌گوید همین که یاد گرفته‌اند غر نزنند بسیار خوب است. از آنها می‌پرسم که دوری از خانه برایتان سخت نیست؟ بدون مکث جواب می‌دهند که عالی است. فقط صبح زود بیدار شدن خیلی سخت است. پنج‌ونیم صبح باید بیدار باشیم و تا ساعت 6 برای ورزش به سالن برویم. سرپرست تیم اصفهان از حال و هوای تیمش می‌گوید و این‌که این مسابقات چقدر در رشد شخصیتی آنها تاثیرگذار بوده است: «این اردو به استقلال بچه‌ها خیلی کمک می‌کند. آنها زمان‌بندی را خوب یادگرفته‌اند. همین که می‌توانند ساعت 6 صبح بیدار باشند بسیار نتیجه خوبی است. استقلال، نظم و زمان‌بندی چیزهای مهمی است که شاید در شرایط عادی یاد نمی‌گرفتند.»